شخص ديگرى به طبيب مراجعه كرد كه ضعف معده دارم .
الف مردى نزد پزشك رفت و گفت : دلم درد مى كند.
پزشك پرسيد: چه خورده اى ؟
گفت : يك من گوشت گاو، چهل تا تخم مرغ ، دو تا ماهى ، يك قالب يخ .
پزشك : اگر از اين مرض هلاك نشدى ، خودت را از پشت بام پرت كن ،
قطعا راحت مى شوى .
ب شخص ديگرى به طبيب مراجعه كرد كه ضعف معده دارم .
طبيب پرسيد: چه خورده اى ؟
گفت : چند روز اشتهائى به غذا نداشتم . امروز صبح پنج من خربزه ، يك
من نان ، بيست عدد انار، يكمن حلوا و ...خوردم ، ولى ديگر نتوانستم
چيزى بخورم .
طبيب برايش نسخه نوشت : يكمن شيرخشت ، دومن ترنجبين ،سه
من آلوبخارا، چهار من گلاب .
مريض اعتراض كرد: اين چه نسخه اى است ؟ چه كسى مى تواند اين
همه دارو را بخورد؟
طبيب : آن مرض جز اين درمان ندارد.
ج رباخوارى مقدس نما بيمار شد. براى درمان نزد طبيب رفت
پزشك پس از معاينه گفت : دواى درد شما شراب است .
بيمار: هرگز شراب نمى خورم .
پزشك : چرا؟
بيمار: چون حرام است و به جهنم مى روم .
پزشك : اگر نخوريد، زودتر خواهيد رفت .
Untitled 2