بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » یک داستان جالب و آموزنده


فرستنده : هلیا ..........
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 8183
امتیاز : 84

مشخصات
 

یک داستان جالب و آموزنده


 

با مامان و بابا داشتيم تلويزيون تماشا می کرديم که مامان گفت : " من خسته ام و دير وقته . ميرم بخوابم "مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهيه ساندويچ های ناهار فردا شد . بعدش همه لباسهای کثيف را در لباسشويی ريخت ، ظرفها را شست ، برای شام فردا از فريزر گوشت بيرون آورد ، قفسه کتابها را مرتب کرد ، شکرپاش را پر کرد ، ظرفها را خشک کرد و در کابينت قرار داد و کتری را برای چايی صبحانه فردا پر از آب کرد ، پيراهن بابا را اتو کرد و دکمه لباس برادرم را دوخت . ورق های بازی را از روی ميز جمع کرد و دفترچه تلفن را سر جاش توی کشوی ميز گذاشت . گلدانها را آب داد و چند دقيقه ای ايستاد و خيره نگاهشون کرد ميدونستم که توی دلش داره با اونها حرف ميزنه با اينکه پشتش به من بود مطمئن بودم که نگاهش پر از عشق و محبته ، بعد خم شد چند تا برگ را که زرد شده بودند چيد وريخت توی سطل آشغال اتاق که با خودش ميبرد تا خاليش کنه ...حوله خيسی را روی بند انداخت . ايستاد و خميازه ای کشيد ، کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب حرکت کرد . کنار ميز ايستاد مقداری پول برای سفر شمرد و کنار گذاشت و کتابی را که زير صندلی افتاده بود برداشت ، نامه اداری را که بايد پست ميکرد دوباره مرور کرد در پاکت را چسباند ، آدرس را نوشت و تمبر زد ؛ ليست خريد خانه را هم روی کاغذی نوشت و هر دو را در کيفش گذاشت .بعد دندانهايش را مسواک زد و ناخن هایش را سوهان کشيد ، برای بابا چايی ريخت . بابا گفت : " فکر کردم گفتی داری ميری که بخوابی؟! " و مامان جواب داد : " درست شنيدی دارم ميرم بخوابم " بعد چراغ حياط را روشن کرد و درها را بست ، شعله بخاری ها چک کرد . به تک تک بچه ها سر زد و شنيدم که با برادر بزرگم صحبت ميکرد . لباس های بهم ريخته را به چوب لباسی آويخت ، جورابهای کثيف را در سبد انداخت ، ساعت را برای صبح کوک کرد ، لباسهای شسته شده را پهن کرد ، جا کفشی را مرتب کرد و به ليست خريد چند مورد اضافه کرد ....
در همان موقع ، بابا تلويزيون را خاموش کرد و بدون اينکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت : " فيلم جالبی بود ، من ميرم بخوابم " و بدون توجه به هيچ چيز ديگری ، دقيقا همين کار را انجام داد !
آيا چيز فوق العاده ای در اين جريان نمی بينيد ؟؟؟

 



Untitled 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  نکات آموزنده و کاربردی در خانه داری
  حکایت جالب قبض روح حضرت ادریس (ع)
  فواید جالب ازدواج کردن !!!!!!
  بازم دانستنیها جالب واسه دوستای خوبم
  سوژه های جالب ایرانی (بیا تو فقط بخند)
  مطلب جالب درباره آقایان!!
  30عادت جالب مانکن ها و غذای روزانه آنها
  تصاویری جالب از اوباما
  روش‌های جالب آرایش در عهد باستان!!
  13 حقیقت جالب که درمورد خودتان نمیدانستید!!
  عکس های جالب روز
  اگراز طرفداران شیرموز هستید یک نکته جالب راجع به آن
  نکاتی جالب جهت رابطه بهتر بانوان با همسر خود
  نکته های جالب و خواندنی در مورد جن
  اسرار جالب سلسله «توت آنخ آمون»
  رازهایی درباره زنان و ماجرای جالب اتاق عشق
  داستان کوتاه جالب 3
  پنجاه دانستنی جالب ار جهان
  عكس هايي جالب از حيوانات
  تصاویر جالب و دیدنی - سری 6
  یک داستان آموزنده حتما بخون
  حوادث جالب و آشکار از زندگی آلبرت انیشتین !
  عکسهای جالب و بامزه از عروس و داماد
  طالع بینی جالب ! چه شخصیتی دارید
  عکس های جالب و دیدنی سری اول
  تصاویری جالب از بلندقدترین مرد جهان از تركیه !
  توصیه هایی جالب برای کاهش دلشوره!!
  10 دانستني جالب در مورد خواب
  ضرب‌ المثل‌ های ناب و جالب از سراسر دنیا
  چه جالب؟ خیلی جالب !! معنای جهان بینی های مختلف
  چطور امضایی شیک و جالب داشته باشیم ؟
  تصاویر جالب و دیدنی - سری 3
  10 حقیقت جالب در مورد مصر باستان!!
  ترفند های جالب و کاربردی ایرانسل
  یک عکس العمل بسیار جالب - حتما ببینید ...
  طالع بینی هر 12 ماه سال(واقعا جالب و واقعی)
  جلوه هاي جالب زندگي دومين مرد ثروتمند دنيا
  30 واقعيت جالب و پنهان در مورد آقايان !!
  حرف‌های جالب بهترین بازیکن زن تاریخ بسكتبال آمریكا درمورد دین و حجاب!
  آثار هنری جالب سیمون بک با رد پا روی برف
  پاسخ جالب انيشتين به خواستگارش!
  عکس های جالب روز
  دستشويي هاي جالب و خنده دار
  داستان آموزنده و زیبا – پیله ابریشم
  داستان آموزنده ی پرنده و گرگ
  ماجرای جالب اختراع چیپس
  نکاتی جالب و مفید درباره ی یوگا
  13 حقیقت جالب که درمورد خودتان نمیدانستید!! قسمت دوم
  ساعت های جالب !
  30 مطلب جالب و خواندنی
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 52 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری