شیطان در ادبیات
شیطان در ادبیات :
شیطان قصد دارد به هر وسیله ممکن انسان را بفریبد و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزد ، بنابراین مربیان جامعه باید مردم را از مکر این موجود خبیث و شریر آگاه سازند ، خصوصاً در امر آگاهی دادن به کودکان چرا که با دل پاک و بی آلایشی که دارند و هم چنین از مکر و حیله ابلیس بی خبرند ، بسیار سریعتر از بزرگترها فریب خورده و به گناه آلوده می شوند .
در حکایاتی که بعضاً توسط ادبا و نویسندگان ما برای کودکان و نوجوانان نوشته شده ، اشکال مختلفی برای شیطان ترسیم شده است . گاهی به صورت دیو و گاهی غول و پرنده سیاه و یا پیرزنی با قهقه های وحشتناک یاد می شود که همه آنها شیطان را مظهر زشتی و پلیدی نشان می دهند اما در برخی کتب ادبیاتی کودکان ، شیطان به صورتهای زیر ترسیم شده است :
1. مانند آدم چشم و گوش دارد .
2. دو دست و دو پا دارد . در بعضی نوشته ها تعداد دست و پاهایش تا هزار عدد رسیده است .
3. دارای دمی بلند مانند دم شیر است .
4. دو شاخ در سر دارد حدود سی سانتیمتر و در بالا مایل به داخل مغز است که هنگام سقوط از آسمان این دو شاخ بوجود آمده است .
5. قدرت نفوذ چشمان شیطان در موجودات بیش از هر موجود دیگری است .
6. انگشتانش با ملاحظه قد و هیکل او اندکی کشیده و باریک است .
7. ناخن هایش بلند و زمخت است . طول ناخن ها حدود 5 سانتیمتر به صورت قوسی است .
8. به هنگام خندیدن از دهانش آتش بیرون می آید .
9. طنین خنده هایش گوش خراش است .
10. بدنش سیاه و عریان است .
Untitled 2