دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 100 نفر

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » هنر » سینما » تاریخ سینما در ایران

فرستنده : maral
دسته بندی : سینما

تعداد بازدید  : 1759
امتیاز : 86

مشخصات
 

تاریخ سینما در ایران



دراوایل هفتم ربیع الاول سال 1318 برابر با هشتم ژوئن 1900، طی اولین سفر مظفرالدین شاه (24-1313یا 1907-1896) به اروپا، او در شهرContrexéville فرانسه، اولین تصاویر سینماتوگراف، یا همان تصاویر دوربین متحرک را تماشا کرد، این دوربین تنها 5 سال قبل از سفر مظفرالدین شاه اختراع شده بود .شاه به عکاس ارشد؛ میرزا ابراهیم عکاس باشی؛دستور داد تا دوربین گامونت بخرد وفیلم بسازد. اوهم با فیلمبرداری از یک جشنواره گل در شهراُستاند بلژیک فیلمی ساخت که احتمالا نخستین فیلمی است که توسط یک ایرانی ساخته شده است.عکاس باشی وقتی به تهران بازگشت، موظف شد تا از شیرهای باغ وحش سلطنتی فرح آباد و دسته جات عزاداری محرم در سبزه میدان نیز فیلم بسازد. او به اولین فردی تبدیل شد که نخستین فیلم ها را از فضاهای عمومی مانند محاکم قضایی و یا محافل خصوصی مانند جشن های عروسی، تولد وختنه ساخت که همه این فیلم ها از بین رفته اند.

میرزا ابراهیم صحاف باشی( پسرتقی خان صحاف باشی )که بعداز سال 1859/1276 به اروپا اعزام شد، نخستین سینمای عمومی را در ایران راه اندازی کرد.او دارای تفکر آزاد ولیبرال بود وهرازگاهی برای تجارت به خارج مسافرت می کرد.( نگاه کنید به Tārīḵ-e bīdārī, ed. Saʿīdī Sīrjānī, I, pp. 291, 360-61, 433, 442; Hedāyat, pp. 114-25; Jamālzāda, pp. 128-31) اولین سینما توسط همین شخص در رمضان 1322 برابر با نوامبر1904 در خیابان چراغ گاز تهران (امیرکبیر فعلی) افتتاح شد. او به مدت یک ماه فیلم های کمدی یا نسخه 10 دقیقه ای اصلاح شده فیلم های خبری را پخش کرد که تقریبا تمام آنها را از کمپانی های روستو واودیسه به دست آورده بود.در میان کسانی که از خانه تصاویر متحرک او بازدید کردند افرادی مانند عبدالله انتظام ومحمدعلی جمالزاده حضور داشتند که بعدها به ترتیب به سیاستمدار و نویسنده برجسته ای تبدیل شدند. آنها با 2قران می توانستند هم لیموناد بنوشند وهم شهرفرنگ ببینند.

یکی از نمایش دهندگان فیلم که در این راه مقاومت زیادی نشان داد، مهدی روسی خان از پدر ومادری انگلیسی وروسی بود.( نام خانوادگی واقعی او ایوانف بود) ( متولد 15 اکتبر1875 ومرگ 19 مارس 1968 در سنت کلود فرانسه) او کارش را از شاگردی عبدالله قاجار، عکاس محمدعلی شاه، آغاز کرد،( سلطنت محمدعلی شاه1907/1909) تا این که سرانجام یک دستگاه نمایش فیلم (پروژکتور) و15 فیلم ازشرکتpathe در پاریس خرید تا در حرم نمایش دهد.او در رمضان 1325 (اکتبر1907) زمینی را در کنار مغازه عکاسی اش در خیابان علاء الدوله (فردوسی امروز) اجاره کرد و تا برای حدود 200 نفر هر بعدازظهر فیلم نمایش دهد فیلم هایی که بیشتر مربوط به جنگ های میان روسیه وژاپن در سالهای 1904و1905 بود. بعدها او طبقه دوم خانه فاروس در لاله زار هم اجاره کرد، جایی که او فیلم های کمدی فرانسوی را پخش می کرد که این کار برای او بسیار موفقیت آمیز بود. نمایش دهنده رقیب او کاکاسیان آقایُف که سینمایش را در خیابان ناصری ( ناصرخسرو فعلی) راه اندازی کرد. روسی خان از شاه مستبد و قزاق های روس که بیشتر اوقات در سینمای او شامپاین می خوردند، حمایت کرد. او در محرم 1327 برابربا ژانویه 1909، هشتادمین فیلم را درباره مراسم عزاداری در محرم ساخت که در روسیه به نمایش درآمد ولی هیچگاه در ایران پخش نشد. درسالهای بعد، در جریان خلع شاه از سلطنت وبه دنبال آن، وقوع انقلاب مشروطه، مغازه روسی خان غارت شد وبسیاری از فیلم هایی که او شخصا تولید کرده بود، مفقود گردید.البته سینما فاروس با حمایت برخی از انقلابیون(مجاهدین) به کارش ادامه داد ولی در پایان همان سال، سینما نیزبه اجبارتعطیل شد.درسال 1329/1911، روسی خان تبعید شد، او پروژکتور و30 فیلم خود را به فردی سپرد که تورهای استانی راه می انداخت.

تهران با پخش فیلم های منظم وطبقه شده توسط اردشیر باتمان گیریان معروف به اردشیرخان آشنا شد،او درابتدای قرن گذشته در pathe شهر پاریس کار کرده بود وهنگام بازگشت به ایران با خودش دستگاه های سینماتوگراف، گرامافون ودوچرخه آورده بود. در سال1331/1913، او اتاق نمایش فیلمش را در بالای کتابفروشی وشیرینی فروشی یک فرانسوی در خیابان علاءالدوله جایی که بعدها در نزدیکی آن سفارت آلمان راه اندازی شد، بازگشایی کرد. در آن روزهای شلوغ، نمایش فیلم با نواختن یک ویلون وپیانو همراه بود واز تماشاگران با تنقلات مناسب با هرفصل پذیرایی می شد.این سینما تا زمان مرگ اردشیر خان در سال 1304/1925 به کارخود ادامه داد.

در ابتدای دهه 1300/1920 تعدا خانه های نمایش فیلم(سینما) در تهران وشهرستانها روبه فزونی نهاد، در سال 1304، علی وکیلی، گراند سینما را با ظرفیت 500 صندلی در گراند هتل خیابان لاله زار در تهران به راه انداخت. در سال 1307/1928،یک مهاجر روس، به نام آرنولد ژاکوبسِن، سینما ایران را پایین تر از سینما گراند افتتاح کرد،این سینما، مجلل ترین سینمای تهران بود که ابتدا یک پیانو وسپس یک ارکستر کوچک در هنگام نمایش فیلم برنامه اجرا می کرد. این سینما ابتدا برای مردان بود، بعداز مدتی، اجراهایی برای زنان هم در نظرگرفته شد. در این سال، اجرای تئاتر ویژه زنان، به لحاظ مالی با شکست روبه رو شد(چون استقبال زنان از تئاتر زیاد نبود) تا این که در همین سال، تماشاگران مختلط اجازه یافتند تا باهم تئاتر تماشا کنند.ورودی تئاتر برای زنان ومردان جدا بود وآنها دو طرف مخالف راهروی اصلی می نشستند. کارکنان تئاتر وپلیس از حضور"زنان بی عفت ومردان فاسد" در این اماکن جلوگیری می کردند.

 

 

اولین مقاله فارسی درباره سینما در هفته نامه حقایق در باکو توسط علی محمدخان اویسی،در 1335/17-1916،با عنوان سینماتوگراف"هنر تصویر متحرک" منتشر شد .

فیلم صامت: در سال 1325/1925، خان بابا خان معتضدی (1310-1406/1892-1986)که در رشته الکترونیک در اروپا درس خوانده بود ودر استودیو گامونت فرانسه هم به عنوان فیلمبردار کار کرده بود، در سال 1305/1926،یک فیلم خبری به نام مجلس موسسان( مجمع قانون اساسی) و نیز از مراسم تاجگذاری رضاشاه، که قطعاتی از هردوی آنها باقی مانده است، تولیدکرد. نمایش فیلم صامت معمولا با شرح وتوضیح مرد یا زنی – بستگی به تماشاگران داشت- همراه بود،او از بالا تا پایین راهروی نمایش فیلم را قدم می زد وخلاصه داستان فیلم را با صدای بلند بازگو می کرد. معتضدی، فارسی زبانان را با عناوین فیلم آشنا کرد او این عناوین را در فواصل مختلف فیلم وارد کرد تا توضیح دهد که داستان فیلم چیست. این عناوین به صورت کپسولهای بین قطعات فیلم تا سال 1340/1960 باقی ماند تا سیستم دوبله فیلم های خارجی به زبان فارسی ایجاد شد.

آوانس اوهانیان(61-1901) ارمنی در صنعت فیلم روسیه کارآموزی کرد، در سال 1309/1930به ایران برگشت و مدرسه بازیگران سینما (پرورشگاه هنری سینما) را برای مردان وزنان جوان راه اندازی کرد. در دی ماه 1310/ژانویه 1931، اولین فیلم فارسی به نام آبی ورابی را با کمک دانشجویان وفیلمبردارش، معتضدی، کارگردانی کرد. این فیلم کمدی از بازی طنز دو بازیگر هلندی به نامهای هارالد مدسون وکارل شنستروم، در مجموعه فیلمهایی که از سوی کمپانی پالادیوم وکارگردانی لو لاریتزِن در سالهای 1920 تا29 الهام گرفته بود. آبی ورابی به عنوان فیلمی پراز حرکت وجلوه های ویژه، موفقیتی محسوب می شد که ابتدا به صورت فیلم کوتاه در حومه تهران وساختمانهای آن به نمایش درآمد. دومین فیلم اوهانیان با نام "حاجی آقا، آکتور سینما"

(1312/1934 ) فیلمی بود که با طنز به مسائل داخلی تهران مانند آداب رسوم ونحوه تفکر آن زمان نگاه می کرد.

این فیلم به هرحال تحت تاثیراولین فیلم ناطق فارسی به نام دختر لُر(1312/1933) بود که تنها دو ماه ونیم قبل از آن تولید شده بود.

ابراهیم مرادی(1316-1356) که مدتی برای سازمان فیلم شوروی (Mezhrabpom یا امدادگران بین المللی) فعالیت کرده بود، کوشید تا در سال 1309 برابر با 1930 فیلمی با عنوان انتقام برادر در بندرپهلوی(سابق) بسازد اما موفق به اتمام آن نشد.او سپس به مدرسه یوحنیان(Uhanian) در تهران وارد شد وبا سایر دانش آموزان فیلم بوالهوس را در سال 1313/1934 ساخت که 30 هزار ریال هزینه داشت.با وجود برخورداری از حمایت مالی این فیلم بلند صامت،نتوانست با دختر لر رقابت کند. باوجود این، فیلم با دربرابر هم قرار دادن یک مرد شرور شهری و روستایی سختکوش، قالب ورویه ای را ایجاد کرد که بعدها در فیلم های فارسی تکرار شد.

در سال 1311/1933 تنها 8 سینما در تهران وتعداد کمی از شهرستانها وجود داشت. در مرداد 1309/ اگوست 1930، علی وکیلی مجله سینما و نمایشات را منتشر کرد، این ژورنال اولین نشریه ای بود که به فیلم های غالبا وارداتی اختصاص داشت ونام افرادی مانند صحاف باشی، روسی خان وبه ویژه باقراُف در آن دیده می شد.

فیلم صامت دیگری که در سال 1925 در ایران ساخته شد، علف یا Grass نام داشت.این فیلم را دو امریکایی به نام های مِریان کوپر و اِرنِست شُدساک براساس فیلمنامه ای از مارگریت هریسون، کارگردانی کردند. این فیلم مستند درباره حماسه شجاعت مردان بختیاری بود که هر بهار از کارون مواج می گذشتند و از برف ویخ بالا می رفتند تا رمه هایشان را به چراگاه وزمین پراز علف پشت زردکوه برسانند، این فیلم در ایران پخش نشد چرا که عده ای فکر می کردند چهره ایران رد این فیلم خدشه دار می شود وبیشتر عقب ماندگی وبدبختی را نمایش می دهد.

درپایان دهه 1920، آندره مالرو، نویسنده فرانسوی، فیلمی دید که در آن نبوغ توزیع کنندگان ایرانی آشکار می شد:« من در ایران فیلمی دیدم که وجود خارجی ندارد و آن زندگی چارلی بود. سینمای ایرانی ها در فضای باز بود و بر روی دیوار های اطراف تماشاچی ها گربه های سیاه هم نشسته بودند وفیلم را تماشا می کردند. توزیع کنندگان ارمنی تمام شلوارهای کوتاه چارلی را با مهارت به شلوار بلند، مونتاژ کرده بودند که شگفت انگیز بود.» 45 سال بعد این تکنیک در فیلم آقای ولگرد به وسیله ریچارد پترسون آمریکایی انجام که در سال 1975 پخش شد.

 

ادامه دارد...

 


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت