نعمت های ویژه حضرت سلیمان (ع)
نعمت های ویژه حضرت سلیمان (ع)
حضرت سلیمان (ع) از خدای خویش طلب بخشش نموده و از او خواست به وی ملک و سلطنتی عنایت کند که مانند آنرا به دیگری ندهد ، خداوند نیز دعای وی را مستجاب گردانده و این نعمت ها را به او ارزانی داشت :
1) بـــاد : باد را مسخّر او گردانید و آن را تحت فرمان او قرار داد تا به دستور وی هر کجا که می خواست ، می وزید . قرآن در جایی دیگر تصریح می کند که خداوند باد را مسخّر سلیمان (ع) گرداند ، به گونه ای که مسافت یک ماه را از صبح تا ظهر می پیمود ، در هر مسیری که می خواست آن را فرمان می داد و به هر کجا که می خواست باد وی را منتقل می ساخت .
2) شیاطین : شیاطین را مسخّر او و در خدمتش مقرّر داشت و برخی از آنها بنّایی می دانستند که کاخ ها و دژها بنا می کردند و بعضی غوّاص بودند که از دریا مروارید و سنگهای قیمتی و گرانبها بیرون می آوردند چنانکه خداوند وی را بر شیاطین کافر نیز استیلا بخشیده بود که برای در امان بودن از شرّ و گزند آنها ، آنان را به بند می کشید . تمام این سلطنت و ملک را خداوند برای سلیمان (ع) مهیا ساخت و به او اجازه داد هرگونه که می خواهد از آنها استفاده کند ، به هر کس که می خواهد ببخشد و از هر کس که می خواهد دریغ کند و در کنار همه اینها ، در پیشگاه خداوند از مقامی بس ارجمند برخوردار بوده و در آخرت بهشت جاودان جایگاه اوست .
3) چشمه : چشمه ای را در زمین مسخّر وی ساخت که از آن مس گداخته بیرون می آمد .
4) جنّیان : جنیان را به خدمت او گمارده و به دستور او عمل می کردند . هر کدام از آنها از اجرای فرمان الهی سرپیچی می کردند ، خداوند آنها را در آخرت به آتش سوزان دوزخ عذاب می کند و این جنّیان هر چه را سلیمان (ع) اراده می کرد ، برایش می ساختند . از معبد و کاخ گرفته تا مجسمه و نقاشی های اَشکال وُحوش و پرندگان و نیز ظرفهای بزرگی برای خوردن غذا همچون حوض های بزرگ و دیگهای سنگین و ثابت و غیرقابل انتقال برای پختن غذا ، برای وی تهیه می کردند . خداوند بعد از آنکه این نعمت ها را به آل داوود (ع) عنایت فرمود آنان را مخاطب ساخت و فرمود : ای آل داوود ! در اطاعت خدا بکوشید و او را به شکرانه نعمت هایی که به شما ارزانی داشته ، پرستش نمایید .
5) اسب های اصیل : از جمله نعمت هایی که خداوند متعال به سلیمان (ع) عطا فرمود ، اسب های اصیلی بود که وی در اختیار داشت و گاهگاهی آنها را در برابر خویش به معرض تماشا می گذارد . در یکی از روزها ، سلیمان (ع) دستور داد تا اسبها را مقابل وی حاضر کنند . وقتی آنها را آوردند با فخر و مباهات به اسبها ، رو به اطرافیان خویش کرده و گفت : من این اسبها را به خاطر دنیا و بی نیازی در دنیا نمی خواهم ، بلکه بدین سبب به آنها علاقمندم که به واسطه آنها خدا را به یاد آورده و در راه دین و آیین وی ، از آنها استفاده کنم و سپس به تماشای اسبان پرداخت . اسبها از مقابل وی عبور کرده تا از دیده ها پنهان شدند ولی عشق و علاقه سلیمان (ع) به اسبها فرو ننشست . لذا دستور داد مجدّداً آنها را در برابرش حاضر کنند . مأموران اسبها را باز گرداندند . سلیمان (ع) دست بر گردن و ساقهای آنها کشید و به این ترتیب آنها را نوازش نمود و سوارانشان را تشویق نمود و درس آمادگی در برابر دشمن را به آنها آموخت .
6) زبان حیوانات و پرندگان : یکی دیگر از نعمت هایی که خداوند به سلیمان (ع) عطا کرده بود ، این بود که به سخن حیوانات آگاهی داشت و می توانست با آنها گفتگو کند . در یکی از روزها حضرت سلیمان (ع) با لشکر خویش که از جنّ و انس و پرندگان تشکیل شده بود با نظم و صف آرایی خاص و شکوه بی نظیر حرکت می کردند تا به سرزمینی که مورچگان فراوانی در آن وجود داشت ، رسید (طبرسی می گوید : سرزمین مورچگان همان طائف است و بعضی گویند سرزمین شام است ) . سلیمان (ع) صدای مورچه ای را شنید که به دیگر دوستانش می گفت : ای مورچگان ! هم اینک سلیمان (ع) و لشکریانش به سمت شما می آیند ، به لانه های خود بروید تا سلیمان (ع) و لشکرش بطور ناخودآگاه شما را پایمال نکنند . سلیمان (ع) تا صدای او را شنید از سخن آن مورچه خندید و خوشحال شد و به یاد نعمت های الهی افتاد که خداوند آن چنان به او مقام ارجمند داده که حتی صدای مورچه ای را می شنود و از مفهوم آن آگاهی دارد . از اینرو بیدرنگ به یاد آن افتاد که باید خدا را شکر نماید . به پیشگاه خداوند عرضه داشت : پروردگارا ، به من توفیق ده تا سپاس و شکر نعمت هایی که به من و پدرم عنایت کردی را بجا آورم و عمل نیکی که مورد خرسندی توست ، انجام دهم و مرا با رحمت خویش در زمره بندگان صالحت قرار بده .
منبع : مجموعه کامل قصه های قرآن ، نوشته : محمدجواد مهری کرمانشاهی ، انتشارات مشرقین قم
Untitled 2