بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان کوتاه عشق واقعی


فرستنده : mehdi kohkan
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 15282
امتیاز : 103

مشخصات
 

داستان کوتاه عشق واقعی


چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .

رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ٫
چشماشو میبست ٫
سرشو بالا می گرفت ٫
لباشو غنچه می کرد ٫
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫
لبامو می ذاشتم روی لبش .
دوست داشت لباشو گاز بگیرم .
من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت .
چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید  .
شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .
من هم موهاشو نوازش میکردم .
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫
لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫
جاش که قرمز می شد می گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن .
منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .
تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .
تموم زندگیمون معاشقه بود .
همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫
میومد و روی پام میشست .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .
بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد .
اصلا حالی به حالیم می کرد .
دیوونه دیوونه …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستموگرفت ٫
آروم برد روی قلبش ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روی سینه اش فشار دادم .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫

هنوزم دیوونه ام.


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان آموزش آب كردن شكم در 90 روز
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  دانستنی های جدید ، مطالب کوتاه جالب
  داستان کوتاه ساحل و صدف
  6روش مؤثر براي ابراز عشق نسبت به خانواده
  عشق زنان عاقلانه‌تر است
  ده تا از بهترین بهانه‌های دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!
  سیزده نکته مهم زندگی و عشق از گابریل گارسیا مارکز
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_سقراط و موفقيت (9)
  داستان کوتاه خولی و خر نامرد
  داستان کوتاه نگاه سبز
  عشق واقعی شما کیست ؟ همسرتان یا کودک تازه وارد ؟
  پیام کوتاه ، وضعیت راههای کشور را اعلام می کند
  داستان کوتاه استجابت دعا
  منتظر واقعی درکلام مقام عظمای ولایت امام خامنه ای (مدظله العالی)
  اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت
  یک داستان کوتاه زیبا
  داستان کوتاه بهشت و جهنم
  آسیب شناسی عشق های زودگذر
  بالا رفتن از پله عمر را کوتاه می کند!/ طبقات بالایی را برای زندگی انتخاب نکنید
  داستان کوتاه و غمناک عشقی ماندگار
  خصوصیات و ویژگی های عاشق واقعی
  داستان کوتاه دو کوزه
  10 آفلاین درباره عشق
  بیوگرافی کوتاه بهترین بازیگران زن جهان
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_گفتگو با خدا(16)
  داستان کوتاه حکمت خدا
  وقتی که عشق مادری معجزه می‌کند: نوزاد مرده‌ای که پس از نوازشهای مادر زنده شد!!
  داستان واقعی و عبرت آموز
  استفاده از قاصدک واقعی برای ساخت یک چراغ زیبا
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_خوشحالم که شما در "خط تیره" من هستید(25)
  داستان کوتاه قدرت عجیب یک کودک
  داستان کوتاه عقاب
  عاقبت فحش دان و مسخره کردن
  داستان کوتاه عروسک
  چه کسی تو را به خاطر خودت دوست دارد؟ زنجیره عشق ومحبت......
  من پذیرفتم که عشق افسانه است ...
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_عشق و زمان(20)
  داستان کوتاه *طنین*
  عرضه رایگان دماسنج عشق
  شكست در عشق كشنده نيست
  داستان کوتاه راه‌زنان
  داستان کوتاه درست شب قبل از اعدامش!
  گزارشی تکان دهنده از فاصله واقعی فقیر و غنی در تهران!!
  داستان کوتاه طنز انگلیسی با ترجمه ي فارسي(37)
  داستان عشق اول و اخر من
  یک داستان واقعی و دردناک ......
  داستان کوتاه موجودی کوچک با عشقی بزرگ
  داستان کوتاه - هر کسی یه جوری فکر می کنه
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_نسخه(6)
  داستانهای کوتاه و پند اموز
  شناخت کوتاه از حضرت مهدی (عج)
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 77 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری