آزمایش سخت حضرت سلیمان (ع)
آزمایش سخت حضرت سلیمان (ع)
حضرت سلیمان (ع) آرزو داشت فرزندان برومند شجاعی نصیبش شود که در اداره کشور و مخصوصاً جهاد با دشمن به او کمک کنند . او دارای همسران متعدد بود . با خود گفت : من با آنها همبستر می شوم تا فرزندان زیادی نصیبم گردد و به هدفهای من کمک کنند ولی چون در اینجا غفلت کرد و « انشاء الله » ، همان جمله ای که بیانگر اتکای انسان به خدا در همه حال است را نگفت ، در آن زمان هیچ فرزندی از همسرانش تولد نیافت جز فرزندی ناقص الخلقه ، همچون جسدی بی روح که آن را آوردند و بر کرسی و تخت سلیمان (ع) افکندند . سلیمان (ع) سخت در فکر فرو رفت و ناراحت شد که چرا یک لحظه از خدا غفلت نموده و بر نیروی خودش تکیه کرده است ، توبه کرد و به درگاه خداوند متعال بازگشت و عرضه داشت : « پروردگارا ، مرا ببخش » .
منبع : مجموعه کامل قصه های قرآن ، نوشته : محمدجواد مهری کرمانشاهی ، انتشارات مشرقین قم
Untitled 2