بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » حکایات » چند حکایت کوتاه از بهلول


فرستنده : yasna
دسته بندی : حکایات

تعداد بازدید  : 21596
امتیاز : 117

مشخصات
 

چند حکایت کوتاه از بهلول


بهلول وداروغه :
دو همسایه بانزاع کرده نزد داروغه آمدند .
داروغه سبب نزاع را ازآندو سوال کرد وهر کدام ازآنها ادعا می کرد که :
لا شه سگ مرده ای که در کو چه افتاده ، به خانه طرف نزدیک تراست وباید
 آن را از کوچه بردارد .
اتفا قا بهلول هم درآن محضربود.
داروغه ازبهلول سوال کرد :
دراین باب عقیده شما چیست؟  بهلول گفت :
کوچه مال عموم است وبه هیچکدام ازاین دو نفر مربوط نیست واین کار بعهده داروغه شهراست که باید دستور دهد تا لا شه سگ رااز میان کوچه فوری بردارند .
 
آمدن بهلول از قبرستان وسوال از او:
روزی بهلول ازقبرستان می آمد، از او پرسید ند:
ازکجا می آیی ؟ گفت :
ازپیش این قافله که دراین سرزمین نزول کرده اند . گفتند :
آیا از آنها سوالا تی هم کرده ای ؟ فرمود :
آری ، از آنها پرسیدم کی از اینجا حرکت و کوچ خواهید نمود ،جواب دادند که: ما انتظار شما را داریم تا هروقت همگی به ما ملحق شدید،حرکت کنیم .
 
بهلول وشاعر:
شاعری که درحضوربهلول به یاوه سرایی مشغول بود ، گفت:
می خواهم اشعارم رابه دروازه های شهرآویزان کنم .
بهلول در جواب گفت:
کسی چه می داند که این اشعار را شما سروده اید،مگر اینکه تو راهم با اشعارت به دروازه ها آویزان کنند تا مردم بدانند که این اشعار راشماگفته اید
 
بهلول ودعای باران:
بهلول روزی عده ای از مردم رادید که به بیابان می روند تا از خداوند طلب باران کنند، چونکه چند  سالی بودباران نیامذه بود.
مردم عده ای از اطفال مکتب را همراه خود می بردند.
بهلول پرسید که :
اطفال را کجا می برید؟
درجواب گفتند:
چون اطفال گنا هکارنیستند،دعای آنها حتما مستجاب خواهد شد .
بهلول گفت: اگر چنین است،پس نباید هیچ مکتبداری تا کنون زنده باشد.
 
گفتگوی بهلول با مرد عرب :
بهلول روزی با عربی همراه شد .
از عرب پرسید :اسم شما چیست ؟
عرب در جواب گفت :مطر .یعنی (باران ).
بهلول گفت : کنیه تو چیست ؟
عرب گفت :ابوالغیث . یعنی ( پدر باران ) .
بهلول پرسید : پدرت نامش چیست ؟
عرب گفت : فرات .بهلول پرسید : کنیه پدرت چیست ؟
عرب گفت : ابوالفیض . یعنی (پذر اب باران )
بهلول پرسید :نام مادرت چیست ؟
عرب جواب داد : سحاب . یعنی (ابر).
بهلول پرسید : کنیه او چیست ؟

عرب گفت : ام اابحر. یعنی ( مادر دریا )

 بهلول گفت : تو رو به خدا صبر کن تا کشتی پیدا کنم و سوار شوم ، وگر نه می ترسم در همراهی تو غرق شوم .


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان آموزش آب كردن شكم در 90 روز
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  داستان کوتاه خانم شما خدا هستید؟
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_طاووس و لاک پشت(5)
  دخترا چند نوع داداش دارن؟!
  داستان کوتاه حکمت خدا
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(3)
  جملات کوتاه و عاشقانه
  داستان کوتاه راه‌زنان
  داستان کوتاه دو کوزه
  داستان کوتاه ده است
  از چند درصد ظرفیت مغزمان استفاده می کنیم؟
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(28)
  داستان کوتاه - آخرین گردش
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_دوست داشتن در مقابل استفاده كردن(20)
  داستان کوتاه خنده دار و خواندنی : از فرصت ها استفاده کنید!
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_شما مردها همه مثل همید! (15)
  داستان کوتاه خانم نظافتچي
  داستان کوتاه استجابت دعا
  داستان کوتاه قهرمان تو کيست؟
  داستان کوتاه مردی که فقط می خواست بگوید سیب
  داستان کوتاه ایمان
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_سقراط و موفقيت (9)
  اين جمله را چند بار زمزمه کن
  حکایت بهلول و اندرزی حکیمانه
  دانستنی های کوتاه و آموزنده و جالب جدید
  عشق ( داستان کوتاه )
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_رز درون(17)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(10)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(8)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(39)
  داستان کوتاه نوشته روی ديوار
  اذن ندادن امام رضا (ع) به چند نفر كه ادّعا مى كردند ما شيعه على هستيم
  چند حکایت کوتاه از بهلول
  داستان کوتاه فقط براي چند لحظه خودتونو اونجا ببينيد..
  داستان کوتاه راه بهشت
  داستان کوتاه بزرگترین حکمت
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_چیزهای کوچک(22)
  دانستنی های جدید ، مطالب کوتاه جالب
  دانلود چند واحد بوشهري (نوحه ي بوشهري) مربوط به شهادت حضرت علي
  داستان کوتاه جالب 1
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_پروانه(19)
  داستان کوتاه نابینا و ماه
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(38)
  چند داستان چند خطی بسیار زیبا
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_خدا را شکر(23)
  داستان کوتاه جالب و آموزنده
  داستان کوتاه - امید
  داستان کوتاه و آموزنده (فاصله نیکی و بدی)
  داستان کوتاه جالب 3
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_داستان شلوار لی (14)
  حکایت بهلول و اندرزی حکیمانه
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 602 نفر

محصولات روز







طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری