شیخ جعفر مجتهدی « ره » قربانی حضرت مهدی (عج)
آقاي مجتهدي مي گفتند: حضرت فرموده اند که ديگر شما را از سفر معاف کرده ايم و بايد 18 سال روي تخت بنشينيد.
ايشان هم طبق دستور حضرت در اين مدت در لباس بيماري به سر مي بردند ولي همچون قبل به انجام دستورات و فرمايشات حضرات معصومين (ع) مشغول بوده و انجام امور را به افراد خاصي که توفيق همنشيني با ايشان نصيبشان شده واگذار مي کردند. اگر چه در بعضي مواقع ، ايشان با نيروي معنوي از لباس بيماري خارج شده و دستورات حضرت را شخصاً اجرا مي نمودند.
گاهی از اوقات ناگهان بدون هیچ مقدمهای حال آقای مجتهدی دگرگون میشد و میفرمودند: باید به بیمارستان برویم تا عدهای از دوستان حضرت كه در آنجا بستری هستند مرخص شوند. ایشان به بیمارستان میرفتند و بیماری اشخاص را به خود میگرفتند تا آنها سالم شوند و مرخص گردند . ايشان در طول حيات طيبه خويش بيش از 53 مرتبه به اتاق عمل رفتند و هر بار بدون اينکه ايشان را بيهوش کنند تحت عمل جراحي قرار مي گرفتند.
آقاي مجتهدي مي فرمودند: هر گاه مرا به اتاق عمل مي بردند و پزشکان بيهوشي مي خواستند مرا بيهوش کنند اجازه نمي دادم و 3 مرتبه ذکر شريف نادعلي را مي خواندم و خود را بيهوش مي کردم. آقاي مجتهدي در سالهاي آخر عمر شريف و پر برکتشان از قم به مشهد مقدس عزيمت کرده و در جوار ملکوتي حضرت رضا (ع) ساکن مي گردند.
ايشان هنگام عزيمت به شخصي از دوستان مي فرمايد: آقاي حسني شاهد باشد من هيچ چيز از خود ندارم و خدا مي داند كه اين پيراهن تنم هم عاريه است و همه چيزم را بخشيده ام. بارها ديده مي شد که آقاي مجتهدي تمام زندگيشان را يک مرتبه مي بخشيدند و با فقرا تقسيم مي نمودند به حدي که کف خانه را هم جارو مي کردند و خود مدتها بر روي يک تکه گوني زندگي مي کرد و اين امر به دفعات در زندگي اين مرد الهي اتفاق افتاد و اين نبود مگر سخاوت و ابيت طبع و قطع وابستگي هاي مادي.
ايشان 3 ماه قبل از فوت به چند نفر از دوستانشان که با ايشان حشر و نشر داشتند مي فرمايند: خدا براي آخرين سلاله آل محمد (ص) حضرت مهدي (عج) يک قرباني خواسته و از ما قبول نموده که قرباني ايشان شويم و گلوي ما در اين راه پاره شود.
آقاي حاج علي حاج فتحعلي مي گفتند: هنگامي که آقا اين مطلب را فرمودند، بي اختيار اين مطلب در ذهنم خطور کرد که آقا وصيتي نکرده اند. به مجردي که اين فکر از خاطرم گذشت آقا فرمودند: آقا جان! غلام وصيتي ندارد و همچون دفعات قبل اشاره مي فرمودند که ما غلام سيد الشهداء هستيم. باز بي اختيار اين مطلب به ذهنم رسيد: پس آقا را در کجا دفن کنيم؟ که مجدداً آقا رو به من کرده ، گفتند: حضرت رضا (ع) فرموده اند: الحمد الله تو فقير خودمان هستي و ما خود، تو را کفايت مي کنيم، پايين پاي ما منزل توست و مرا در گوشه صحن مطهر پايين پاي مبارک امام دفن مي نمايند.
ايشان به مدت 40 روز در حالت کما به سر مي برند اما در خلال اين مدت به صورت عجيبي حالات ظاهريشان تغيير کرده بود و با اينكه بسياري از اعضاي رئيسه ايشان از کار افتاده بود يک مرتبه با يک حرکت به حالت عادي بر مي گشته و مطلبي مي فرموده اند و مجدداً اعضا از کار مي افتاده است. آقاي دکتر سيد حسن هاشميان رئيس بيمارستان امام رضا (ع) و مسئول بهداشت و درمان استان خراسان رضوی و خادم کشيک هشتم امام رضا (ع) و آقاي دکتر لطيفي نقل مي کردند: به قدري آقاي مجتهدي در اثر تزکيه روح قوي بودند که بخش روحي ايشان بر بخش جسمشان اشراف کامل داشت؛ به طوري که بارها مشاهده مي کرديم ايشان به صورت اختياري بيمار شده و باز به اراده خويش بهبود مي يافتند.
هنگاميکه ايشان در کما به سر مي بردند 4 علائم حتمي و حياتي مغز ، قلب ، کليه و ريه ها يکي پس از ديگري از کار مي افتاد اما لحظه ي ديگر يک مرتبه تمام اعضا شروع به کار مي کرد و ايشان مطلبي مي فرمودند و مجدداً حالشان وخيم مي گشت. طبق گفته همراهان ايشان يکي از مطالبي که در حين کما مي فرمودند اين بود که : « عاشق اگر رنگي از معشوق نگيرد در عشق خودش صادق نيست » و پس از آن مجددا در حالت کما فرو رفته و حالشان بسيار وخيم مي گردد به قدري که ديگر قادر به تنفس نبودند. هيأت پزشکي معالج ايشان مي گويند: آقا در شرايطي به سر مي بردند که ريه از کار افتاده است و به جهت تنفس دادن ايشان راهي جز اينکه گلويشان را بريده و از انجا دستگاه مخصوص تنفس را وارد ريه کنيم نيست .
آقاي قرآن نويس که همراه آقا بودند نقل مي کردند: وقتي اين پيشنهاد از طرف پزشکان داده شد مي خواستم بگويم خير، اما يک مرتبه و بي اختيار گفتم: بله و اجازه دادم. به محض اينکه رضايت به اين کار بر زبانم جاري شد هر چه خواستم ممانعت کنم اختيار از من سلب شده بود و نمي توانستم حرفي بزنم.
بعد از آن به مجردي که هيأت پزشکي به تيغ ، گلوي مبارک آقا را بريدند، پس از چندي نور عجيب سبز رنگي به اتاق وارد شد و همزمان با آن دستگاه مونيتور صوت ممتدي کشيده و سرانجام پس از حدود 4 سال اقامت در جوار حضرت امام رضا (ع) در تاريخ 6 ماه مبارک رمضان 1416 ه.ق مطابق با 6/11/1374 هنگام ظهر روز جمعه دار فاني را وداع و روح ملکوتيشان عروج مي نمايد و اين در حالي بود که تمام محاسن آقا به خون گلويشان آغشته شده بود و درا ينجا معني کلام ايشان که فرموده بودند:
« عاشق اگر رنگي از معشوق نگيرد در عشق خودش صادق نيست »، واضح گشته و تحقق يافت و محاسن ايشان مانند ارباب و مولايشان حضرت ابا عبد الله حسين (ع) به خون گلويشان خضاب گشت.
منبع : کتاب لاله ای ملکوت