حج، مکتب عرفان
حج، رمز یقین، عشق و ایمان است. حج نمایشگر قدرت، عظمت، شکوه و جلال مسلمین است. حج بیانگر تعبد، تسلیم و اطاعت محض است. حج مرکز تشکل، انسجام، نظم و وحدت است. حج تمرین و اعلام «همیشه آمادهباش» است. حج درس پیکار و جنگ با شیطانها و طاغوتهاست. حج تجدید خاطره قربانی، ایثار و فداکاری است. حج نشان حکومت عدل و صلح، و امن و آرامش است. حج آیین برادری، یکرنگی، بیرنگی و یگانگی است. حج فریاد علیه تبعیض، اختلاف، بیداد است. حج انقطاع و بریدن از همه تعلقات و گسستن از باطل است. حج مدرسه محبت و پیوند اخوت و برادری است. حج گسستن انواع زنجیرها و اسارتها و بردگیهاست. حج بریدن از همه قدرتهای کاذب و طاغوتی است. حج همراهی شعار و شعور است و حج مکتب زهد و عرفان و جبهه خون و قربان است.
پیامرسانی و نقل اخبار ائمه علیهالسلام در حج
در روایات پیشوایان دین آمده است که یکی از هدفهای عالی حج، آشنایی بیشتر و عمیقتر مردم با مسایل اسلامی و انتقال اخبار و پیامهای رهبران آسمانی است. در زمانی که خلفای ستمگر برای خاموش کردن صدای حقطلبانه رهبران حق از هیچ ظلمی دریغ نمیکردند، بهترین مکان برای شنیدن و گرفتن پیامهای روحبخش اولیای خدا، مکه بود. لذا در حدیث میخوانیم: «در حج، تفقه و آشنایی با دین و نقل اخبار ائمه علیهمالسلام به سایر نقاط جهان نهفته است».
حج، بسیجی دیگر
حج، بسیج توحید است؛ بسیج علیه مرزهای ساختگی میان مسلمانان؛ بسیج علیه تفرقه و امتیازات پوچ؛ بسیج علیه کفر و شرک؛ بسیج برای اعلام برائت از دشمنان خدا؛ و بسیج برای طرد شیطان. حج، نمایشی از عظمت و قدرت است؛ هماهنگی با عالم بالاست؛ همسانی خاکیان با افلاکیان و همشکلی فرشیان با عرشیان است؛ طواف اهل زمین گرد کعبه در مقابل طواف فرشتگان، به دور بیتالمعمور در آسمان است.
بعد فرهنگی حج
حج میتواند مؤثرترین عامل مبادله فرهنگی و فکری و محلّی برای طرح فرهنگ اصیل اسلامی، در همه زمینههای زندگی باشد. در روایات اسلامی یکی از فوائد حج نشر اخبار و آثار رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم به تمام بلاد اسلامی ذکر شده است. هشام بن حکم از یاران امام صادق علیهالسلام میگوید: از آن حضرت درباره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم. ایشان فرمود: «خداوند این بندگان را آفرید... و دستورهایی برای مصلحت دین و دنیا به آنها داد و از جمله اجتماع مردمِ شرق وغرب را در آیین حج مقرّر داشت، تا مسلمانان یکدیگر را به خوبی بشناسند و ازحال هم آگاه شوند و هر گروهی سرمایههای تجاری را از شهری به شهر دیگر منتقل کند... و آثار پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و اخبار او شناخته شود، و مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموششان نکنند». حج از این نظر میتواند به یک کنگره فرهنگی و مرکزی برای تبادل نظر اندیشمندان و متفکران اسلامی تبدیل شود. متفکران اسلام در ایام حضور در حج باید گرد هم آیند و افکار و ابتکارات خویش را به هم عرضه کنند.
منظومه بندگی
حج، شهری است بزرگ که کعبه، کانون و مرکز آن است و مناسک، آییننامه زیستن در این شهر قانونمند. در اینجا هر تخلفی قربانی میخواهد. حج، شهری است آباد و آزاد که وطنِ هر موحد است و زادگاه دین و خاستگاه قرآن و هر که اهل این دیار است، حاجی است. اینجا حاکم خداست و آنکه به این مکان گام مینهد، وارد منظومه بندگی میشود.
حج، دریایی است موجخیز و گهرساز. هر که به ژرفای معارفش فرو رود و در اعماق حکمتهایش غواصی کند، مرواریدهای گرانبها و بیبدیل به چنگ میآورد و هر که بر ساحل به تماشا بایستد، هر چند به گوهر نرسد، ولی تلاطم امواج و نسیم ساحل این دریا، روحش را شاداب میکند.
حج، ندایی است پیچیده در گوش زمان، برخاسته از حنجره ابراهیم و نشسته بر گوش جان میلیونها موحد ابراهیمی؛ ندایی است که از هر دیار دور و نزدیک، از هر شهر و روستا، از هر فراز و فرود، مهمان میطلبد. ضیافتی با مهمانی خدا و سفرهای گشوده تا ابدیت، تا آخرت، تا بهشت، تا رضوان و رحمت تا عفو و مغفرت که آهنگ ملکوت دارد و نغمه خلد برین.
سابقه تاریخی کعبه
کعبه، این فرودگاه فرشتگان الهی، برخلاف تصور رایج مردم، پیشینهای فراتر از عصر ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل دارد. روایات اسلامی از پیشینه تاریخی شهر مکه و ارزش والای این سرزمین سخنان بسیار به میان آوردهاند. بیشک، کعبه اولین پایگاه توحید و نخستین خانهای است که به منظور عبادت بندگان بنا شده است. در آیه 96 سوره آل عمران، قرآن کریم در اشاره به این حقیقت مهم آمده است: «نخستین خانهای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکه است؛ که پربرکت و مایه هدایت جهانیان است.» همچنین وقتی یهود از تغییر قبله مسلمانان خشمگین شدند و پشت کردن به بیت المقدس را نوعی بیاحترامی به این شهر کهن و معبد پرسابقه تلقی کردند، قرآن، آنان را متوجه پیشینه تاریخی کعبه ساخت و کعبه را دارای پیشینهای بیشتر و ارزشی کهنتر معرفی کرد و آن را بیت عتیق، خانه کهن و دیرپای و سابقهدار خواند.
حج؛ از آدم تا خاتم
حج و انجام مراسم عبادی آن، پیشینهای به درازنای تاریخ زمین دارد. بر اساس برخی از روایات، نخستین کسی که کعبه را بنا نهاد و اولین حجگزار، حضرت آدم علیهالسلام بود. آن حضرت پس از خروج از بهشت، برای جبران گذشته و کمال گرفتن از محضر رب، به راهنمایی فرشته خدا به گزاردن مراسم حج هدایت شد. بعدها حضرت نوح علیهالسلام آن هنگام که کشتیاش گرفتار توفان سهمگین بود، مراسم حج را به جای آورد. کعبه قبل از تجدید بنا به دست حضرت ابراهیم علیهالسلام نیز عبادتگاه مردمان بود، اما دیوارهای آن به مرور زمان فرسوده شده و رو به نابودی رفت. ازاینرو، حضرت ابراهیم علیهالسلام به امر خدا پایههای آن را از نو برافراشت و سپس خود مناسک حج را انجام داد. در روایات اسلامی از حج دیگر پیامبران همچون حضرت موسی، یونس، عیسی، داوود و سلیمان نیز سخن به میان آمده است. ازاینرو، میتوان با اطمینان از رسالت جاودانه و جهانی حج و اینکه همه پیامبران الهی سیادت این سرزمین را باور داشته و به پاسداشت آن مأمور بودهاند، سخن گفت.
حج در قرآن
بیست و دومین سوره قرآن را حج نامیدهاند. افزون بر هشت آیه از این سوره، آیاتی از سورههای بقره، آل عمران، مائده و توبه نیز به اهمیت، فلسفه و احکام حج اشاره کردهاند. تلاوت این آیات و تأمل در آنها، روشنگر عظمت حج و گستردگی ابعاد آن است:
کعبه، خانهای است که به فرمان خداوند و به دست ابراهیم تجدید بنا شد و برای عبادت خدا و خودسازی مهیا گشت.
حج منافع و برکات معنوی و مادی و فواید فردی و اجتماعی و آثار سیاسی و اقتصادی و اخلاقی دارد.
همه مردم در این مکانِ عبادت یکسانند.
صفا و مروه، دو نشانهای است که انسان را به یاد خدا میاندازد.
حج و عمره، برنامه انسانسازی است که حدود و شرایطی دارد و بهترین حاصل آن تقواست.
شرافت زمانی و مکانی
از امتیازهای ویژه حج که برتری آن را بر بسیاری از اعمال عبادی دیگر نشان میدهد، جمع شرافت و فضیلت، هم از جهت مکان و هم از بُعد زمان است. از نظر زمان برای هر یک از دو ماه ذیقعده و ذیحجه که به ماههای حج مشهورند، فضیلت بسیار گفتهاند. مثلاً در روایت آمده است که بنای کعبه در 25 ذیقعده بود و در آن روز حضرت آدم هبوط کرد و ابراهیم خلیل و حضرت عیسی به دنیا آمدند، و رحمت در آن روز نشر یافت. همچنین بخش اعظم مناسک حج در دهه اول ذیحجه انجام میشود که بر پایه آیه 44 سوره حج، جزو «ایام معلومات» است. اربعینِ عبادتی نیز که موسای کلیم با خداوند وعده داشت، از اول ذیقعده شروع شد و با دهه اول ذیحجه پایان یافت که محصول این چلهنشینی، دریافت تورات بود. درباره شرافت مکانی حج نیز سخن بیکرانه است. سرزمین مکه در قداست و فضیلت بیهمتاست؛ چرا که کعبه، نخستین خانه مبارک برای خلق و مشعل هدایت برای جهانیان خوانده شده است. این سرزمین، از نشانههایِ روشنِ خداوند است و صفا و مروه که از شعایر الهی است، در آن قرار دارد.
حج؛ تجلی وحدت
اجتماع شکوهمند مسلمانان در همایش بزرگ حج، افزون بر پاسداشت عبادتی توحیدی و برافراشتن پرچم دینداری در جهان، نمایش قدرتمند ابهتِ امت اسلام است. مسافران حج، همه در لوای یک نام و آرمان، یک قبله و قرآن و با رهنمایی یک پیامبر، سرود همدلی و همراهی میخوانند. مجموعههای گوناگونی که از سرتاسر جغرافیای گسترده جهان اسلام گرد هم آمدهاند، سهمی مشترک از یک تاریخ پرافتخار دارند. گفتو گو و ارتباط اینان و تأمل در محور واحدی که اسلام و قرآن و سنت باشد، عامل بسیار توانمندی برای وحدت و همبستگی مسلمانان جهان شمرده میشود. این آهنگ یکپارچگی، اگر به درستی ساز شود، به حس مشترکی از توانزایی و سرانجام باور قدرتمندی در رویارویی با اسلام ستیزان و مستکبران جهان میانجامد و بدین روست که حج را میتوان کنگره عظیم وحدت مسلمانان دانست.
زیباترین فصل مشترک
در تقسیمبندیهای مرسوم حقوقی، اجتماعی و سیاسی جهان، ملاک تقسیمها، یا مردم یک سرزمین هستند که آن را ناسیونالیسم یا ملتگرایی مینامند، یا نژاد، معیار تقسیم است که به آن راسیسم یا نژادگرایی گفته میشود، یا مرزِ همگرایی، منافع مشترک مادی و اقتصادی یا اتحادیههای دفاعی است که نامها و عنوانهای گوناگون میگیرد. در اسلام، هیچیک از این ملاکها پذیرفته نیست و مرز دستهبندی انسانها، تنها عقیده آنان درباره خدا و جهان و حقوق و هویت انسان است. قرآن به این گروهها «امت» میگوید و امت اسلامی را گروهی از مردم میداند که در مدار عقیده به خدای یکتا و پیامبران فرستاده او وحدت و هماهنگی دارند. این باور ارزشمند و این معیار اعتقادی، بیش از هر عبادت دیگری در حج تجلی مییابد؛ آنجا که مرزهای جغرافیایی رنگ میبازد و سیاه و سپید و زرد و سرخ، پادشاه و فقیر، عالم و جاهل و قدرتمند و ضعیف، همه با یک تنپوش ساده، دور از هیاهوی اختلاف، در ضیافت حج، مهمان میشوند. این وحدت اعتقاد، زیباترین فصل مشترک تمامی مسلمانان گیتی و نیازمند تأمل و پاسداری است.
قطع طواف به دلیل برآوردن حاجت مؤمن
از نکتههای شگرف آیین اسلام، پاسداشت احکام اجتماعی و سفارشهای ویژه به تکریم حقوق مردم است. مرز این توجه و احترام تا بدانجاست که حتی در پارهای از امور و هنگام تعارض آنها با عبادتهای بزرگ معنوی، احترام به حقوق مردم و برآوردن نیاز آنها اولویت مییابد. در اینباره روایت اَبان بن تَغلب از امام صادق علیهالسلام بسیار درسآموز است:
ابان میگوید: همراه امام صادق علیهالسلام در حال انجام طواف بودم. در همان هنگام، مردی نزدم آمد و در حالی که از صورتش پریشانی نمایان بود، از من خواست برای رفع گرفتاریاش به دنبالش بروم. حضرت صادق علیهالسلام متوجه من شده و پرسید: ای ابان! این مرد کیست و چه میگوید؟ عرض کردم: شخصی از شیعیان شما و مسلمانی است که مشکلی دارد و از من تقاضای رفتن به دنبال رفع گرفتاریاش را دارد. حضرت فرمود: «شایسته است طواف را قطع کنی و همراه او بروی.» من با شگفتی گفتم: اما ای پسر رسول خدا! من هنوز طوافم را به پایان نرساندهام. حضرت فرمود: «مانعی ندارد. آنچه از طواف به جا آوردهای، به خاطر بسپار و پس از بازگشت، دنباله آن را به جا آور». ابان میگوید: پرسیدم: آیا اگر طواف واجب هم باشد، جایز است؟ حضرت فرمود: آری.
حج و فلسفه آن
در قرآن کریم از برنامه معنوی ج به شیوههای گوناگونی یاد شده است؛ از جمله میفرماید: «خداوند زیارت این خانه [کعبه] را بر کسانی که توانایی رفتن به آن را دارند واجب کرده است». یا در مورد دیگر میفرماید: «حج و عمراه را برای خدا کامل گردانید». در مجموعه روایات نیز در مورد فضیلت و فلسفه و آثار حج، بحثهای زیادی صورت گرفته است؛ از جمله آمده است: «حج، آرامش بخش دل هاست». امام سجاد علیهالسلام نیز میفرماید: «حج و عمره به جای آورید تا بدن هایتان سالم بماند و روزی هایتان زیاد شود و ایمانتان استوار گردد». امیرمؤمنان علی علیهالسلام فرموده است: «به جا آوردن حج و عمره، ناداری را از بین میبرد و گناهان را پاک میکند». حتی آن حضرت در وصیت خود فرمود: «خدا را، خدا را در حق خانه، پروردگارتان در نظر بگیرید و تا زنده هستید آن را ترک نکنید که در صورت کوتاهی، از عذاب الهی در امان نمیمانید». در کلام دیگر، امام صادق علیهالسلام به صورت کلی میفرماید: «همواره این خانه را زیارت کنید که زیارتهای پیوسته شما از آن، ناخوشیهای دنیا و سختیها و هراسهای روز رستاخیز را از شما دور میکند».
فضیلت حج
قرآن کریم در کنار یقین تکلیف حج، تأکید دارد که این کار هم همانند دیگر اعمال عبادی، حتما با نیت پاک و فقط برای خدا انجام گیرد: «حج و عمره را برای خدا کامل انجام دهید» بدون تردید فواید کامل حج زمانی به انسان میرسد که با انگیزه الهی انجام گیرد. در روایات اهل بیت علیهمالسلام در اشاره به فضیلت و برکات حج، به امور بسیاری اشاره کردهاند؛ از جمله آنهاست: «زائر حج و عمره میهمان خداست و خداوند به او آمرزش هدیه میکند». «حج، جهاد هر ناتوان است». رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله هم میفرماید: «حج، فقر و تهیدستی را از بین میبرد» و در جای دیگر میفرماید، «حج به جای اورید تا بینیاز شوید». امام سجاد علیهالسلام میفرماید: «حق حج بر تو این است که بدانی بدان وسیله به پروردگارت وارد میشوی، و از گناهانت به سوی آن میگریزی، و به وسیله آن توبهات پذیرفته میشود، و تکلیفی را که خدا بر تو واجب کرده است، ادا میکنی».
بُعد فرهنگی و اخلاقی حج
از جمله ابعادی که برای حج ذکر شده، بعد فرهنگی و اخلاقی ان است. مردم با بستن احرام، به کلی از امتیازات ظاهری، لباسهای رنگارنگ و زر و زیور دور میشوند و با تحریم لذتها و پرداختن به خودسازی که از وظایف هر حاجی محرم است، از جهان مادی جدا میشوند و در عالم معنویت قرار میگیرند. مجموعه اعمال حج و یادآوری خاطرات انبیا و اولیا در آن مکان شریف، زمینه انقلابی اخلاقی را در دلها فراهم یم کند. بیجهت نیست که در روایات میخوانیم: «کس یکه حج را به طور کامل انجام دهد، از گناهان بیرون میآید و همانند روزی که از مادر متولد شده است، پاک میگردد». افزون بر این، اندیشمندان همه جوامع با جمع شدن در مکه، به تبادل افکار و انیدشه میپردازند که این مسئله، زمینه تحول و انقلابی فرهنگی ـ علمی را فراهم ی آورد. هشام بن کم میگوید: از امام صادق علیهالسلام درباره فلسفه ج پرسیدم، فرمود: «خداوند بندگان را آفرید... و فرمانهایی برای مصلحت دین و دنیا به آنها داد. از جمله اجتماع مردم شرق و غرب در مکه در آیین حج مقرر شد تا مسلمانان به خوبی یکدیگر را بشناسند و برای اینکه آثار پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اخبار او شناخته شود، آنها رابه خاطر آورند و فراموش نکنند». میتوان گفت آیه «خداوند کعبه، بیت اللّه الحرام را برای قوام کار مردم قرار داد» بر همه این امور دلالت دارد.
بُعد سیاسی فریضه حج
یکی از تکالیفی که در اسلام با شرایط خاص برای مؤمنان واجب شده، انجام اعمال حج است. این عمل همانند همه تکالیف دیگر، مصلحتهای دارد و از جمله آنها، جنبه سیاسی آن است. امام علی علیهالسلام در اشاره به فلسفه حج میفرماید: «خداوند مراسم حج را برای تقویت آیین اسلام تشریع کرد». از دقت در اعمال حج، به خوبی معلوم میگردد که بسیاری از جنبههای آن، افزون بر عبادی بودن، رنگ سیاسی هم دارد. برای مثال، حج، عامل مؤثری در ایجاد وحدت در صفوف مسلمانان است و تبعیضهای ملی و نژادی و نیز محدود شدن در حصار مرزای جغرافیایی را از بین میبرد. حج، سانسورها و اختناقها را از راه تبادل اخبار حاجیهای سرزمین مختلف اسلامی از بین میبرد. به همین دلیل، در طول تاریخ حاکمان ستمگر از حضور حاجیان در جوامع گوناگون در مکه نگران میشوند. قرآن کریم در آیات مختلف، بر توجه به حج و انجام کامل این فریضه تأکید میکند؛ از جمله میفرماید: «خداوند زیارت این خانه را بر کسانی که توانایی رفتن به آن را دارند واجب کرده است». بر این اساس به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دستور داده شده است: «مردم رابه حج فرا خوان، تا پیاده یا سوار بر اشتران،... از راههای دور نزد تو آیند».
سزای ترک حج
انجام فریضه حج، در صورت بودن شرایط برای افراد واجب میشود و ترک آن جایز نیست. قرآن کریم در این باره میفرماید: «زیارت کعبه برای کسانی که توانایی رفتن به حج را دارند، حق خدا بر مردم است و هر کس ناسپاسی کرده، از رفتن به آن خودداری میکند [زیانی متوجه خداوند نمیکند؛ زیرا] همانا خداوند از جهانیان بینیاز است». رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله درمورد کسانی که بدون دلیل از حج خودداری میکنند، خطاب به علی علیهالسلام میفرماید: «ای علی! ده کس از این امت به خدای بزرگ کفر ورزیدهاند، یکی از آنها کسی است که توانایی حج داشته باشد، ولی تا زنده است از رفتن به حج خودداری میکند». آن حضرت در جایدیگر میفرماید: «هر کس در رفتن به حج آنقدر تعلل ورزد که مرگش فرا رسد، خداوند او را در روز رستاخیز یهودی یا نصرانی محشور میکند». امام صادق علیهالسلام درباره تفسیر آیهای که میفرماید: «هر کس در این دنیا کور باشد، در سرای آخرت نیز کور است»، فرموده است: «او کسی است که حج واجب را به تأخیر اندازد و بگوید امسال حج میروم، سال دیر حج میروم و...، تا آنکه مرگش فرا میرسد و نمیتواند به حج برود».
حج، از اسارت تا آزادی
حج که بزرگترین و باشکوهترین نمایش قدرت جهان اسلام است، اگر در چارچوب ظاهرش گرفتار شود و از اصالت ناب و رسالت عظیم خویش دور افتد، خالی از تأثیر و طراوت و جوششآفرینی است. مِنا و مَشعر و سعی و صفا، عرفات و حَلق و تقصیر و رَمی جمرات، همه در ورای ظاهر خود باطنی شکوهمند از معنا دارند. با این حال، آنچه امروز افسوسزاست، نشناختن این باطن و پرداختن به صرف آن ظاهر است. ناصر خسرو قبادیانی، قرنها پیش این، بانگ بیدارباش را به حاجیان نهیب زده است:
شاد گشتم بدانکه حج کردی
چون تو کس نیست اندر این اقلیم
بازگو تا چگونه داشتهای
حرمت آن بزرگوار حریم
جمله بر خود حرام کرده بُدی
هر چه مادون کردگار عظیم؟
گفت نی، گفتمش چو در عرفات
ایستادی و یافتی تقدیم
عارف حق شدی و منکر خویش
به تو از معرفت رسید نسیم؟
گفت نی؟ گفتمش چو سنگ جمار
همی انداختی به دیو رجیم
از خود انداختی برون یکسو
همه عادات و فعلهای ذمیم؟
و ناصر خسرو در آخر میافزاید:
گفتم ای دوست پس نکردی حج نشدی در مقام محوْ مقیم
رفته و مکه دیده آمده باز
محنت بادیه خریده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی پس از این
این چنین کن که کردمت تعلیم
منابع:
ماهنامه گلبرگ،ش24
ماهنامه گلبرگ،ش81
منبع:ماهنامه گلبرگ