بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » دلخراش » حوادث » سرگذشت شگفت‎انگيز دختري كه شاهد مراسم تدفين خود بود!

Untitled 2
شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

روشهای عاشقانه زیستن

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

از کورش تا پهلوی

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

روشهای تقویت حافظه

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار

پر طرفدارترين نرم افزار چند ماه اخير، تنها با خواندن متن برنامه آن را تايپ میکند

گردن بند

کلکسیون گردنبند و دستبند

مجموعه کاملی از انواع گردنبند های ورزشی ، مذهبی ، هنری به همراه دستبند های معروف و زیبا ، مجموعه ای متنوع با قیمت مناسب

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

آموزش افزایش قد

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

فرستنده : good_man228@yahoo.co
دسته بندی : حوادث

تعداد بازدید  : 6893
امتیاز : 22

مشخصات
 

سرگذشت شگفت‎انگيز دختري كه شاهد مراسم تدفين خود بود!

آيا كسي را مي‎شناسيد كه شاهد فيلم مراسم خاكسپاري خود باشد و احساس خود را از ديدن‎ احساسات حاضران و حرف‎هاي آن‎ها بيان كند؟ آيا كسي را مي‎شناسيد كه شاهد فيلم مراسم خاكسپاري خود باشد و احساس خود را از ديدن‎ احساسات حاضران و حرف‎هاي آن‎ها بيان كند؟
احتمالاً ويتني كريك بيست و يك ساله‎، تنها شخص زنده در تمام دنياست كه اين تجربة خارق العاده‎ را پشت سر گذاشته‎! هر چند، حتي او هنوز هم با گذشت دو سال نمي‎تواند كلمات دقيقي براي بيان‎ عواطف خود در مورد اين ماجراي عجيب پيدا كند، اما او كسي است كه به نوعي از عالم مردگان‎ بازگشته‎.
يكي از روزهاي تابستان سال گذشته‎، ويتني كنار پدرش در اتاق نشيمن خانه‎شان كنترل ويدئو را در دست گرفت و با حسي دوگانه به تماشاي مراسم تدفين خود نشست و آنچه را كه عزيزانش در مورد زندگي كوتاه او گفته بودند، شنيد.
بيش از هزار و چهارصد نفر در كليساي شهر كالدوينا جمع شده بودند تا با وي خداحافظي كنند و به‎ خانوادة داغدارش كه دختر نوزده سالة خود را از دست داده بودند، تسليت بگويند. هيچ يك از حاضران‎، هرگز تصور نمي‎كرد روزي ويتني با چشم‎هاي خودش تمام اين مراسم را ببيند. او با ترس و اندوه به صحبت‎هاي دوستانش گوش داد. آيا آن‎ها واقعاً درباره‎اش صحبت مي‎كردند؟ آيا او توانسته بود تا اين حد براي اطرافيانش عزيز باشد؟ غصة عميق مادر و پدر و خواهرش دربارة آرزوهايشان و روزهايي‎ كه نتوانسته بودند در كنار هم ببينند، اصلاً راحت نبود. ويتني آرزو مي‎كرد هر چه زودتر فيلم تمام شود و مطمئن بود تا آخر عمر ديگر سراغ اين نوار نخواهد آمد.
شايد تمام اين ماجرا از ديد يك ناظر بيگانه‎، داستاني خيالي و سرگرم كننده باشد، اما ويتني و خانواده‎اش با اين كابوس واقعي زندگي كرده‎اند. در واقع يك اشتباه در تعيين هويت باعث شد تا پس از تصادفي سهمگين‎، تنها بازماندة حادثه درست شناسايي نشود و با هويت يكي از همكلاسي‎هاي‎ مقتولش به بيمارستان منتقل گردد.
در بهار سال 2006 پنج دانشجو به همراه استاد خود به سفري تحقيقي مي‎رفتند كه تصادف با تريلي‎ آن‎ها را به كام مرگ كشيد. تنها بازماندة حادثه‎، دختر جواني بود كه به دليل آسيب‎هاي شديد وارده به‎ جمجمه‎اش امكان شناسايي‎اش وجود نداشت‎. وجود كيف پولي در نزديكي دختر باعث شد تا او را به‎ عنوان لورا ون رين ـ بيست و دو ساله ـ شناسايي كنند. و لي در واقع آن دختر بيهوش‎، لورا نبود. او ويتني‎ نام داشت و چند روز قبل وارد نوزدهمين سال زندگي خود شده بود.
در چنين تصادف‎هايي گاهي اشتباه‎، در تعيين هويت رخ مي‎دهد ولي اغلب پيش از مطلع شدن‎ خانوادة مصدوم‎، هويت اصلي مشخص مي‎گردد. اما در اين مورد چنين نشد. خانوادة ون رين از شدت‎ جراحت‎هاي وارده و وخامت حال و ظاهر دخترشان چنان شوكه بودند كه نتوانستند واقعيت را بفهمند. تمام سر و صورت بيمار بانداژ شده بود با اين حال مي‎شد تشخيص داد كه چهره ورم شديدي دارد. شايد بعضي‎ها بگويند كه چرا آن‎ها براي تعيين هويت مجروح از روش‎هاي علمي استفاده نكردند، اما واقعاً كدام خانواده‎اي در چنين شرايط بغرنجي مي‎تواند به چيزي جز سلامت فرزند خود فكر كند؟
از سوي ديگر خانوادة كريك كه به آن‎ها گفته شده بود، دخترشان مرده‎، چنان اندوهگين بودند كه‎ چيزي در مورد جزييات تصادف نپرسيدند و به دليل جراحت‎هاي شديد وارده‎، از ديدن جسد صرفنظر كردند. آن‎ها مي‎خواستند هميشه چهرة سالم و شاداب دخترشان را به خاطر بياورند و آن را مخدوش‎ نكنند. در واقع‎، هر دو خانواده در شرايط دشواري قرار گرفته بودند كه در اصل به آن‎ها تعلق نداشت‎. آنچه در روزهاي آينده رخ داد، حتي حالا هم باور نكردني به نظر مي‎رسد. خانوادة ون رين پنج هفتة تمام‎ كنار ويتني نشستند. و درحالي كه او را بچة خود مي‎دانستند براي خروجش از كما هر كاري انجام دادند. دست‎هاي او را مي‎گرفتند و مدام مي‎گفتند كه دوستش دارند و آرزو مي‎كنند هر چه زودتر پيش‎شان‎ برگردد. آن‎ها تمام نشانه‎هاي جزيي سلامت او را با دقت دنبال مي‎نمودند و با درست كردن يك وبلاگ‎ توصيف ماجرا از همة مردم مي‎خواستند براي بهبودي‎اش دعا كنند.
در همين حال‎، خانوادة كريك مشغول عزاداري بودند. آن‎ها ويتني را ـ كه البته در واقع لورا بود ـ در ميان انبوهي از گل‎هاي مينا و در جمع دوستان‎، اقوام و همكلاسي هايش به خاك سپردند و پوستري را كه هم دانشكده‎اي‎ها او به ياد زندگي كوتاهش طراحي كرده بودند به ديوار خانه‎شان نصب كردند. آن‎ها صدها كارت تسليت و همدردي دريافت كردند و در كمد خود گذاشتند. هيچ كس نمي‎دانست كه روزي‎ ويتني شخصاً تك تك آن نامه‎ها را خواهد خواند.
در بيمارستان روز به روز علائم حياتي بيمار بهتر مي‎شد. با اينكه او هنوز به هوش نيامده بود اما گاهي‎ كلمات نامفهومي بيان مي‎كرد. خانوادة ون رين از شنيدن كلمة «هانتر» از زبان دخترشان بسيار متحير بودن‎. آن‎ها هيچ كس را با اين اسم نمي‎شناختند و طبيعتاً نمي‎توانستند بدانند هانتر نام گربة «ويتني‎» است‎.
سرانجام دخترك از حالت كما خارج شد و وقتي ديد او را با اسم لورا صدا مي‎كنند، با اشاره خواست‎ تا كاغذ و قلمي در اختيارش بگذارند و سپس به زحمت كلمة باور نكردني و ترسناك «ويتني‎» را نوشت‎.
در آن نيمه شب آخرين روز ماه مي‎، پرستار با عجله مسئولان بيمارستان را مطلع كرد و دو ساعت بعد، پس از بررسي سوابق دندانپزشكي همه مطمئن شدند اشتباه وحشتناكي رخ داده است‎. آن‎ها به منزل‎ والدين واقعي او تلفن زدند و به مادرش گفتند كه ويتني زنده و در بيمارستان بستري است‎. كارلي دختر ديگر خانواده با شنيدن اين خبر شروع به جيغ زدن كرد طوري كه مادر مجبور شد تلفن را قطع كند. آن‎ها تقريباً مطمئن بودند كسي خواسته اذيت‎شان كند با اين حال حاضر شدند به بيمارستان بروند. كارلي‎ بعدها گفت آن چند دقيقه بدترين دقايق عمرش بوده است‎. وقتي سرانجام رسيدند، پزشكان بانداژهاي‎ صورت بيمار را برداشتند. با وجود جراحات بدون شك‎، او ويتني بود.
وقتي آن‎ها او را با نام ويتني صدا كردند، دختر بستري كه به دليل آسيب‎هاي وارده به ستون فقراتش‎ سراپا در بريس طبي قرار گرفته بود، تا جايي كه مي‎توانست سرش را تكان داد و چند بار اين كار را تكرار كرد. آن شب عجيب پدر خانواده‎، در سفر بود و كالين ـ مادر ـ به او تلفن كرد تا بگويد چه اتفاقي افتاده‎. اما قطرات اشك اجازه نمي‎دادند عددها را ببيند. سرانجام وقتي مكالمه برقرار شد، كالين گوشي را مقابل‎ دهان دخترش گرفت و او با صداي لرزاني گفت‎: «دوستت دارم‎، پدر». هيچ كس نمي‎توانست اين لحظات‎ عجيب را باور كند!
اما عمر اين سرخوشي بسيار كوتاه بود. در همان زماني كه خانوادة كريك به دوستان و اقوام‎ شگفت‎زدة خود مي‎گفتند معجزه‎اي فرزندشان را برگردانده‎، خانوادة ون رين با وجه ديگري از اين ماجرا دست و پنجه نرم مي‎كردند: «زنده بودن ويتني به اين معنا بود كه دختر دلبند آن‎ها پنج هفته قبل از دنيا رفته است‎!» خانوادة كريك به خوبي احساسات و حال والدين و خواهر لورا را درك مي‎كردند و به خاطر آن‎ها اندوهگين بودند. با اين حال‎، در كمال ناباوري ديدند والدين دختر متوفي‎، با شجاعت به ديدن‎ ويتني آمدند و دربارة مراحل درماني سپري شده و كارهايي كه بايد در آينده انجام مي‎شد، صحبت‎ كردند. پس از آن جاي خانواده‎ها عوض شد. در حالي كه ون رين‎ها مراسم ختم لورا را برگزار مي‎كردند، خانوادة كريك كنار بستر دخترشان نشسته و اين بار نگران وضعيت بهبودي‎اش بودند چرا كه پزشكان با اطمينان مي‎گفتند او هرگز مثل دوران پيش از تصادف نخواهد شد و معلوم نيست چند درصد از مغزش‎ بازسازي شود. اما در واقع‎، مراحل درمان ويتني به مراتب بهتر از آنچه پيش‎بيني مي‎كردند پيش رفت و پس از يك سال او توانست به دانشكده برگردد و به درسش ادامه دهد. البته بازگشت چندان هم ساده به‎ نظر نمي‎رسيد. دخترجوان از همه عقب افتاده بود و مثل گذشته نمي‎توانست درس‎ها را دنبال كند. ذهن‎ او با وجود مطالعة شديد، پذيراي مطالب جديد نبود و اين موضوع او را افسرده و عصبي مي‎كرد.
ويتني دوست داشت دوباره به جمع دوستانش بپيوندد و مثل آن‎ها شاد و شوخ طبع باشد اما نمي‎توانست‎. او وارد فاز افسردگي شده بود و نمي‎دانست كه آيا بهتر مي‎شود يا نه‎؟ آسيب‎ها و جراحات‎ احساسي اين حادثه بسيار بزرگ بود. او نسبت به قربانيان تصادف احساس گناه مي‎كرد. هر چند آن‎ها دوستان صميمي‎اش به شمار نمي‎آمدند اما مدت‎ها با هم روي يك پروژه كار مي‎كردند. در واقع‎، ويتني‎ به تدريج و آرام آرام متوجه شده بود چه اتفاقي افتاده است‎. خانواده‎اش براي حفاظت از او، ماجرا را پنهان نگه داشته بودند و عجيب اينكه خاطرة روزهاي نخست خروج از كما و حضور خانوادة ون ين در بيمارستان و حرف‎ها و ابراز محبت‎هاي آن‎ها هم از حافظة ويتني پاك شده بود. او حتي نمي‎توانست‎ ماجراي تصادف را به ياد بياورد و لحظات قبل از آن را در ذهن خود بازسازي نمايد.
پس از اطلاع از ماوقع‎، مدام از خود مي‎پرسيد: «چرا من بايد نجات پيدا مي‎كردم‎؟ آن‎ها بيشتر لايق‎ زندگي بودند». اين فكر باعث شد روزي حين گفت و گو با پدرش بغضش بتركد و به شدت گريه كند. اما پدر دلداري‎اش داد: «چرا تو نبايد زنده مي‎ماندي‎؟ حتماً خواست خدا اين بوده كه در ادامة زندگي‎ات‎ كارهاي خيري را انجام بدهي و از فرصتت به خوبي استفاده كني‎». تماشاي مراسم تدفين هم تلنگري شد براي باز گرداندن احساس عزت نفس به ويتني‎. وقتي ديگران او را اين قدر دوست داشتند و چنين به‎ نيكي از وي ياد مي‎كردند چه دليلي داشت خودش قدر زندگي را نداند؟
حالا دو سال از آن سانحة دلخراش مي‎گذرد و تصادف از او دختري پخته و كامل و خود آگاه ساخته‎. ويتني به خوبي درك كرده موجود خوشبختي است چون افراد زيادي دوستش دارند. او پيش از اين‎ ماجرا لورا را چندان نمي‎شناخت اما حالا به دليل محبت‎هاي خانوادة همكلاسي سابق خود كه حتي‎ پس از اطلاع از هويت واقعي وي‎، تركش نكردند و همچون خانواده‎اي واقعي به ديدارها و ملاقات‎هاي‎ روزانه ادامه دادند، نسبت به او احساس دين مي‎كند و مي‎خواهد تا هر چه بيشتر او را بشناسد. فاميل ون‎ رين اين روزها، خانوادة دوم او به شمار مي‎آيند و ويتني زمان زيادي را با آن‎ها مي‎گذراند.
او مي‎داند كه والدين و خواهر لورا مي‎خواهند تمام موفقيت‎ها و موقعيت هايي را كه عزيزشان‎ نتوانست تجربه كند، در وجود او بيابند. به همين خاطر ويتني به پروژة خدمت رساني به كودكان خياباني‎ پيوسته و تصميم گرفته همسر و مادر خوبي شود. دو خانوادة كريك و وين رين تجربة خود از اين ماجراي‎ عجيب و سخت را در كتابي با نام «هويت گمشده‎» به چاپ رسانده‎اند. روي جلد اين كتاب‎، عكسي از دو دختر خندان است‎؛ دخترهايي كه مرگ آن‎ها را به هم پيوند داد.
ويتني كريك (سمت چپ‎) از سانحه جان به در برد اما هويت او با لورا ون رين كه در تصادف مرده بود، اشتباه گرفته شد.


Untitled 2
سفر به اعماق جهان
برترين كارتونهاي 2011
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  چگونه امنیت کامپیوتر خود را بالا ببریم
  خدا بود و دیگر هیچ نبود…
  چگونه ایمیل اصلی خود را به هر سایتی ندهیم؟ با ايميل موقت
  چگونه از گوگل پلاس خود پشتیبان بگیریم
  چگونه سرعت رشد موي خود را زياد كنيم ؟
  آیا با نامزد خود درباره روابط عشقی قبلیمان صحبت کنیم؟
  قابل توجه آقايان !! عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید....
  به همسر و كودكان خود ظلم نكنيد
  تست خود شناسی | نیمکره مغزتان فعالتر است یا نیمکره چپ؟
  چگونه جلوي آي دي خود در مسنجر آبي تايپ کنيم
  اگر فعالیت‌های مشکوکی در ایمیل خود دیدیم چکار کنیم؟
  در 68 ثانيه به آرزوي خود برسيد
  بشتابید! سرعت رشد موی خود را زیاد کنید!؟
  با کودک بداخلاق خود چگونه رفتار کنیم ؟
  چگونه ویندوز خود را همیشه سالم نگه داریم
  چگونه با برقراري ارتباط بين فردي به پيشرفت خود كمك كنيم؟
  اولین كسی كه بستنی خورد که بود و بستنی چگونه ساخته شد؟!
  و باز هم از خود گذشتگي زنان
  چرا برخی افراد چهره خود را زشت می بینند
  شخصيت خود را محك بزنید
  پوست خود را با «عسل» شفاف کنید
  چگونه همسر يا نامزد قبلي خود را فراموش كنيد ؟
  فروختن تعزيه دار سیدالشهداء (ع) دختر خود را
  امپراطوری روم تا چه زمانی برقرار بود ؟
  مهم ترين نياز براي موفقيت ايمان و اتّکاء به خود
  با اندک سرمایه گذاری کودک خود را برترین کنید!
  چگونه آلبوم های صوتی خود را درون رایانه کپی کنیم
  درختی که آدم و حوا (ع) از آن نهی شدند ، چه بود ؟
  ماجراي ملا حسن و سيلي خوردن از دختري زيبا!
  ای بنده نقص خود را ببین
  گوگل اشتباه خود را تصحيح كرد
  درمان چاقی با خود دوستی
  عکس هایی از مراسم خاکسپاری یک دلقک
  شر خود را از سر کسی کندن
  قسمت راست یا چپ مغزی (شامل خود شناسی)
  رفتار مرد با همسر خود از منظر روايات
  سرزميني بود که همه ي مردمش دزد بودند.
  علت خود كشي معلم هاي رياضي (طنز)
  زندگى را بر خود و خانواده اش تلخ كرده
  چگونه از لب های خود مراقبت کنیم ؟
  پا را به اندازه گلیم خود دراز کن
  مواردي كه طي مراسم عروسي بايد در نظر گرفته شود
  به همسر خود هدیه بدهید
  جشن آب‌پاشان؛ از مراسم باستانی ویژه نوروز
  اگه دختر خوب بود !!
  گروههاي خود يار
  هدف خود را از ازدواج مشخص و برای بقای آن تلاش کنید!
  کنترل را در دست خود بگیرید
  موبایلهایی كه صاحبان خود را تشخیص میدهند
  چگونه عادات مربوط به تناسب اندام خود را حفظ كنید
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 97 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری