بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » داستانهای ائمه (ع) » جعفر کذّاب عموی امام زمان (عج)


فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی : داستانهای ائمه (ع)

تعداد بازدید  : 663
امتیاز : 61

مشخصات
 

جعفر کذّاب عموی امام زمان (عج)


گاه مى شود بر اثر عواملى از حضرت نوح عليه السلام پسرى ناخلف بنام كنعان و يا از حضرت آدم عليه السلام پسرى متمرد بنام قابيل به وجود مى آيد .

حضرت امام هادى عليه السلام داراى 5 فرزند بنام هاى امام حسن عسکری عليه السلام ، حسين ، محمد ، جعفر و عليه بود . در ميان اين فرزندان جعفر بسيار ناخلف بود كه لقب كذّاب (دروغگو) را گرفت .

امام هادى (ع) درباره او فرمود : « از فرزندم جعفر دورى كنيد ، نسبت او به من همچون نسبت كنعان به نوح عليه السلام است » .

امام حسن عسكرى (ع) فرمود : « مثل من و جعفر مانند هابيل و قابيل دو فرزند آدم (ع) است . اگر كشتن من براى جعفر ممكن بود ، مرا مى كشت ولى خداوند متعال جلو او را گرفت » .

جعفر کذّاب از افرادى بود كه ادعاى امامت داشت و پس از رحلت پدر مى گفت : « امام مردم من هستم نه برادرم حسن » . حتى پس از رحلت پدر نزد خليفه وقت رفت و گفت : « 20 هزار اشرفى براى تو مى فرستم و از شما خواهش دارم كه فرمان دهى تا بر مسند امامت بنشينم و اين مقام از برادرم حسن سلب گردد » . خليفه در جواب گفت : « عجب آدم احمقی هستى ، اگر امامت در دست ما مى بود آن را براى خود قرار مى داديم . اگر امام شناسان و شيعيان آنچه از برادرت و پدرت از معجزات و ... ديدند از تو ببينند ، تو را امام خود مى دانند ، ديگر نيازى به كمك ما ندارى و گرنه هرگز به تو ايمان نخواهند آورد . »

كارشكنى هاى او در عصر امامت برادرش امام حسن عسكرى (ع) بجائى نرسيد ولى پس از شهادت برادرش دوباره شروع به ادعا كرد و اعلام داشت كه امام بعد از برادرم من هستم . لذا امام حسن عسكرى (ع) براى اينكه امر بر مردم اشتباه نشود و امامت امام مهدى (عج) را از كارشكنى هاى جعفر ، حفظ كند در آخرين لحظات عمر يكى از اصحاب بنام « ابو الاديان » را به حضور طلبيد و به او فرمود : « چند نامه هست . اينها را به مدائن مى برى و به فلان و فلان كس مى رسانى و جواب نامه ها را مى گيرى و روز پانزدهم به سامرا می آیی . صداى گريه از خانه من خواهى شنيد و مطلع مى شوى كه من از دنيا رفته ام . »

ابوالاديان گفت : « فدايت شوم معلوم است كه سخن شما راست و درست است و همين طور كه مى فرمائى خواهد شد ولى سؤالى دارم و آن اينكه پس از شما امام كيست ؟ »

امام حسن عسكرى (ع) فرمود : « امام كسى است كه جواب نامه ها را از تو مطالبه كند . »

ابوالاديان گفت : « علامت ديگر امام پس از شما چيست ؟ »

امام حسن عسكرى (ع) فرمود : « امام كسى است كه بر جنازه من نماز بخواند . »

ابوالاديان گفت : « علامت ديگر چيست ؟ »

امام حسن عسكرى (ع) فرمود : « امام كسى است كه از ميان هميان هاى طلا خبر دهد . »

ابوالاديان مى گويد ابهت امام حسن عسكرى (ع) مرا گرفت ، ديگر نپرسيدم كه منظور چه هميانى است . برخاسته و نامه را گرفتم و خداحافظى كردم بسوى مدائن رهسپار شدم . نامه ها را به صاحبانشان دادم . جواب نامه ها را گرفته و به سامرا برگشتم . همين كه وارد خانه امام حسن عسكرى (ع) شدم صداى گريه شنيدم . فهميدم كه امام حسن عسكرى (ع) دار دنيا را وداع كرده است ولى ديدم گروهى دور جعفر كذاب را گرفته اند و به او به عنوان امام تهنيت مى گويند و بعضى به او تسليت مى گفتند .

در اين ميان كسى آمد و به جعفر گفت : « جنازه برادرت را غسل داده اند ، بفرمائيد بر جنازه نماز بخوانيد . » ديدم جعفر برخاست و همراه گروهى براى انجام نماز رهسپار شد . با خود گفتم : « عجبا ! اگر امام مردم بى دين بشود ، معلوم مى شود كه همواره دين از اول سست بوده است ، چون من جعفر كذاب را مى شناختم كه همواره با ساز و آواز و شرابخوارى سر و كار داشت . » من هم دنبال جعفر به راه افتادم تا ببينم جريان به كجا منتهى مى شود .

كنار جنازه امام حسن عسكرى (ع) رسيديم . جعفر پيش ايستاده و همراهان پشت سرش ، گفتم ديگر كار از كار گذشت ، ناگهان پرده سفيدى كه در حجره آويزان بود بلند شد ، ديدم كودكى نورانى پيدا شد ، رداى جعفر را گرفت و فرمود : « اى عمو ! پس برو ، من سزاوارترم كه بر جنازه پدرم نماز بخوانم . »  جعفر مانند نقش بر ديوار هيچ نتوانست بگويد و كنار رفت . آن كودك مشغول نماز شد و پس از نماز همين كه خواست برود به من رسيد و فرمود : « جواب نامه ها را به من بده . » نامه ها را به ایشان دادم و رفت به حجره ، با خود گفتم : « حمد و سپاس خدای سبحان را كه دو علامت از علاماتى كه امام حسن عسكرى عليه السلام به من فرموده بود ، ظاهر شد . » نزد جعفر آمدم و گفتم : « اين طفل كه بود ؟ » گفت : « من اصلاً چنين كودكى را نديده ام و نمى شناسم . »

 

مسافران قمى و جعفر كذاب :

روز بعد ديدم گروهى از اهل قم آمده بودند تا به زيارت امام حسن عسكرى (ع) نائل شوند . وقتی مطلع شدند كه حضرت از دنيا رفته است ، پرسيدند : « امروز امام و حجت خدا كيست ؟ » گروهى جعفر كذاب را نشان دادند . اهل قم نزد جعفر آمده و سلام كردند و گفتند : « پول زيادى كه مخصوص امام عليه السلام است براى شما آورده ايم . » جعفر دستور داد پولها را بگيرند . اهل قم گفتند : « ما هر وقت خدمت امام حسن عسكرى (ع) مى رسيديم و پولى نقد مى آورديم نام صاحبان پول را حضرت مى بردند و حدود مبلغ را از درهم و دينار مى فرمودند . شما هم اگر امام هستيد و جانشين برادر خود مى باشيد ، مبلغ و عدد و اسم صاحبان پول را بگوئيد . » جعفر گفت : « مردم از من علم غيب مى خواهند ! مگر برادرم علم غيب داشت ؟ » اهل قم گفتند : « در چنين صورت ما پول را نخواهيم داد . »

 

دستور دستگيرى امام زمان (عج) :

جعفر کذاب ديد با اين وضع به هدف شوم خود نمى رسد لذا نزد معتمد عباسى خليفه وقت رفت و گفت : « برادرم حسن پسرى دارد و او بر جنازه پدرش نماز خواند . » چون امام حسن  عسكرى (ع) براى حفظ فرزندش حضرت حجت (عج) از دشمنان ، تولد او را به كسى نفرموده بود لذا خليفه صد مأمور به فرماندهى شخصى بنام « رشيق » به خانه امام حسن عسكرى (ع) فرستاد و به او دستور اكيد داد كه برو به خانه امام حسن عسكرى (ع) و بى آنكه اجازه بگيرى وارد خانه شو و همه حجره ها را جستجو كن . رشيق با مأمورين به خانه امام حسن عسكرى (ع) آمدند و همه حجره ها را گشتند تا به آن حجره كه در آن پرده سفيد آويزان بود ، رسيدند . پرده را بلند كردند و با کمال تعجب : دريایی آنجا ديدند كه در وسط آن كودكى سجاده انداخته و نماز مى خواند . رشيق به يكى از مأمورانش دستور داد كه برو و آن كودك را بگير . آن مأمور تا به سراغ كودك آمد در ميان آب غرق شد . رشيق به ديگرى دستور داد ، ديگرى وقتى خواست به طرف كودك برود در آب غرق شده و با فرياد بلند تقاضاى كمك كرد ، او را نجات دادند .

حضرت اباصالح المهدی (عج) با كمال وقار نماز را تمام كرد .

سپس در پيش روى مأموران از حجره بيرون آمد .

مأموران گويا چوب خشكى شده بودند .

اصلاً نتوانستند كوچكترين آسيبى به حضرت حجت (عج) بود ، برسانند .

همين موقع بود كه حضرت مهدى (عج) غايب شد و غيبت صغرى به وقوع پيوست .


Untitled 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  دعا و ذکر براي حسن عاقبت از امام صادق
  تغذیه کودک در زمان بیماری
  زندگينامه امام سجاد (ع)
  دل سروده ای به امام رضای مهربان که جامش پرازسخاوت و بخشش است
  مفهوم زمان و تاریخ در اسلام
  معرفي 14 معصوم - معصوم دوم : امام اول
  گزارش تصویری: اسباب‌بازی‌های زمان باستان!!
  SMS به مناسبت میلاد حضرت معصومه(س) و تولد امام رضا(ع)
  اصول بینش سیاسی امام سجاد علیه السلام (1)
  تأثیر زمان و مکان بر اجابت دعا
  مدت زمان نگهداری مواد غذایی در یخچال و فریزر
  بهترين زمان براي چربي سوزي
  در زمان استرس همسر انتخاب نكنيد!!
  موعظه امام حسین (ع) به گناهکار
  حضرت موسی (ع) و زیارت قبر امام حسین (ع)
  شمال و جنوب ، مدت زمان شب و روز
  عقیم و نازا شدن مردان و زنان در زمان طوفان نوح (ع)
  مهمان امام رضا(علیه السلام) باش!
  پیامک روز جمعه و امام زمان (عج)
  درست كردن تسبيح با تربت امام حسین علیه السلام
  تشخيص زمان تخمك گذاري
  لطف هشتمین امام نور به زائرش ( تولد اصفهان ، مرگ سبزوار ، دفن مشهد مقدس)
  در زمان آلودگي هوا چه بخوريم؟
  از کرامات امام حسین علیه السلام
  بركت تربت امام حسين عليه السلام
  پاسخ امام زمان(عج) به شکاکين وجودش
  گفتگوی جالب امام صادق (ع) با جابربن حیان
  بخشى از وصیت نامه امام حسین علیه السلام
  حدود فدک از زبان امام موسی کاظم (ع)
  گفتارى از زندگى پر فيض امام مهدى (عج)
  داستان تولد آقا امام زمان (عج)
  سفارش مؤكّد امام زمان (عج) به خواندن زيارت عاشورا
  یاران امام حسین (ع) هنگام بازگشت آن حضرت به دنیا و مدت حکومت حضرت
  آيا بردن نام اصلی امام زمان (عج) جايز است (3) ؟
  سجده بر تربت امام حسين عليه السلام
  تعیین دقیق زمان مرگ
  دوران بارداري زمان مناسبي براي کاهش وزن نيست
  القاب امام حسین علیه السلام
  زندگینامه امام علی بن موسی الرضا عليه السلام
  گواهى دادن اسب امام رضا عليه السلام در امامت ايشان
  فصل اول : زندگانى سياسى امام حسن (ع ) در عهدرسول خدا (ص )
  ترك نشدن زيارت عاشورا از امام خمينى (ره)
  هارون الرشيد از امام كاظم عليه السلام پندى كوتاه خواست
  راهی ساده برای نزدیک شدن به خدا و حجت خدا امام زمان عج
  امام زمان (عج) را با معصیت نیازاریم
  اصول بینش سیاسی امام سجاد علیه السلام (2)
  فرازی از علم امام جواد (ع) و معمای پیچیده
  معرفي 14 معصوم - معصوم چهارم : امام دوم
  امام زمان (عج ) نورى بر دوش پدر
  نمونه اي از مناظرات امام رضا علیه السلام
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 75 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری