دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 84 نفر

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » داستان های پیامبران » 10. شناسنامه حضرت ذوالقرنین علیه السلام

فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی : داستان های پیامبران

تعداد بازدید  : 6612
امتیاز : 103

مشخصات
 

10. شناسنامه حضرت ذوالقرنین علیه السلام


10. شناسنامه حضرت ذوالقرنین علیه السلام

نام مبارک حضرت ذوالقرنین (ع) دو بار در قرآن آمده ( سوره کهف ، آیات 83 و 86 ) و شرح حالش در سوره کهف در ضمن شانزده آیه بیان شده است . پیرامون ذوالقرنین (ع) چند بحث وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد :

1. درباره اینکه چرا ذوالقرنین (ع) به این نام ، نامیده شده است ، اقوال مختلفی بیان شده که عبارتند از :

الف - چون او دو قرن زندگی و حکومت کرد و در زمان او دو نسل از انسانها منقرض شدند .

ب - چون تاجی بر سر داشت که دارای دو شاخ بود .

ج - چون بر شرق و غرب عالم سفر کرد .

د - چون دو طرف سر او برآمدگی مخصوصی بود .

ه - چون دو گیسوی بافته شده داشت .

و - چون خداوند نور و ظلمت را مسخر او گردانیده بود ، هنگامی که حرکت می کرد نوری مقابلش را روشن می نمود و تاریکی یا سایه ای نیز در پشت او امتداد می یافت .

2. درباره اینکه ذوالقرنین (ع) چه کسی بوده و بر کدام یک از مردان معروف تاریخ منطبق می شود ؟ میان مفسران و ارباب تواریخ اختلاف است و هر یک به گونه ای او را معرفی کرده اند :

الف - بعضی گویند او همان « اسکندر مقدونی » پسر « فلیقوس یونانی » است که بعد از مرگ پدرش بر کشورهای روم و مغرب و مصر تسلط یافت و شهر اسکندریه را بنا نمود . سپس شام و بیت المقدس را در زیر سیطره خود گرفت و از آنجا به ارمنستان رفت ، عراق و ایران را فتح کرد ، سپس قصد هند و چین نمود و از آنجا به خراسان بازگشت . شهرهای فراوانی بنا نهاد و به عراق آمد و بعد از آن در شهر « زور » بیمار شد و از دنیا رفت و به گفته بعضی بیش از 36 سال عمر نکرد . جسد او را به اسکندریه بردند و در آنجا دفن نمودند .

ب - برخی معتقدند او یکی از بندگان صالح خدا بود و اراده الهی بر آن تعلق گرفته بود که او صاحب دانش و حکمت و هیبت بسیار گردد و بر اهل زمین حکومت نماید .

ج - جمعی معتقدند وی یکی از پادشاهان یمن بوده که به عنوان « تُبّع » خوانده می شد . طبق این نظریه ، سدی را که ذوالقرنین ساخته همان سد معروف « مَآرِب » است .

 د - برخی دیگر گویند وی همان « کوروش کبیر » پادشاه هخامنشی است که 530 سال قبل از میلاد زندگی می کرد . بسیاری از مفسران و مورخان این نظریه را با لحن موافق در کتابهای خود مشروحاً آورده اند که علامه طباطبائی (ره) می گوید : این نظریه از بعضی جهات خالی از اشکال نیست ولی از همه نظریه ها به قرآن منطبق تر است .

 ه - جمعی معتقدند وی از پیامبران است و به دلایلی چند استناد کرده اند . اما از قرآن چیزی که صریحاً دلالت کند او پیامبر بوده ، استفاده نمی شود هر چند تعبیراتی در قرآن هست که اِشعار به این معنی دارد و از بسیاری از روایات اسلامی که از پیامبر (ص) و ائمه اهلبیت (ع) نقــل شده ، نیز می خوانیم : « او پیامبر نبود ، بلکه بنده صالحی بود . » در سوره کهف آیه 84 خداوند می فرماید : « ما به او در روی زمین قدرت و  حکومت دادیم و اسباب هر چیز را در اختیارش نهادیم » از این آیه استفاده می شود که تمکین کامل در دین از آن پیامبران است و خداوند به ذوالقرنین نبوت را که سببی از اسباب است نیز عنایت فرمود و هم چنین در آیه 86 می فرماید : « ما گفتیم ای ذوالقرنین ! آیا می خواهی مجازات کنی و یا پاداش نیکویی درباره آنان انتخاب نمایی ؟» در اینجا آیه حالت خطاب دارد و کسی را که خداوند با او تکلم نماید حتماً در زمره پیامبران است .

وی در زمان حضرت ابراهیم (ع) می زیسته و اولین پادشاه بعد از نوح (ع) است که به درجه نبوت نرسید بلکه مانند حضرت خضر (ع) یکی از بندگان صالح خداوند است که  مهر تأیید الهی را به همراه دارد . از امام محمدباقر (ع) منقول است که حق تعالی مبعوث نگردانید پیغمبری در زمین که پادشاه باشد مگر چهار نفر بعد از حضرت نوح (ع) :

1. ذوالقرنین (ع) که نام او عیاش بود .

2. حضرت داود (ع)

3. حضرت سلیمان (ع)

4. حضرت یوسف (ع)

 

منبع : مجموعه کامل قصه های قرآن ، نوشته : محمدجواد مهری کرمانشاهی ، انتشارات مشرقین قم


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت