بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان کوتاه عشق واقعی


فرستنده : mehdi kohkan
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 15118
امتیاز : 102

مشخصات
 

داستان کوتاه عشق واقعی


چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .

رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ٫
چشماشو میبست ٫
سرشو بالا می گرفت ٫
لباشو غنچه می کرد ٫
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫
لبامو می ذاشتم روی لبش .
دوست داشت لباشو گاز بگیرم .
من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت .
چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید  .
شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .
من هم موهاشو نوازش میکردم .
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫
لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫
جاش که قرمز می شد می گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن .
منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .
تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .
تموم زندگیمون معاشقه بود .
همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫
میومد و روی پام میشست .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .
بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد .
اصلا حالی به حالیم می کرد .
دیوونه دیوونه …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستموگرفت ٫
آروم برد روی قلبش ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روی سینه اش فشار دادم .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫

هنوزم دیوونه ام.


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان آموزش آب كردن شكم در 90 روز
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  داستان کوتاه خانم نظافتچي
  اس ام اس عشق و دلتنگی( 1 )
  موانع عشق من و تو ...
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی _هدایایی برای مادر (18)
  اس اس اس ام اس ...همون پیام کوتاه باحال و .... یه نگاه بنداز تو رو جدت..!طنز
  در هر کشوری عشق چگونه اتفاق می افتد؟
  داستان کوتاه
  سخنان کوتاه دکتر شریعتی
  با یک پیام کوتاه ، مقدار اعتبار دلخواه خود را به سیم کارت ایرانسل دیگری انتقال دهید
  سرانجام عشق به ایران
  خیانت در عشق
  داستان کوتاه مردی که فقط می خواست بگوید سیب
  داستان کوتاه استجابت دعا
  اس ام اس عشق و دلتنگی( 2 )
  داستان کوتاه سنگتراش
  ایمان واقعی
  وقتی ریاضی دان عاشق می شود
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(26)
  دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت
  داستان کوتاه - بیمار روانی
  » عشق زیباست ...
  داستان کوتاه عقاب
  باز هم دانستنی های علمی کوتاه و جالب
  داستان کوتاه - من یک سنت پیدا کردم
  غزلی به نام: فریاد عشق
  اندازه عشق در زندگيت چقدر است!
  بهای عشق از داکتر ش. پرتو
  مقايسه اجمالي مابين عشق و ازدواج
  عجیب ولی واقعی خودت بخون
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(3)
  داستان کوتاه خنده دار و خواندنی : از فرصت ها استفاده کنید!
  دوست داشتن از عشق برتر است
  داستان کوتاه و غمناک عشقی ماندگار
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_عشق و زمان(20)
  به عشق چگونه مینگری؟؟؟(بیا تو تست بزن)
  یک داستان واقعی
  من عشق را در تو ....
  داستان کوتاه قهرمان تو کيست؟
  تفاوت دوست داشتن و عشق و وابستگي در روابط دو جانبه
  خراش عشق مادر
  چگونه عشق را معنا کنیم؟؟؟؟
  داستان کوتاه عروسک
  چرا عشق ما روز به روز كم رنگتر مي‌شود
  مي دونستيد 7 نوع عشق داريم ؟!
  داستان کوتاه ایمان
  سودا زده ی عشق ( شعر )
  تعاریف عشق - زیبا ولی نا تمام
  داستان کوتاه وسوسه
  داستان کوتاه تصميم مهم
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_نسخه(6)
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 175 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری