بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه انگلیسی » داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_شما مردها همه مثل همید! (15)

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : yasna
دسته بندی : داستان کوتاه انگلیسی

تعداد بازدید  : 3789
امتیاز : 16

مشخصات
 

داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_شما مردها همه مثل همید! (15)
Mr and Mrs Yates had one daughter. Her name was Carol, and she was nineteen years old. Carol lived with her parents and worked in an office. She had same friends, but she did not like any of the boys very much

Then she met a very nice young man. His name was George Watts, and he worked in a bank near her office. They went out together quite a lot, and he came to Carol's parents' house twice, and then last week Carol went to her father and said, 'I'm going to Marry George Watts, Daddy. He was here yesterday.'

'Oh, yes,' her father said. 'He's a nice boy-but has he got any money?'

'Oh, men! All of you are the same,' the daughter answered angrily. 'I met George an the first of June and on the second he said to me, "Has your father got any money?".



آقا و خانم ياتس يك دختر داشتند. اسم او كارول بود، و 19 سالش بود. كارول با والدينش زندگي و در يك اداره كار مي‌كرد. او چندين دوست داشت، اما او هيچكدام از پسرها را خيلي دوست نداشت.

در آن زمان او يك مرد جوان مؤدب را ملاقات كرد. نام او جرج وات بود، و او در يك بانك نزديك اداره او كار مي‌كرد. آن‌ها اكثرا با هم بيرون مي‌رفتند، و او دو بار به خانه‌ي والدين كارول رفت، و هفته‌ي گذشته كارول پيش پدرش رفت و گفت، "پدر، من قصد دارم با جرج وات ازدواج كنم. او ديروز اينجا بود"

پدرش گفت "آه، بله، او پسر خوبي است، اما آيا پولي دارد"

دختر با عصبانيت پاسخ داد "آه، از دست شما مردها! شما همه مثل هم هستيد، من جرج را در اول ماه جون ملاقات كردم و در دومين روز ملاقات او به من گفت، آيا پدر شما پولدار است؟


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان کنگفو پاندا 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی-مغز الکترونیکی(32)
  چهل نامه کوتاه به همسرم
  داستان کوتاه دانه ای که سپیدار بود
  میدونید اسم شرکتهای کامپیوتری مثل گوگل,سونی و ... چطوری انتخاب شده؟جالبه ببینید!
  بررسی کارایی کنترلر NEC در شکل‌های مختلف نسل سوم USB برای همه یکسان نیست
  سلام دادن حضرت فاطمه زهرا (س) در حین موت به همه فرشتگان مقرب الهی
  خداى همه ما يكى است ، پدر و مادرمان نيز يكى است
  واقعاً چرا مردها عاشق زن ها می شوند ؟
  داستان کوتاه حکمت خدا
  در مقابل چـــــی ، مثل چــــی باش
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_دوست داشتن در مقابل استفاده كردن(20)
  چگونه یک نامه رسمی به زبان انگلیسی بنویسیم؟
  داستان کوتاه ليلي، زير درخت انار
  داستان کوتاه استجابت دعا
  داستان کوتاه ( شکلات تلخ.... )
  داستان کوتاه وسوسه
  زنان فداکاری که همه را شگفت زده کردند!!!
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(7)
  12 مورد از چيزهايي كه مادران آينده بيش از همه در دوران بارداري از دست مي دهند
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(40)
  اگر چهره همه انسان‌های جهان را روی هم بریزیم، چه شکلی می شوند؟! + عکس
  داستان خنده دار انگلیسی با ترجمه ي فارسي(35)
  چند مثل آفریقایی
  اگر جزو افرادي هستيد که پيام کوتاه را جزو لاينفک زندگي روزانه مي دانيد اين ترفند را بخوانيد.
  عشق براي همه عمر است !
  داستان کوتاه فرار به چه قیمت ؟!
  داستان کوتاه جالب 1
  داستانهای کوتاه و پند اموز
  لباس ها هم مثل آدمها نماز می خوانند !!
  آرزو و رویاهای کودکانه ! تقديم به همه دوستاني كه ني ني دوست دارن( ايليا)
  داستان کوتاه اسب سرکش در سينه ليلي
  چرا مادرمان را دوست داریم؟ این مطلب تکراری ولی چون همه مادراشونو دوست دارن توصیه میکنم دوباره بخونند
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_پسر بازيگوش (1)
  داستان کوتاه مترو
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(28)
  زبان مشترک،درمان همه ی دردها
  داستان کوتاه تو رازي و ما راز
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(38)
  داستان کوتاه يادگـــــاري
  این همه غم از کجا؟
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_الکساندر فلمینگ (11)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_گفتگو با خدا(16)
  داستان کوتاه خانم شما خدا هستید؟
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_عقابها در طوفان(21)
  داستان کوتاه بهشت و جهنم
  دعا براي سلامتي از همه دردهاي جسمي
  یک زندگی همه چیز تمام داشته باشید
  دليل اين همه عجله در تغذيه با شير مادر چيست؟
  داستان کوتاه قدرت عجیب یک کودک
  ترفند کاهش هزینه اس ام اس انگلیسی
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 70 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری