بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » حکایات بزرگان دین » ذکر « یاعلی » و فراری دادن مأموران بسیار قوی پیره زن

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی : حکایات بزرگان دین

تعداد بازدید  : 1557
امتیاز : 10

مشخصات
 

ذکر « یاعلی » و فراری دادن مأموران بسیار قوی پیره زن

ذکر « یا علی » و فراری دادن مأموران بسیار قوی پیره زن

 آقای شیخ جعفر مجتهدی « ره » بعد از ورود به ایران و  چند روز اقامت در كرمانشاه به تهران می‌روند. با سکونت زودگذر ایشان در کرمانشاه ، ایلام و تبريز ، سلوک ایشان وارد مرحله جدیدی می شود. آقاي مجتهدي سرانجام پس از 20 سال خانه به دوشي به امرحضرت مهدي (عج) به قم مشرف مي شوند و در منزل وقفي بسيار محقر و ساده اي ساکن مي شوند .

استاد مجاهدی نقل مي کردند : ايشان حتي در قم هم که مأمور به اقامت مي شوند از خود خانه ي نداشتند و عمري را خانه به دوش و آواره سپري نموده و در اين رابطه مي فرمودند : « سالها گريه کرديم تا خودمان را از ما گرفتند.  »

در آغاز ورود  آقای مجتهدی به قم، چندی در منزل مرحوم سید ضیاء الدین حسنی طباطبایی اقامت داشتند و در قسمت جنوبی خانه ، اتاق مستقلی وجود داشت كه ایشان در آن مستقر بودند و رفت و آمد اشخاص نیز از دری صورت می‌گرفت كه مستقیماً به حیاط خانه باز می‌شد و مزاحمتی به همراه نداشت.

روزی اظهار تمایل فرموده بودند كه باید خانه‌ای را اجاره كنیم و مدتی هم در آنجا ساكن شویم . دوستان ایشان از جمله اینجانب در صدد پیدا كردن خانه‌ای مناسب بودیم و هر از گاه كه مورد مطلوبی پیدا می‌شد مراتب را به اطلاع ایشان می‌رساندیم و زمانی كه از محل و مشخصات خانه برای ایشان توضیح می‌دادیم، می‌فرمودند: « خیر آقا جان! ما از این خانه سهمی نداریم! »

چندین خانه در طول یك ماه جستجو برای محل سكونت ایشان شناسایی شد، ولی هیچكدام مورد قبول شان قرار نگرفت. تا این كه روزی به اتفاق مرحوم مصطفوی در كوچه حرم نما ، خانه‌ای را دیدیم كه ظاهراً مناسب به نظر نمی‌رسید. ساختمانی نسبتاً قدیمی داشت. در طبقه همكف دارای دو اتاق تو در توی كوچك بود با آشپزخانه‌ای بسیار كوچك در زیر پله‌هایی كه به طبقه دوم می‌رفت و مشكل اساسی‌تر آن وجود مستأجر پیره زنی بود كه در طبقه فوقانی زندگی می‌كرد و به طوری كه همسایه‌ها می‌گفتند با جادو و جنبل سر و كار داشت!

وقتی كه بعد از ظهر آن روز به خدمت حضرت آقای مجتهدی شرفیاب شدیم و جریان خانه را بازگو كردیم و گفتیم برای سكونت مناسب به نظر نمی‌رسد، فرمودند: « اتفاقاً همین خانه را در سیر به ما نشان داده‌اند! » گفتم  :علاوه بر این كه خانه بسیار گرفته و كوچكی است، پیره زنی هم در طبقه فوقانی آن سكونت دارد و می‌گویند: ... ، ایشان اجازه ندادند كه من جمله را تمام كنم و فرمودند: « زمان آن رسیده است كه تكلیف این پیره زن  یكسره شود! »

هنگامی كه به اتفاق ایشان به آن خانه رفتیم، نزدیك غروب بود و خانه ده‌ها بار از آن كه ما صبح دیده بودیم، دلگیرتر به نظر می‌رسید! عرض كردم: ملاحظه می‌فرمایید چقدر دلگیر است! فرمودند: « انشاءالله به بركت توسلاتی كه دوستان در اینجا خواهند داشت، فضای آن عوض می‌شود و نورانیت خود را پیدا می‌كند. » پس از تمیز كردن خانه و تهیه وسایل مورد نیاز، ایشان در آن خانه مستقر شدند و من هر روز صبح پیش از رفتن به سر كلاس به خدمت ایشان می‌رسیدم.

یكی از روزها كه برای تهیه صبحانه خدمت ایشان رسیدم، چشم‌های ایشان به رنگ خون در آمده بود و نشان می‌داد كه دیشب تا دیر وقت بیدار بوده‌اند و استراحت نكرده‌اند.

پرسیدم: مثل این كه استراحت نداشته‌اید؟

فرمودند: مگر این پیرزن فرتوت گذاشت!

گفتم: آیا دیشب مزاحمتی ایجاد كرده‌است؟

فرمودند: در تسخیر دستی بسیار قوی دارد و مأمورانی قوی پنجه! نیمه‌های شب بود كه مأموران خود را به سراغم فرستاد، من با گفتن «یا علی» آنها را فراری دادم! مجدداً پیره زن با تسلی دادن، آنها را به اتاق من فرستاد و من هم با گفتن یك «یاعلی» آنها را متواری كردم. چندین بار این صحنه تكرار شد تا این كه مقارن اذان صبح دست از كار كشید و تسلیم شد!

 او فكر می‌كرد كه قدرت او را كسی ندارد و كسی نمی‌تواند با مأموران او روبه‌رو شود! ولی دیشب به اشتباه خود پی برد و فهمید كه باید مسیر خود را عوض كند و دست از این كارها بردارد!

 

منبع: کتاب در محضر لاهوتیان ، کتاب لاله ای از ملکوت

 

 


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان کنگفو پاندا 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  پرونده نيکيهای خود را با گفتن ذکر سنگین تر کنید
  چرا گوش دادن به مکالمه تلفن همراه دیگران آزاردهنده است؟
  آثار و فواید ذکر
  نشان دادن بهشت و دوزخ و کافر شدن همه به جز یک نفر
  هرگز پیش داوری نکیند - بسیار جالب
  نسخه مرکب داروی گیاهی - بخور دادن سینوزیت آسم و بیماری های تنفسی
  داستان بسیار خنده دار گربه
  شوهر شناسی سنتی و مردن (طنز بسیار جالب!)
  داستان بسیار زیبا..
  چند داستان چند خطی بسیار زیبا
  تصوایر بسیار جالب و خنده دار - funny pics
  برای دادن برجستگی بیشتر به چشم ها
  +تست بسیار جالب+
  یک ترفند بسیار جالب - مخفی کردن فایل ها دورن عکس !!!
  دعا و ذکر براي اطلاع از غیب
  تمرکز با ذکر و عرفان
  نکات بسیار ساده و عملی برای ترک سیگار !
  پنج نکته بسیار جالب درباره خواب که احتمالا نمی‌دانستید!!
  دانلود مجموعه ای بسیار زیبا از پشت زمینه های موبایل در سایز 320*240
  دعا و ذکر برای محفوظ ماندن از جميع بلاها
  این عضو بدن زنان بسیار ضعیف تر از مردان است !
  خبر دادن امام حسين عليه السلام از بازگشت خويش به دنيا
  شیر دادن روشی جدید برای محرم شدن زنان و مردان در محل کار!!!!
  مغز عزیز، بخور تا قوی شوی
  قرار دادن تصوير در هنگام بالا آمدن ويندوز XP
  قرار دادن عکس پس زمینه در Toolbar پنجره های MyComputer و Explorer
  نكاتي در خصوص حالت دادن موها
  اینجا ایران است - تصاویر بسیار بسیار زیبا از ایران !!
  سخنانی بسیار زیبا و عمیق برای لحظه ای تفکر و اندیشیدن از دکتر شریعتی
  داستان بسیار زیبا و غمگین : مهر مادری
  یک معما و تست هوش بسیار جالب
  قلقلک دادن به چه درد می‌خورد و چه فایده ای دارد؟!
  نکاتی بسیار جالب در مورد برج میلاد!
  آداب ذکر و ختم صلوات
  چهار ذکر الهي در چهار حالت بحراني از امام صادق (ع)
  مشکلات رایج در شیر دادن کودک
  - آب دادن اسب، در حال نماز
  نجات دادن حضرت عباس عليه السلام زن عجوزه اى را از آب فرات
  پروژه بسیار جالب یک دانشجو!!
  ای آنکه اسم تو شفا و ذکر تو دواست
  یک اتفاق بسیار عجیب!!!!
  دست دادن فیزیکی از راه اینترنت میسر شد!
  نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش(قابل توجه زوجها)
  گواهى دادن اسب امام رضا عليه السلام در امامت ايشان
  چهار ذکر الهی در چهار حالت بحرانی
  فريب دادن وعيوب زن‏
  داستان عاشقانه بسیار غمگین
  احساسات بسیار جالب یک شوهر در نصف شب ..!!!
  داستان بسیار زیبای خیانت! (تصویری)
  سر و گوش آب دادن
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 393 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری