تکامل ريکي
يکي از ويژگيهاي ذهن غربي، تلاش براي پيشرفت است. پيشرفت گويي ضرورتي فرهنگي است و ما هميشه ميکوشيم همه چيز را به نحوي بزرگتر، قدرتمندتر يا قويتر بسازيم. اين فرايند براي ريکي هم پيش آمد. زماني که ريکي به غرب آمد و بخصوص از وقتي که در دهههاي 1980و 1990 بيش از پيش در دسترس مردم قرار گرفت، شاگردان ريکي هميشه براي يادگرفتن اين تکنيک جديد، يک روز براي تمرين عملي در اختيار داشتهاند.
مردم بنا به الهامها و بنا به اشتياقي که به کسب سود بيشتر دارند، براي برآوردن نيازهاي امروزي به سوي روشهاي جديد راهنمايي ميشوند. بسياري از افراد کانال انتقال سمبلهاي جديد شدهاند و در فرانيد همسويي تغييراتي دادهاند. بسياري از آدمهاي حساس دريافتند که تکنيکهاي جديد شفابخشي الهام شده نيز همان کيفيتهاي اصلي اوسويي ريکي ريوهو را دارد، و فقط ارتعاش انرژي شفابخش متفاوت است. ضمن اين حقيقت که سرچشمه تمام شفاها يکي است، آشکار شد که ريکي ميتواند به (( سليقههاي )) مختلف با تاثيرهاي مختلف انجام شود.
برخي کيفيتهايي که مردم در شکلهاي جديدتر ريکي يافتهاند عبارتند از زمينيتر بودن و از زمين آمدن آن، يا سبکتر بودن و از کائنات آمدن، يا ملايمتر ، قدرتمندتر، متراکمتر ، خالصتر بودن و غيره. همچنين متوجه شدند که انرژي ريکي جديد براي درمان برخي موارد کارآمدتر از درمان با ريکي اوسويي است. برخي سيستمهاي ريکي جديد، براي به جريان انداختن انرژي شفابخش با هدف يا فايدهاي خاص سمبلهاي جديدي نيز دارند. از جمله اين هدفها يا فايدهها ميتوان قابليت کاهش درد، شفاي عميق ، ايجاد استقرار ، باز کردن قلب ، ايجاد آرامش ، الهام، ارتقاي خلاقيت ، تحقق هدفها، محافظت و غيره را نام برد.
در اختيار داشتن چند نوع ريکي و سمبلهاي اضافي، انعطاف پذيري بيشتري به ريکي کار ميدهد و درمان را سريعتر و نتايج درمان را بهتر ميکند. اين وضعيت مانند تعميرکاري است که خانهاي را تعمير ميکند. اگر تعميرکار فقط يک پيچ گوشتي، يک چکش و يک انبردست در اختيار داشته باشد. ميتواند به شکلي تعمير را انجام دهد. اما اگر اره، مجموعهاي سوهان چوب ، سيم بر و انواع آچارها را داشته باشد، تعميرات را خيلي زودتر تمام ميکند. ريکي کاران در اختيار داشتن چند نوع مختلف ريکي را بسيار مفيد يافتهاند.
وقتي تفاوتهاي کيفيتهاي انرژي شفابخش جديد مشاهده ميشد، مردم متوجه نوع متفاوتي از ريکي ميشدند و به آن نامي جديد ميدادند. نخستين تکنيک جديد ريکي، ماري اِل ناميده شد. اين تکنيک در سال 1983 به وسيله اتل لومباردي، يکي از استادان تربيت شدهي هاوايو تاکاتا، منتقل شد. پس از آن تکنيکهاي متهدد ديگري پديد آمدند، از جمله تکنيک راديانس ( Radiance )، راکوکي (Raku Kei )، ريکي تبتي (Tibetan Reiki) ، کارونا ريکي (Karuna Reiki)، ريکي رنگين کمان (Rainbow Reiki)، ريکي عصر طلايي ( Golen Age Reiki)، ريکي جين کي دو (Reiki JinKei Do)، ريکي ژاپني ساتيا ( Satya Japanese Reiki)، ريکي مِن چهو (Men Chho Reiki)، ريکي جين لاپ (Jin Lap Reiki)، سِيکيم (Seichim)، ساکو ريکي (Saku Reiki)، ريکي ستاره آبي (Blue Star Reiki)، ريکي پلاس (Reiki Plus)، و اين فهرست ادامه مييابد. در حال حاضر بيش از 30 نوع ريکي مختلف با زير گروهها و شاخههاي بيشمار وجود دارد، و بسياري ديگر نيز در حال انتقال است.
Untitled 2