بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه انگلیسی » داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_گفتگو با خدا(16)

Untitled 2
شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

روشهای عاشقانه زیستن

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

از کورش تا پهلوی

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

روشهای تقویت حافظه

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار

پر طرفدارترين نرم افزار چند ماه اخير، تنها با خواندن متن برنامه آن را تايپ میکند

گردن بند

کلکسیون گردنبند و دستبند

مجموعه کاملی از انواع گردنبند های ورزشی ، مذهبی ، هنری به همراه دستبند های معروف و زیبا ، مجموعه ای متنوع با قیمت مناسب

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

آموزش افزایش قد

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

فرستنده : yasna
دسته بندی : داستان کوتاه انگلیسی

تعداد بازدید  : 5913
امتیاز : 23

مشخصات
 

داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_گفتگو با خدا(16)

گفتگو با خدا


THE INTERVIEW WITH GOD


I dreamed I had an interview with God.

“So you would like to interview me?” God asked.

“If you have the time” I said.

God smiled. “My time is eternity.”
“What questions do you have in mind for me?”

“What surprises you most about humankind?”

God answered...
“That they get bored with childhood,
they rush to grow up, and then
long to be children again.”

“That they lose their health to make money...
and then lose their money to restore their health.”

“That by thinking anxiously about the future,
they forget the present,
such that they live in neither
the present nor the future.”

"That they live as if they will never die,
and die as though they had never lived.”

God’s hand took mine
and we were silent for a while.

And then I asked...
“As a parent, what are some of life’s lessons
you want your children to learn?”

“To learn they cannot make anyone
love them. All they can do
is let themselves be loved.”

“To learn that it is not good
to compare themselves to others.”

“To learn to forgive
by practicing forgiveness.”

“To learn that it only takes a few seconds
to open profound wounds in those they love,
and it can take many years to heal them.”

“To learn that a rich person
is not one who has the most,
but is one who needs the least.”

“To learn that there are people
who love them dearly,
but simply have not yet learned
how to express or show their feelings.”

“To learn that two people can
look at the same thing
and see it differently.”

“To learn that it is not enough that they
forgive one another, but they must also forgive themselves.”

"Thank you for your time," I said humbly.

"Is there anything else
you would like your children to know?"

God smiled and said,
“Just know that I am here... always.”


در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم. خدا پرسید:پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟من در پاسخش گفتم:اگر وقت دارید.خدا خندید و گفت: وقت من بی نهایت است.
در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟پرسیدم:چه چیز بشر, شما را سخت متعجب می سازد؟خدا پاسخ داد:کودکی شان.اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند،عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها ، آرزو می کنند که کودک باشند ... اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند.اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش کرده اند و بنا بر این نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.
اینکه که آنها به گونه ای زندگی می کنند که گوئی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند.دستهای خدا دستانم را گرفت برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم به عنوان یک پدر می خواهی کدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ او گفت: بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد ، همه کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند ،بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در دل آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم.بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد ، بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند، بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند،بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند.من با خضوع گفتم:از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند من اینجا هستم،همیشه
.

رابیندرانات تاگور


Untitled 2
كثيف ترين شغل ها در جهان
سفر به اعماق جهان
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  شعری از یک کودک آفریقائی نامزد جایزه ادبی2005 با ترجمه ي فارسي(43)
  داستان کوتاه آبدارچی مایکروسافت
  داستان کوتاه يادگـــــاري
  چهل نامه کوتاه به همسرم
  داستان کوتاه - بیمار روانی
  داستان کوتاه حکمت خدا
  داستان کوتاه خولی و خر نامرد
  داستان کوتاه *طنین*
  اگر جزو افرادي هستيد که پيام کوتاه را جزو لاينفک زندگي روزانه مي دانيد اين ترفند را بخوانيد.
  شعری زیبا از دختر نوجوان مبتلا به سرطان! با ترجمه ي فارسي(42)
  داستان کوتاه عقاب
  داستان کوتاه :برای آنکه عنکبوت را له نکند راهش را کج کرد
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_رز درون(17)
  داستان کوتاه فرار به چه قیمت ؟!
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی _نژاد انسان(21)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(38)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_پسر بازيگوش (1)
  داستان کوتاه ایمان
  داستان کوتاه استجابت دعا
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_پروانه(19)
  داستان کوتاه درخشش سپید و خنک معشوق
  شعری از یک کودک آفریقائی نامزد جایزه ادبی2005 (با ترجمه ي فارسي)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(8)
  داستان کوتاه جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز
  داستان کوتاه تو رازي و ما راز
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(28)
  داستان کوتاه - هر کسی یه جوری فکر می کنه
  داستان کوتاه تزريق خون
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(31)
  داستان طنز جالب انگلیسی با معنی فارسی
  داستان کوتاه جالب و آموزنده
  داستان کوتاه وسوسه
  داستان کوتاه جراح
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_عشق و زمان(20)
  بالا رفتن از پله عمر را کوتاه می کند!/ طبقات بالایی را برای زندگی انتخاب نکنید
  سخنانی کوتاه اما جاودانه
  داستان کوتاه قهرمان تو کيست؟
  اسم خودتون رو به انگلیسی در کادر بنویسید و ...
  داستان کوتاه اعتماد
  داستان کوتاه فقط براي چند لحظه خودتونو اونجا ببينيد..
  داستان کوتاه دو کوزه
  داستان کوتاه قلب جغد پير شكست
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_سه اتاق در جهنم (13)
  داستان کوتاه نشان لياقت عشق
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی _هدایایی برای مادر (18)
  داستان کوتاه - اصل قضیه را فراموش نکن
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_داستان كوهستان(22)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_درخت سیب (12)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_دوست داشتن در مقابل استفاده كردن(20)
  عاقبت فحش دان و مسخره کردن
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 512 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری