پایان سلطنت 500 ساله بنی عباس توسط نوه چنگیز
پایان سلطنت 500 ساله بنی عباس توسط نوه چنگیز
لشکر مغول به سرکردگی هلاکو نوه چنگیز ، بغداد را محاصره کردند و بقدری کار را بر مردم سخت گرفتند که بالاخره مرکز خلافت 500 ساله بنی عباس سقوط کرد . مغولان وحشی مانند بلای آسمانی به شهر بغداد ریختند و به قتل عام اهالی پرداختند و بساط خلافت مستعصم را برچیدند .
سیدبن طاووس در کتاب اقبال صفحه 586 شرح میدهد که چگونه روز 28 محرم 656 هلاکوخان مغول ، بغداد را فتح کرد و او در خانه ا ش با حالت ترس و هراس و ناراحتی می گذرانید و در صفحه 688 می گوید : در آن بیم و هراس ، چند سال بعد هلاکو مرا طلبید و منصب نقابت و نظارت بر امور علویین و علما و زهاد را به من تفویض کرد و من هم بدینوسیله توانستم بسیاری از دوستان و بستگان و برادران دینی را از خطر مرگ نجات دهم و این را افتخاری برای خود می دانم که تا زنده ام ، فراموش نمی کنم .
گویند : چون هلاکو منصب نقابت را به او واگذار نمود ، او اولین بار نیز خواست نپذیرد ولی حکیم بزرگ خواجه نصیرالدین طوسی به وی گوشزد کرد که اگر امتناع ورزد جانش در معرض خطر قرار خواهد گرفت . ناچار در سال 661 هجری قمری طی جشن باشکوهی به سمت نقیب النقبائی ممالک اسلامی منصوب گشت و تا پایان عمر یعنی سال 664 که به درود حیات گفت در این سمت باقی بود .
روزی هلاکوخان از عالمان دین پرسید که پادشاه کافر عادل بهتر است یا فرمانروای مسلمان ستمگر ؟ ! علمای دینی در منطقه مستنحیریه بغداد به این جهت گرد آمدند ولی هنگامی که به سؤال خان مغول واقف شدند در جواب آن متحیر ماندند و نمی دانستند در جواب چه بگویند که خان فاتح را پسند آید و از پیامد جواب خود در امان باشند . سید بن طاووس که در جلسه حاضر بود و به جهت مقام علمی از احترام خاصی در آن گروه برخوردار بود ، بیدرنگ کاغذی برداشته و بر آن نوشت : « پادشاه کافر عادل بهتر است ! » این پاسخ هلاکوخان را خوش آمد و از اینرو از طریق خواجه نصیرالدین طوسی (چنانچه در بالا گفته شد) به سید پیشنهاد کرد تا مقام نقابت علویان را بپذیرد و او هم به سفارش خواجه ، هر چند با اکراه پذیرفت .
Untitled 2