بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » حکایات » ازدواج با جن و ضعف جسمی












فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی : حکایات

تعداد بازدید  : 6400
امتیاز : 83

مشخصات
 

ازدواج با جن و ضعف جسمی


ازدواج با جن و ضعف جسمی

 حضرت آیت الله العظمی شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی یکی از اولیاء مقرب الهی بودند و از ایشان کرامات بسیاری مشاهده کرده اند که در کتب شرح حال علماء ذکر شده است . یکی از کرامت های شیرینی که از آن شخصیت بزرگ حکایت کرده اند ، به شرح ذیل می باشد .

زمانی که ایشان در لاهیجان اقامت داشتند شخصی خدمت آن بزرگوار آمد و عرض کرد : با شما صحبت خصوصی دارم که باید در خلوت بگویمم . شیخ نیز مجلس را خلوت نمودند . آن شخص گفت : من مردی هستم که دو زن دارم . روزی به صحرا رفتم و دختری در نهایت حسن و جمال را مشاهده کردم . از دیدار او در آن بیابان هراسان شدم و از او سؤال کردم که تو کیستی و در اینجا چه می کنی ؟ در جواب گفت : من از طایفه جن می باشم که عاشق تو گشته ام . از تو تقاضا دارم وقتی به خانه رفتی یک منزل جداگانه ای برایم مهیا کن و از زنان خود هم باید دوری کنی و با ایشان جماع نکنی . من نیز هر شب به نزد تو می آیم به شرط اینکه این راز را به هیچ کس نگوئی تا کسی غیر از من و تو از آن مطلع نشود و الا تو را هلاک خواهم ساخت !

بعد از دیدار آن پری زیبا چهره و دلربا ، به خانه آمدم و به دستور العمل او عمل کردم و از آن به بعد هر شب به نزد من می آید و بخاطر مقاربت با او ، ضعف و سستی سختی بر من عارض شده که نزدیک است بمیرم ! در ضمن آن پری اموال و ثروت بسیاری را برای من آورده است ! اکنون از شما که مرجع تقلید و نائب امام زمان (عج) می باشید تقاضا دارم علاجی برایم بفرمائید و مرا از این مهلکه نجات بخشید .

شیخ جعفر کاشف الغطاء دو رقعه نوشته و به آن مرد داده و فرمودند : یکی از آنها را بالای آن اموالی که آن جن آورده ، بگذار و رقعه ی دیگر را در دست بگیر و بر در خانه بنشین ، چون آن پری پیدا شد رقعه مرا به او نشان بده و بگو این رقعه را شیخ جعفر نوشته است .

آن مرد به فرموده ی شیخ عمل نمود . وقتی زن جنی طبق عادت هر شبش ظاهر شد ، آن مرد رقعه را نشان داد و گفت : این رقعه را شیخ جعفر نجفی نوشته است . پس از نشان دادن رقعه ، زن جنی جلو نیامد و در همانجا ایستاد . سپس به سراغ اموالی که آورده بود رفت تا آنها را برداشته و با خود ببرد . اما رقعه شیخ جعفر نجفی را روی آن اموال مشاهده نمود و گفت : اگر این رقعه ها را شیخ بزرگوار نمی نوشت ، هر آینه تو را به هلاکت می رساندم .

بعد از آن ، زن جنی ناپدید شد و دیگر هرگز به چشم آن مرد دیده نشد .

 

منبع : تنکابنی ، محمد ، قصص العلماء ، ص 196


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 84 نفر

آگهی



طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری