كليد نجات
كليد نجات
|
مردى خدمت حضرت رسول (ص ) آمد و عرض كرد مرا راهنمائى كن به
نافعترين كارها حضرت فرمود:
اصدق و لا تكذب و اذنب من المعاصى ما شئت
راستگوئى را پيشه كن و از دروغ بپرهيز هر گناه ديگرى مى خواهى انجام ده
، از اين سخن مرد در شگفت شد و فرمايش آنجناب را پذيرفته و مرخص
گرديد. با خود گفت پيغمبر(ص ) مرا از غير دروغگوئى نهى نكرده پس اكنون
بخانه فلان زن زيبا مى روم و با او زنا مى كنم همينكه بطرف خانه او رفت فكر
كرد اگر اين عمل را انجام دهد و كسى از او بپرسد از كجا ميآئى نمى توانم
دروغ بگويد و بر فرض راست گفتن به كيفر شديد و بدبختى بزرگى مبتلا مى
شود. لذا منصرف شد. باز فكر كرد گناه ديگرى انجام دهد همين انديشه و
خيال را نمود در نتيجه از همه گناهان بواسطه ترك و دروغ دورى جست
|
Untitled 2