16. سر: « فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ» (يوسف / 41) و پرندگان از سر او ميخورند.
17. گوشت: « ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً » (بقره / 259) و گوشت بر آن ميپوشانيم.
18. پا: « أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها » (اعراف / 195) آيا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهاي دارند كه با آن راه بروند؟)
19. دست : « أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها » (اعراف / 195) يا دستهايي دارند كه با آن چيزي بگيرند (و كاري انجام دهند؟)
20. انگشت: « جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ » (نوح / 7) انگشتان خويش را در گوشهايشان قرار داده.
21. دهان: « وَ لا لِآبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ
أَفْواهِهِمْ » (كهف / 5) و نه پدرانشان سخن بزرگي را دهانشان خارج
ميشود.
22. شكم: « وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ » (نحل / 78) و خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود.
23. حلقوم: « فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ » (واقعه / 83) پس چرا
هنگامي كه جان به گلوگاه ميرسد (توانايي بازگرداندن آن را نداريد؟)
24. استخوان: « أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ »
(قيامت / 3) آيا انسان ميپندارد كه هرگز استخوانهاي او را جمع نخواهيم
كرد؟
25. صورت: « فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ » (مائده / 6) پس بشوئيد صورتهاي خود را.
26. مفصل: « وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَي الْكَعْبَيْنِ » (مائده / 6) و پاهاي خود را تا مفصل(برامدگي پشت پا) مسح كنيد.
27. پشت: « يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ » (طارق / 7) از ميان صلب پدر و سينه مادر بيرون آمده است.
28. تن: « فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ » (يونس / 92) پس ما امروز بدنت را به ساحل نجات ميرسانيم.
29. سرانگشت: « وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ » ( انفال / 120) تا همه انگشتشان قطع كنيد.
30. عورت: « لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما » (اعراف / 7) و قبايح آنان را در نظر انسان پديد آورد.
31. سينه: « أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ » (شرح / 1) اي رسول گرامي آيا تو را شرح صدر عطا نكرديم.
32. پاره گوشت: « فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً » (مؤمنون / 14) آن گوشت پاره را استخوان پوشانيديم.
33. رگ: « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » (ق / 16) از رگ گردن به او نزديكتريم.
34. شاه رگ: « ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ » (حاقه / 46) و شاهرگ او را قطع ميكرديم.
35. بازو: « قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ » (قصص / 35) به همدستي برادرت هارون بازوريت را قوي گردانيم.