بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » داستان های پیامبران » 23. شناسنامه حضرت سلیمان علیه السلام












فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی : داستان های پیامبران

تعداد بازدید  : 7772
امتیاز : 98

مشخصات
 

23. شناسنامه حضرت سلیمان علیه السلام


23. شناسنامه حضرت سلیمان علیه السلام

حضرت سلیمان (ع) یکی از پیامبران معروف بنی اسرائیل است که هم دارای مقام نبوت بوده و هم دارای حکومت ، روایت شده که چهار نفر بر سراسر کره زمین حکومت و فرمانروایی کردند که دو نفر از آنها مؤمن ( سلیمان و ذوالقرنین ) و دو نفر کافر ( بخت النصر و نمرود ) بودند . نام مبارکش 17 بار در قرآن در سوره های « بقره ، نساء ، سباء ، ص ، انعام ، انبیاء ، نمل » آمده است .

وی 4391 سال بعد از هبوط آدم (ع) متولد شد . نام پدرش « داوود » است که با یازده واسطه به حضرت یعقوب (ع) می رسد و نام مادرش را « اَبیشاغ » یا « تشبع » گفته اند . وی از جمله زنانی است که نام او در قرآن به نیکی یاد شده است . از زبان فرزندش سلیمان (ع) آمده است : « پروردگارا ! شکر نعمت هایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای به من الهام فرما » (سوره نمل ، آیه 19 ) ، از این ایه استفاده می شود که مادر سلیمان (ع) همچون پدرش داوود (ع) و خود وی ، مورد الطاف الهی بوده و شکر بسزایی را لازم داشته که سلیمان نبی (ع) خواهان الهام الهی برای ادای آن بوده است .

وی در 13 سالگی حکومت را بدست گرفت که در آن جن و انس و پرندگان و چرندگان و باد ، همه تحت فرمان او بودند و بر سراسر زمین فرمانروایی می نمود . سرانجام پس از چهل سال حکومت و پادشاهی در 53 سالگی از دنیا رفت . ولی طبق برخی روایات حضرت سلیمان (ع) 712 سال عمر نموده است . وی « آصف بن برخیا » را وصی خود قرار داد .

خداوند به سوی حضرت سلیمان (ع) وحی فرستاد که علامت مرگ تو آن است که درختی در بیت المقدس روییده می شود که آنرا خرنوبه گویند ، پس روزی آن حضرت دید در صحن مسجد درختی روییده است ، خطاب نمود به آن درخت که نام تو چیست ؟ گفت : خرنوبه نام دارم . سلیمان (ع) دریافت که مرگش نزدیک شده است . به محراب و محل عبادت خود بازگشت و در حالی که ایستاده و بر عصایش تکیه داده بود ، از دنیا رفت . مدتی به همان وضع ایستاده بود و آدمیان و جنیان به تصور اینکه او زنده است و نگاه می کند ، مشغول کار خود بودند .

سرانجام موریانه ای وارد عصای او شد و درون آن را خورد ، عصا شکست و سلیمان (ع) به زمین افتاد ، همه فهمیدند که از دنیا رفته است و سپس در کشور فلسطین ( بیت المقدس در قریه داوود ) به خاک سپرده شد .

  

منبع : مجموعه کامل قصه های قرآن ، نوشته : محمدجواد مهری کرمانشاهی ، انتشارات مشرقین قم


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 119 نفر

آگهی



طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری