دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 96 نفر

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » مقالات مذهبی » حقیقت مرگ

فرستنده : مژده صبا
دسته بندی : مقالات مذهبی

تعداد بازدید  : 2149
امتیاز : 93

مشخصات
 

حقیقت مرگ


" قُلْ یَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِی وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ"1

 كافران می‌گفتند: آیا وقتی مردیم و در روی زمین پراكنده و گم شدیم آیا دوباره زنده می‌شویم. پیامبرا در جواب آنان بگو: فرشته مرگ كه بر این كارتان گمارده شده ،همه‌ی‌ وجود شما را می‌گیرد و چیزی از حقیقت شما روی زمین پراكنده و گم نخواهد شد.

«توفی» گرفتن تمام و کمال یک حقیقت و انتقال آن به سرای دیگر است. در این آیه ی کریمه، «توفی» به «کُم» یعنی حقیقت جان انسان نسبت داده شده در نتیجه آنچه وارد سرای آخرت می‌شود، نفس و روح انسان است. این آیه شریفه نیز بر همین حقیقت دلالت می‌کند: «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ»2، «کدح» تلاش و حرکت به سوی چیزی است. انسان از ابتدای خلقت و تقدیر خود در تلاش و حرکت دائمی  به سوی پروردگارخویش است و به همین خاطر از اقامت او در این دنیا در آیات بسیاری به «لبث» یعنی توقف کوتاه مدت تعبیر شده است؛ «قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِی الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِینَ»3 از آنجا که نفسِ متوفّا یعنی انسان، حقیقتی است که با مرگ باطل نمی‌شود، و با سکونت در دنیا و زندگی در

«دارُ الغرور» به آن انس گرفته، اولین چیزی که هنگام مرگ برای او ظاهر و آشکار می‌شود باطل بودن دنیا و محو شدن تمامی رسومات آن و تبدیل شدن اهداف و غایات دنیوی به سراب و قطع شدن و پایان یافتن تمامی اسباب ظاهری است.4 "و لوتَری إذِ الظالمونَ فی غَمَراتِ المَوتِ و المَلـائكةُ باسطوا أیدِیَهُم أخرِجوا أنفَسَكُم الیَومَ تُجزَون عذابَ الهونِ بما كُنتم تقولون علی اللهِ غیرَ‌ الحقِّ و كُنتم عن آیاتِه تَستَكبرون"؛ ای پیامبر اگر سختی و فضاحت حال ستمكاران را ببینی آنگاه كه در بی‌هوشی‌های مرگ گرفتار آیند، فرشتگان برای قبض روح آنان دست قهر و قدرت برآورند و گویند كه جان از تن بدر كنید. امروز كیفر عذابِ خواری، می‌كشید؛ چون بر خدا سخن ناحقّ می‌گفتید و از حكم آیات او تكبّر و گردن كشی می‌كردید.5

اولین چیزی که هنگام مرگ برای تو ظاهر و آشکار می‌شود باطل بودن دنیا و محو شدن تمامی رسومات است 

وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِیكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَیْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ.6  همانا شما تك تك برای حساب نزد ما باز خواهید آمد، آن گونه كه نخست شما را آفریدیم و آنچه از مال و جاه به شما دادیم همه را پشت سر خواهید افكند و بین شما و آنها جدایی خواهد افتاد و همه، نابود خواهند گشت.

این آیه، از جامع‌ترین آیاتی است كه نشئه‌ی‌ دنیا و قیامت را در كنار هم بازگو می‌كند و نظام اعتباری دنیا را به نظام حقیقی آخرت منتهی می‌داند و از آن نظام علل و اسباب طبیعی همه قطع می‌شود، گرچه نظام علّی و معلولی در جهان آخرت نیز حكم‌فرماست و نظام آخرت از قلمرو علت و معلول بیرون نیست؛ زیرا در آن‌جا نیز اكرام الهی، سبب راه یافتن به بهشت و قهر خداوند مایه سرنگونی در دوزخ است.7 انسان در این دنیا با دو دسته از موجودات و شؤون دنیا انس می‌گیرد:اول، آنچه که تصور می‌کند مالک آن است، یعنی زیور و زینت دنیا و زر و سیم آن و از این امور، در رسیدن به آرزوها و اهداف و تصورات خود کمک می‌گیرد. دوم، آن چیزهایی که تصور می‌کند برای رسیدن به اهدافش واسطه و شفیع هستند؛ همچون همسر و فرزند و نزدیکان و فامیل و دوستان و صاحبان قدرت و شوکت.خداوند بلند مرتبه با آیه‌ی «لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى» به بطلان همه ی این امور اشاره می‌کند.

 

همانا شما تك تك برای حساب نزد ما باز خواهید آمد، آن گونه كه نخست شما را آفریدیم

با آیه‌ی شریفه‌ی «وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ»به زائل شدن و از بین  رفتن قسم اول اشاره می‌کند. و با آیه «مَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ» به نابود شدن و باطل شدن قسم دوم اشاره می‌کند. و با آیه ی: «لَقَد تَقَطَّعَ بَینَکُم» به دلیل بطلان این امور اشاره می‌کند و  با آیه ی و « ضَلَّ عنکم» به نتیجه اشاره می‌کند .خلاصه آنچه متعلق به دنیا است در دنیا می‌ماند و از لحظه‌ی مرگ زندگی دیگری برای انسان آغاز می‌شود که هیچ یک از این امور متعلق به دنیا را در خود ندارد. به همین دلیل مرگ به «قیامت صغری» نام گرفته است. امیرالمؤمنین «علیه السلام» فرمودند: «مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُهُ».

نفس، بعد از جدایی از بدن، صفت اختیار را از دست می‌دهد و دیگر بین انجام دادن و ترک کردن مختار نیست. در این هنگام موضوع تکلیف برطرف شده و او دیگر مکلَّف نیست.8

« یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّكَ لاَ یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا»9

روزی که بعضی از آیات پروردگارت آشکار شود، دیگر ایمان آوردن سودی ندارد مگر آنکه قبلاً ایمان آورده و با این ایمان خیری را کسب کرده باشد.

در این هنگام انسان در یکی از دو مسیر سعادت، یا شقاوت قرار می‌گیرد و سعادت یا شقاوت برای او حتمی می‌گردد و در این هنگام بشارت سعادت یا وعید شقاوت را در می‌یابد.


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت