معلومات برای دوست
جمهوری روم
جمهوری روم (به لاتین: Res publica Romana)، (به یونانی:Ρωμαϊκή Δημοκρατία ) حکومتی دمکراتیک بود که در سده ششم پیش از میلاد در شهر رم بنیان نهاده شد و حدود ۵۰۰ سال به حکومت خود ادامه داد. این حکومت در اوج قدرت خود بر جنوب و غرب اروپا، شبهجزیره بالکان، شمال آفریقا، آسیای صغیر و آسیای غربی حکومت میکرد، امپراتوری روم در دوران ژولیوس سزار به اوج قدرت و گستردگی خود رسید، اما بسیاری از مورخان فروپاشی این نظام را به خودکامگی سزار نسبت داده و او را قاتل این جمهوری میدانند.
پیدایش جمهوری روم یکی از مهمترین وقایع تاریخ اروپا است چرا که قسمت بزرگی از بخش های جنگ برای دموکراسی بوده است.این حکومت، حکومتی از نوع مردمی بود که چنین چیزی در تاریخ بی سابقه بوده است که در ۵۰۹ق.م حکومتی مردمی با مجلس تشکیل دهند.
شکلگیری جمهوری روم
روم سال ۷۵۳ ق.م تا سال ۵۰۹ ق.م حکومتی شاهنشاهی داشته است.در سال ۵۰۹ ق.م تغییری اساسی در تاریخ غرب پدید آمد و حکومت شاهنشاهی آن به حکومت جمهوری تبدیل شد.ماجرا از این قرار بود که پسر شاه به نام سکتوس رفتار زشتی با یکی از اشرف زادهها به نام لوکرتیا انجام داد. لوکرتیا از این کار بسیار ناراحت شده و خانواده را به دور خود جمع میکند.سپس ماجرا را گفته و بعد خودکشی میکند.
بروتوس جسد وی را به مردم روم نشان میدهد، مردم از این کار زشت خانوادهٔ شاهنشاهی خشمگین و به کاخ وی یورش میبرند و حکومت شاهنشاهی را سرنگون میکنند.پس از آن حکومتی جمهوری در روم تاسیس میشود و همسر لوکتریا،بروتوس اولین مردان مجلس سنا میشوند.آنان سوگند یاد میکنند که تا زنده اند حکومت شاهنشاهی تشکیل ندهند.
یکی دیگر از دلایل تشکیل جمهوری روم این بود که بیشتر حکومت ایتالیا که اغلب مردمان لاتین بودند زیر دست اتروسک ها و یونانی ها بود پس از مدتی ایتالیایی ها که از فرهنگ و تمدن اتروسکها،فنقیها و یونانی ها برداشت کرده بودند حال میتوانستند خود بر سرزمین خود حکومت کنند.
مجلس سنا
مجلس سنا متشکل از نمایندگان مردم بود.و آن ها میتوانستند با رای دادن به نمایندههای مورد نظر خود در اوضاع کشور خود سهیم باشند. سنا نسبت به مجالس دیگر قدرت زیادی داشت و با این که نمایندههای آن مردمی بودند ولی عضو شدن در آن اکثرا برای طبقات بالا بود.
امپراتوری روم
روم اشاره به سرزمینهایی در اروپا و آسیای صغیر دارد که مدتی در دست امپراتوری روم و امپراتوری روم شرقی بود.
تا قبل از قرن دوم میلادی، رومیها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری کردند.
در سالِ ۳۹۵ پس از میلاد امپراتوری روم دو پاره شد. دو پاره شدن امپراتوری روم موجب دو پاره شدن فرهنگ اروپایی و مسیحیتِ اروپایی شد. چنان که دولت روم شرقی نماینده فرهگ یونانی و کلیسای اورتودوکس بود و خط رسمی در این دولت خط یونانی و سیرلیک.
در قرن پنجم میلادی، مرزهای امپراتوری روم مورد تاخت و تاز بربرهایی که تشنه تصرف سرزمینهای تازه بودند قرار گرفت. بربرهای گوت، واندال، بورگاندی که از نژاد ژرمن بودند و همچنین هونهای آتیلا در این تاخت و تاز شرکت داشتند. رومیها در بعضی موارد با بربرها مصالحه میکردند. گاهی نیز با ایجاد تفرقه در بین قبایل، آنها را تضعیف میکردند. در اواخر قرن پنجم میلادی، امپراتوری روم فروپاشید، و بربرها حکومتهای پادشاهی جدیدی در اروپا بنا نهادند.
در سال ۴۷۶ میلادی، آخرین امپراتور روم غربی توسط فرمانده سپاهان، ادواسر که یک بربر بود، از قدرت کنار زده شد. بدینسان، امپراتوری روم غربی، تحت سلطه بربرها قرار گرفت.اما اندیشه ایجاد مجدد امپراتوری در غرب هیچگاه فراموش نشد و این امر را میتوان در امثال شارلمانی و ناپلئون مشاهده کرد.
امپراتوری روم شرقی سال ۱۴۵۳ بهدست ترکان عثمانی برافتاد
Untitled 2