بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » داستان های پیامبران » گذری بر زندگی حضرت ادریس علیه السلام


فرستنده : مژده صبا
دسته بندی : داستان های پیامبران

تعداد بازدید  : 8183
امتیاز : 79

مشخصات
 

گذری بر زندگی حضرت ادریس علیه السلام


 یكی از پیامبران كه نامش در قرآن دوبار آمده(1) و در آیه 56 سوره  مریم به عنوان پیامبر صدیق یاد شده، حضرت ادریس است كه در اینجا نظر شما را به پاره ای از ویژگیهای او جلب می كنیم:

ادریس كه نام اصلیش «اُخنوخ» است در نزدیك كوفه در مكان فعلی مسجد سهله می زیست. او خیاط بود و مدت سیصد سال عمر نمود و با پنج واسطه به آدم علیه السلام می رسد. سی صحیفه از كتابهای آسمانی بر او نازل گردید. تا قبل از ایشان مردم برای پوشش بدن خود از پوست حیوانات استفاده می كردند، او نخستین كسی بود كه خیاطی كرد و طرز دوختن لباس را به انسانها آموخت و از آن پس مردم به تدریج از لباسهای دوخته شده استفاده می كردند. او بلند قامت و تنومند و نخستین انسانی بود كه با قلم خط نوشت و بر علم نجوم و حساب و هیئت احاطه داشت و آنها را تدریس می كرد. كتابهای آسمانی را به مردم می آموخت و آنها را از اندرزهای خود بهره مند می ساخت، از این رو نام او را ادریس (كه از واژه  درس گرفته شده) نهادند.

خداوند بعد از وفاتش، مقام ارجمندی در بهشت به او عنایت فرمود و او را از مواهب بهشتی بهره مند ساخت.

ادریس بسیار درباره عظمت خلقت می اندیشید و با خود می گفت:«این آسمانها، زمین، خلایق عظیم، خورشید، ماه، ستارگان، ابر، باران و سایر پدیده ها دارای پروردگاری است كه آنها را تدبیر نموده و سامان می بخشد، بنابراین او را آن گونه كه سزاوار پرستش است، پرستش كن.» (2)

هشدار حضرت ادریس نسبت به مرگ

ای انسان! گویی مرگ به سراغت آمده، ناله ات بلند شده، عرق پیشانیت سرازیر گشته، لبهایت جمع شده، زبانت از حركت ایستاده، آب دهانت خشك گشته، سیاهی چشمت به سفیدی دگرگون شده، دهانت كف كرده، همه بدنت به لرزه در آمده و با سختیها و تلخی های مرگ دست به گریبان شده ای. سپس روحت از كالبدت خارج شده و در برابر اهل خانه ات جسد بدبویی شده ای و مایه عبرت دیگران گشته ای. بنابراین هم اكنون به خودت پند بده و درباره مرگ و حقیقت آن عبرت بگیر، كه خواه ناخواه به سراغت می آید و هر عمری گرچه طولانی باشد به زودی به دست فنا سپرده می شود.

ای انسان! بدان كه مرگ با آن همه دشواری، نسبت به امور بعد از آن كه حوادث هولناك و پر وحشت قیامت می باشد آسان تر است، متوجه باش كه ایستادن در دادگاه عدل الهی برای حسابرسی و جزای اعمال آنقدر سخت و طاقت فرسا است كه نیرومندترین نیرومندان نیز از شنیدن احوال آن ناتوانند. (3)

فرازهایی از اندرزهای ادریس علیه السلام

ای انسانها! بدانید و باور كنید كه تقوا و پرهیزكاری، حكمت بزرگ و نعمت عظیم، و عامل كشاننده به نیكی و سعادت و كلید درهای خیر و فهم و عقل است، زیرا خداوند هنگامی كه بنده ای را دوست بدارد، عقل را به او می بخشد.

بسیاری از اوقاتِ خود را به راز و نیاز و دعا با خدا بپردازید و در خدا پرستی و در راه خدا تعاون و همكاری نمایید، كه اگر خداوند همدلی و همكاری شما را بنگرد، خواسته هایتان را برمی آورد و شما را به آرزوهایتان می رساند و از عطایای فراوان و فنا ناپذیرش بهره مند می سازد.

هنگامی كه روزه گرفتید، نفوس خود را از هر گونه ناپاكیها پاك كنید و با قلبهای صاف و خالص و بی شائبه برای خدا روزه بگیرید، زیرا خداوند به زودی دلهای ناخالص و تیره را قفل می كند. همراه روزه گرفتن و خودداری از غذا و آب، اعضاء و جوارح خود را نیز از گناهان كنترل كنید.

هنگامی كه به سجده افتادید و سینه خود را در سجده بر زمین نهادید، هر گونه افكار دنیا و انحرافات و نیرنگ و فكر خوردن غذای حرام و دشمنی و كینه را از خود دور سازید و از همه ناصافی ها خود را برهانید.

خداوند متعال، پیامبران و اولیائش را به تأیید روح القدس اختصاص داد و آنها در پرتو همین موهبت بر اسرار و نهانیها آگاه شدند و از فیض حكمت بهره مند گشتند، از گمراهیها رهیده و به هدایتها پیوستند، به طوری كه عظمت خداوند آن چنان در دلهایشان آشیانه گرفت كه دریافتند او وجود مطلق است و بر همه چیز احاطه دارد و هرگز نمی توان به كُنه ذاتش معرفت یافت. (4)

هدایت هزار نفر

ادریس همچنان با بیانات شیوا و اندرزهای دلپذیر و هشدارهای كوبنده، قوم خود را به سوی خدا دعوت می كرد. در این مسیر با طایفه ای از قوم خود ملاقات نمود كه همه بت پرست و در انواع انحرافها و گمراهیها گرفتار بودند. ادریس به اندرز و نصیحت آنها پرداخت و آنها را از انجام گناه سرزنش نموده و از عواقب گناه هشدار داد و به سوی خدا دعوت كرد. آنها یكی پس از دیگری تحت تأثیر قرار گرفته و به او پیوستند. نخست تعداد هدایت شدگان به هفت نفر و سپس به هفتاد نفر رسید. به همین ترتیب یكی پس از دیگری هدایت شدند تا به هفتصد نفر و سپس به هزار نفر رسیدند.

ادریس از میان آنها صد نفر از برترین ها را برگزید، و از میان صد نفر، هفتاد نفر، و از میان هفتاد نفر ده نفر، و از میان ده نفر، هفت نفر را انتخاب نمود. ادریس با این هفت نفر ممتاز، دست به دعا برداشتند و به راز و نیاز با خدا پرداختند خداوند به ادریس وحی كرد، و او و همراهانش را به عبادت دعوت نمود، آنها همچنان با ادریس به عبات الهی پرداختند تا زمانی كه خداوند روح ادریس علیه السلام را به ملأ اعلی برد. (5)

مبارزه  ادریس با طاغوت عصرش

ادریس تنها به عبادت و اندرز مردم اكتفا نمی كرد،  بلكه به جامعه توجه داشت كه اگر ظلمی به كسی شود، از مظلوم دفاع كند و در برابر ظالم، ایستادگی نماید. به عنوان نمونه به داستان زیر توجه نمایید:

در عصر او پادشاه ستمگری حكومت می كرد، ادریس و پیروانش از اطاعت شاه سرباز زدند و مخالفت خود را با طاغوت، آشكار ساختند، از این رو آنها را از طرف دستگاه آن شاه جبّار، به عنوان «رافَضی»  (یعنی ترك كننده  اطاعت شاه) خواندند.

روزی شاه با نگهبانان خود در بیابان، به سیر و سیاحت و شكار مشغول بود كه به زمین مزروعی بسیار خرّم و شادابی رسید، پرسید: «این زمین به چه كسی تعلق دارد؟»

اطرافیان گفتند: «به یكی از پیروان ادریس».

شاه، صاحب آن ملك را خواست و به او گفت: این ملك را به من بفروش. او گفت: من عیالمند هستم و به محصول این زمین محتاج تر از تو می باشم و به هیچ عنوان از آن دست نمی كشم.

شاه بسیار خشمگین شد، و با حال خشم به قصرش آمد، چون همسرش او را خشمگین یافت، علت را پرسید و او جریان را بازگو كرد و با همسرش در این مورد به مشورت پرداخت، و به این نتیجه رسیدند كه رهنمودهای ادریس، مردم را بر ضد شاه، پرجرئت و قوی دل كرده است.

همسر شاه كه یك زن ستمگر و بی رحم بود گفت: «من تدبیری می كنم كه هم تو صاحب آن زمین شوی و هم مردم با تبلیغات وارونه، رام و خام شوند.»

شاه گفت: «آن تدبیر چیست؟»

زن كه حزبی بنام «ازارقه» (چشم كبودها) از افراد خونخوار و بی دین تشكیل داده بود به شاه گفت: «من جمعی از حزب «ازارقه» را می فرستم تا صاحب آن زمین را به اینجا بیاورند و همه ی آنها شهادت بدهند كه او آیین تو را ترك كرده، در نتیجه كشتن او جایز می شود، تو نیز او را می كشی و آن سرزمین خرّم را تصرّف می كنی.»

شاه از این نیرنگ استقبال كرد و آن را اجرا نمود و پس از كشتن آن شیعه ی ادریس، زمینهای مزروعی او را تصرّف و غصب نمود.

حضرت ادریس از جریان آگاه شد و شخصاً نزد شاه رفت و با صراحت به او اعتراض كرده ؛ آیین او را باطل دانست و او را به سوی حق دعوت نمود، سرانجام به او گفت: «اگر توبه نكنی و از روش خود برنگردی، به زودی عذاب الهی تو را فرا خواهد گرفت، و من پیام خود را از طرف خداوند به تو رساندم.»

همسر شاه، به او گفت: هیچ ناراحت مباش، من نقشه ی قتل ادریس را طرح كرده ام، و با كشتن او رسالتش نیز باطل می شود.»

آن نقشه این بود كه چهل نفر را مخفیانه مأمور كشتن ادریس كرد، ولی ادریس توسّط مأموران مخفی خود، از جریان آگاه شد و از محلّ و مكان همیشگی خود به جای دیگر رفت، و آن چهل نفر در طرح خود شكست خوردند مدّتها گذشت تا اینكه عذاب قحطی، كشور شاه را فرا گرفت كار به جایی رسید كه زن شاه، شبها به گدایی می پرداخت تا اینكه شبی سگها به او حمله كردند و او را پاره پاره نموده و دریدند. بلای قحطی نیز بیست سال طول كشید و سرانجام، آنها كه باقی مانده بودند به ادریس و خدای ادریس ایمان آوردند و كم كم بلاها رفع گردید. و ادریس علیه السلام پیروز شد. (6)

آروزی ادریس برای ادامه زندگی به خاطر شكرگزاری

فرشته ای از سوی خداوند نزد ادریس علیه السلام آمد و او را به آمرزش گناهان و قبولی اعمالش مژده داد. ادریس بسیار خشنود شد و شكر خدای را به جای آورد، سپس آرزو كرد همیشه زنده بماند  به شكرگزاری خداوند بپردازد.

فرشته از او پرسید: «چه آرزویی داری؟»

ادریس گفت: «جز این آرزو ندارم كه زنده بمانم و شكرگزاری خدا كنم، زیرا در این مدّت دعا می كردم كه اعمالم پذیرفته شود كه پذیرفته شد، اینك بر آنم كه خدا را به خاطر قبولی اعمالم شكر نمایم و این شكر ادامه یابد.»

فرشته بال خود را گشود و ادریس را در برگرفت و او را به آسمانها برد. اینك ادریس زنده است و به شكرگزاری خداوند اشتغال دارد. (7)

مطابق بعضی از روایات، ادریس پس از مدّتی كه در آسمانها بود، عزرائیل روح او را در بین آسمان چهارم  و پنجم قبض كرد، چنانكه خاطرنشان می شود.

قبض روح ادریس علیه السلام بین آسمان چهارم و پنجم

امام صادق علیه السلام فرمود: یكی از فرشتگان، مشمول غضب خداوند شد. خداوند بال و پرش را شكست و او را در جزیره ای انداخت. او سالها در آنجا در عذاب به سر می برد تا وقتی كه ادریس به پیامبری رسید. او خود را به ادریس رسانید و عرض كرد: «ای پیامر خدا! دعا كن خداوند از من خشنود شود، و بال و پرم را سالم كند.»

ادریس برای او دعا كرد، او خوب شد و تصمیم گرفت به طرف آسمانها صعود نماید اما قبل از رفتن، نزد ادریس آمد و تشكّر كرد و گفت: «آیا حاجتی داری زیرا می خواهم احسان تو را جبران كنم.»

ادریس گفت: «آری، دوست دارم مرا به آسمان ببری، تا با عزرائیل ملاقات كنم  با او اُنس بگیرم، زیرا یاد او زندگی مرا تلخ كرده است.»

آن فرشته، ادریس را بر روی بال خود گرفت و به سوی آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسید، در آنجا عزرائیل را دید كه از روی تعجّب سرش را تكان می دهد.

ادریس به عزرائیل سلام كرد، و گفت: «چرا سرت را حركت می دهی؟»

عزرائیل گفت: «خداوند متعال به من فرمان داده كه روح تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض كنم، به خدا عرض كردم: چگونه چنین چیزی ممكن است با اینكه بین آسمان چهارم و سوم، پانصد سال راه فاصله است، و بین آسمان سوم و دوّم نیز همین مقدار فاصله. (و من اكنون در سایه ی عرش هستم و تا زمین فاصله فراوانی دارم و ادریس در زمین است، چگونه این راه طولانی را می پیماید و تا بالای آسمان چهارم می آید!!). آنگاه عزرائیل همانجا روح ادریس را قبض كرد. این است سخن خداوند ( آیه ی 57 سوره ی مریم) كه می فرماید:

«وَ رَفَعناهُ مَكاناً عَلِیّاً؛ و ما ادریس را به مقام بالایی ارتقا دادیم.» (8)

پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: در شب معراج، مردی را در آسمان چهارم دیدم، از جبرئیل پرسیدم: «این مرد كیست؟» جبرئیل گفت: «این ادریس است كه خداوند او را به مقام ارجمندی بالا آورده است.» به ادریس سلام كردم و برای او طلب آمرزش نمودم، او نیز بر من سلام كرد و برایم طلب آمرزش نمود. (9)


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان آموزش آب كردن شكم در 90 روز
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  اولين نمازگزار بر تربت امام حسين عليه السلام
  پاسخ نامه از سوی حضرت رضا (ع)
  بریده هایی از زندگی عمار (9)
  بیوگرافی و زندگی احمد پارسا
  نمونه اي از مناظرات امام رضا علیه السلام
  27. شناسنامه حضرت زکریا علیه السلام
  گفتگوى حضرت موسى (ع ) و عزرائيل (ع )
  بریده هایی از زندگی عمار (7)
  پیشگویی کاهن درباره مادر حضرت علی (ع)
  بیوگرافی و زندگی نامه کامران دیبا
  سخنان دانشمندان مغرب زمین درباره حضرت محمد (ص)
  اميرمؤمنان على عليه السلام اوّلين و آخرين امام
  نشانه‏هاى ظهور حضرت مهدى (عج)
  35. شناسنامه حضرت آسیه (س)
  بریده هایی از زندگی عمار (1)
  بیوگرافی و زندگی نامه غلامحسین یوسفی
  نقش زنان در قيام جهانى حضرت مهدى (عج )
  زندگی
  بسته شدن درِ توبه بعد از رجعت سوم حضرت علی (ع)
  بیوگرافی و زندگی خواجه نصیر الدین طوسی
  یک زندگی متفاوت
  23. شناسنامه حضرت سلیمان علیه السلام
  هدف از زندگی شما رشد و تعالی به بهترین شکل ممکن است!
  مسخ شدن به دست حضرت علی (ع)
  بیوگرافی و زندگی نامه ارد بزرگ
  30. شناسنامه حضرت عُزیر علیه السلام
  راز خوشبختی در زندگی مشترک
  عشق پيامبر به دختر گراميشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
  زدواج حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع)
  بیوگرافی و زندگی نامه خسرو گلسرخی
  بیوگرافی و زندگی نامه دکتر شریعتی
  بیوگرافی و زندگی نامه احمد شاه مسعود
  خبر دادن امام حسين عليه السلام از بازگشت خويش به دنيا
  بریده هایی از زندگی عمار (2)
  شخصيت مادر حضرت على (ع )
  اس ام اس های زندگی ساز
  احترام رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمينى (ره) به شعائر حسينى
  لوح زندگی را چگونه باید بخوانیم ؟
  بیوگرافی و زندگی نامه ر فلورتین اسمارانداچ
  بیوگرافی و زندگی نامه آندره ماری آمپر
  احترام كردن امام حسن عسگرى عليه السلام به زوّار كربلا و خراسان
  ای کاش زن زندگی ام این رازها را می دانست
  16. شناسنامه حضرت شعیب علیه السلام
  انتقام خواستن يك زوّار از حضرت امير (ع) درباره كسى كه او را اذيت كرده بود
  اسامی و اوصاف و القاب حضرت مهدی (عج)
  بیوگرافی و زندگی نامه بلز باسکال
  نظر شیطان درباره حضرت علی(ع)
  9 اشتباه مردانه در زندگی زناشویی
  نکته های طلایی برای زندگی بهتر
  حكايت شيرى كه حضرت امير عليه السلام ، مادرش را از دست او خلاص كرد
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 610 نفر

محصولات روز







طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری