|
شادمانی، تنها چیزی است که ما انسانها شاید هیچ وقت به طور عمیق، به آن فکر نکردهایم و در زندگیمان جایی برای آن نگذاشتهایم و شاید توجّه نکردهایم که شادمانی، وقتی که هست، احساس رضایت از زندگی» نیز به همراه آن برایمان ایجاد میشود و ما نسبت به همه آنچه در اختیار داریم، احساس خوبی داریم، حالا هر چند اندک و کم باشد. زمانی پیش میاید که با یک اتّفاق خیلی ساده (مثل وقتی که فرزندمان شمع یک سالگیاش را فوت میکند)، خنده روی لبهای ما نقش بسته و چه قدر احساس خوبی داریم که شاهد دیدن این اتّفاق هستیم و چه قدر راضی که این تجربه را به دست آوردهایم و پر از لذّت ناب و خالص شدهایم. در آن لحظه، گاهی دلمان میخواهد که زمانْ متوقّف شود و خوشی ما پایانی نداشته باشد.
این تجربهها و احساسات برای مدّت کوتاهی برای ما جالب و خوشایندند و ممکن است ما را برای مدّتی راضی و خوشحال کنند. امّا همه میدانیم که این لحظات، چه قدر زود میگذرند و بعد از چند روز و گاهی چند ساعت، باز حسرت نداشتن چیزهایی، ما را اذیت میکند و ما هِی سعی میکنیم شرایط را آن طوری که دوست داریم عوض کنیم و هر چه بیشتر تلاش میکنیم، کمتر به نتیجه میرسیم.
همیشه توی صحبت کردن با افراد مختلف، این تمایل را در وجودشان میدیدم که دوست دارند شاد باشند. بیشتر مردم، شادیها و غمهایشان را در قالب حوادث بیرونی زندگی بیان میکنند و همیشه شادیهایشان را با اشاره به مسائل مثبت و غمهایشان را با مسائل منفی شرح میدهند و همیشه این حوادث به وجود آمده هست که آنها را مجبور میکند شاد باشند یا غمگین.
ولی من همیشه معتقدم که خود انسانها، بیشتر از هر چیز و هر کسی، در شاد بودن و غمگین بودنشان تأثیر دارند و این ما هستم که انتخاب میکنیم. من به شما میگویم که میشود احساس رضایت و شادمانی را حفظ کرد، به شرطی که در بیرون از خود به دنبال آن نباشیم؛ بلکه عمیق و درونی به آن بپردازیم. گاهی اوقات، بعضی از انسانها را میبینیم که با داشتن مشکلات و ناراحتیهای فراوان، ولی اساساً انسانهای شادی هستند و این شادی، به قدری طبیعی است که باور کردن آن مشکلها برایمان کمی سخت است؛ ولی وقتی بیشتر با این انسانها برخورد میکنیم، میبینیم که رمز موفّقیت آنها در زمینه شادی، این جاست که آنها نسبت به شاد بودن در زندگی، متعهّد» و مسئولیتپذیر» شدهاند.
امّا بعد از مدّتی مطالعه، به این نتیجه رسیدم که انسانهای شاد، بیشتر از بقیه انسانها تجربیاتشان را به یاد دارند و همیشه آنها را توی ذهنشان زنده نگه میدارند، تا در موارد مثبت و پیشرفت زندگیشان به کار ببرند و از آنها استفاده کنند.
در این جا دلم میخواهد که یکی از سادهترین راههای رسیدن به احساس رضایت و شادمانی را به شما بگویم و آن شیوه گاندی است: شما میتوانید ساده زندگی کنید. کاهش دادن تعداد انتخابهای روزانه، تعداد پردازشهای من» را به طوری مؤثّر، محدود میکند و برخی از نگرانیهای زندگی امروزی را از میان برمیدارد.
زندگی خود را در نظر بگیرید و به دنبال راههای سادهتر کردن آن باشید.
آیا واقعاً خریدن یک ماشین شیک و نو، شما را خشنودتر میکند یا چنان تأثیری روی وضع مالی شما میگذارد که مجبور شوید چند شیفت کار کنید؟ اتومبیل نو، تا کی برای شما تازگی دارد؟ ایا اتومبیل، باعث میشود ما به آرامش بیشتری برسیم یا نه، اضطراب ما را چندین برابر افزایش میدهد؟ این که ما بتوانیم در زندگی خود، احساس رضایت شخصی داشته باشیم، باید به درون خود مراجعه کنیم و آن را شخم بزنیم. در واقع، احساس رضایت، یک تجربه درونی است که از سطح آگاهی شما سرچشمه میگیرد.
ولی میخواهم این جا یکی از دلایل خیلی ساده شاد نبودن را بازگو کنم. انسانها وقتی به چیزهایی که میخواهند در زندگی داشته باشند، نمیرسند، احساس بدبختی و افسردگی میکنند و همین نداشتهها کنترل ذهن و روان آنها را به عهده میگیرد.
تکّه کلام ما انسانها بیشتر اوقات، این است که میگوییم: من زمانی شاد و خوشحال هستم و احساس خوبی دارم که مثلاً فلان چیز را داشتم، فلان جا میرفتم، و هزار تا از این خواستهها...»؛ امّا در واقع، زندگی، ترکیبی از همین شادیها و محرومیتهاست که گاهی رسیدن به هدف را منجر میشود و گاهی به دورماندن از آنها میانجامد.
شادی و احساس رضایت، زمانی در ما به طور جدّی شکل میگیرد که از آن چیزهایی که داریم، به خوبی یاد کنیم و واقع بین باشیم و از داشتههایمان کمال استفاده را ببریم.
ما نمیتوانیم احساس رضایت و خشنودی را مثل یک کالا به دست بیاوریم؛ ولی میتوانیم از هر اتّفاقی که در زندگیمان رخ میدهد، به خوبی یاد کنیم و به فکر گرفتن موهبتهای آن اتّفاق باشیم. احساس رضایت، همچون یک نعمت الهی به ما داده میشود.
اگر شما تنها با خواستن نمیتوانید احساس رضایت را به زور و اجبار ایجاد کنید، میتوانید با تغییر دادن شرایط زندگی و درون خود، آن را به صحنه زندگی خود بکشانید و شاد باشید.
خلاصه کلام :
شاد زیستن، یک تصمیم است. خیلیها چنان زندگی میکنند که گویی یک روز در مسیر عمر، سرانجام به شادی» خواهند رسید، مثل کسی که به ایستگاهی میرسد و از این روست که زندگی آنها همیشه در یک مسیر باقی میماند و ای کاشهایشان زیادتر میشود؛ امّا هر یک از ما برای شادی و احساس رضایت، به یک تصمیم نیاز داریم.
میتوانیم هر روز برای خود، خاطرنشان کنیم که وقت محدودی در اختیار داریم تا از این عمر کوتاه، بیشترین بهره را ببریم و به جای آن که به مسائل بیرونی بپردازیم، به درون خود مراجعه کنیم.
با تغییر عادتها و باورها، و با داشتن نگرش مثبت به زندگی و اطرافیان، احساس خوبی، هم برای خود و هم برای دیگران فراهم کنیم و اگر روزی با داشتن کلّی مشکلات و رنجهای زندگی، اغلب اوقات شاد بودید، بدانید که شما در آستانه یک موفّقیت روحی بزرگ هستید؛ موفّقیتی که ارزش آن را دارد برای به دست آوردنش تلاش بیشتری کنید.
منابع:
احساس رضایت، رابرت جانسون و جری رول، ترجمه: شهره عبد اللهی (قراچه داغی)، تهران: پیک بهار، دوم، 1383.
راز شاد زیستن، اندرو متیوس، ترجمه: وحید افضلی¬راد، تهران: نیریز، سی¬ام، 1383.
|