شیطان در شعر شاعران
جوان و شراب و ابلیس از دیدگاه ایرج میرزا
ابلیس شبی رفت به بالین جوانی
آراسته با شکل مهیبی سر و بر را
گفتا که منم مرگ ، اگر خواهی زنهار
باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
یا آن پدر پیر خودت را بکشی زاد
یا بشکنی از خواهر ، سینه و سر را
یا خود ز می ناب بنوشی دو سه ساغر
تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را
گفتا بکنم نکنم با پدر و خواهرم اینکار
لیکن به می از خویش کنم دفع ضرر را
جامی دو سه می خورد که شد خیره
ز مستی هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
Untitled 2