بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » طنز » طنز عمومی » شعر(طنز)

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : SaEeD
دسته بندی : طنز عمومی

تعداد بازدید  : 320
امتیاز : 2

مشخصات
 

شعر(طنز)

بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم

در پي يک دو ريالي همه جا رفتم و گشتم

دم به دم يکسره فرياد زدم آيا هست

يک دو ريالي خدمت حضرت عالي؟

ولي هر لحظه جوابي نشنيدم

خسته ي خسته لب جوي آبي بنشستم

عابري آمد و انداخت دو سکه کف دستم

و من از کرده ايشان نرميدم نگسستم

نرم و آهسته توي باجه خزيدم

ولي از گوشي آن هيچ صدايي نشنيدم

يادم افتاد که ديريست که اين باجه خراب است

همچو آينه دق مايه و اسباب عذاب است

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

اهل عرفانم من

اهل عرفانم من ، کاروبارم بد نیست

برجکی ساخته ام در دل شهر

طبقاتش هفده

همه را پیش فروش بنمودم

پولهایم همه در بانک سوئیس

به امانت باقی است

اهل عرفانم من

سفره نان و پنیری پهن است

مُتلی ساخته ام در نوشهر

باغهایم پر گل

از صدور پسته

جیبهایم سرشار

اهل عرفانم من

دامهایم همه پروارو قشنگ

گاوها رنگ به رنگ

کشت و صنعت دارم

چند هکتار زمین

همه شالیزار است

دختران ِ زیبا

صبح تا شام در آن دشت وسیع

بوته های شالی، درزمین میکارند

اهل عرفانم من

همه در سیر و سفر

از ژاپن تا اتریش

تا فراسوی پکن

خانه کوچک خوبی دارم

دردل شهر پاریس

جایتان بس خالی است

اهل عرفانم من ، کاروبارم بد نیست

طبع شعری دارم

شعرها گفته ام از عرفانم

همه زیبا و قشنگ

همچو آن ویلایم

که بنا ساخته ام در چالوس

یاکه مانند سگم پشمالو

که بود فِرز و زرنگ

الغرض لقمه نانی باقی است

مردی هستم قانع

اهل عرفانم من ،کارو بارم بد نیست

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

مدرك ديپلم در ايران...

 

اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست؟

مدرك ديپلمم اينجاست ولي كار كجاست؟

هر كجايي كه من مدرك خود را بردم

پاسخ اين بود كه يك پارتي پولدار كجاست؟

روز و شب هر چه دويدم پي همسر گفتند

از براي چو تويي همسر و غمخوار كجاست؟

پدر دختره تا ديد مرا با فرياد

گفت اوٌل تو بگو درهم و دينار كجاست؟

خانه در جردن و شمران چه داري بچه؟

پست و عنوان و يا حجره و انبار كجاست؟

ست الماس و گلوبند زمرد كه به آن

بكند دختر من فخر در انظار كجاست؟

يك عدد بنز مدل 98 دو در

تا كند فيس در آن در بر اغيار كجاست؟

اعتياد ار كه نداري و سلامت هستي

برگي پاكي ژن ار دكتر و بهيار كجاست؟

هر چه فرياد زدم حرف مرا كس نشنيد

كه به دادم برسد؟ گوش بدهكار كجاست؟

نيست چون بهر جوان عيب اكنون حمٌالم

توي ميدان بكنم باربري، بار كجاست؟

مدرك ديپلم خود را بفروشم به دو پول

ايهالناس بگوييد خريدار كجاست؟

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس

ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس

 

گفتم: سلام حافظ گفتا عليك جانم

گفتم: كجا روي؟ گفت والله خود ندانم

 

گفتم: بگير فالي گفتا نمانده حالي

گفتم: چگونه‌اي؟ گفت در بند بي خيالي

 

گفتم: كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟

گفتا: كه مي‌سرايم شعر سپيد باري

 

گفتم: ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد

گفتم: رقيب! گفتا: او نيز كله پا شد

 

گفتم: كجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟

گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي

 

گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز؟

گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز

 

گفتم: بگو زمويش گفتا كه مش نموده

گفتم: بگو ز يارش گفتا ولش نموده

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

بار امانت

 

 

در بساط بي دلان، اختر شمردن مشكل است

آبروي خود ميان خلق بردن مشكل است

صحنهْ آيينه را ديدار بلبل شرط نيست

جلوهْ طاووس را در گل فشردن مشكل است

آبدزدك در خفا آبي به خجلت مي خورد

مال مردم را ميان جمع خوردن مشكل است

هر كه بامش بيش، برفش بيش، يعني فصل برف

زندگاني بالاخص اطراف جردن مشكل است

پير, ما را وقت رفتن نكته اي در كار كرد:

كارها را دست نامحرم سپردن مشكل است

نيست «ملا» بردن بار امانت هيچ سخت

زير بار منّت اغيار مردن مشكل است

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

از در درآمدى و من از خود به در شدم"

از ديدنت، به جان تو، كلى پكر شدم!

باز آمدى كه ناله برآرى ز دخل و خرج

از دست شكوه‏هاى تو، من خون جگر شدم!

مى‏گفت روز پيش، "حسن" با پدر كه: من

مغبون ز گفته‏هاى شما، اى پدر، شدم!

من اهل ازدواج نبودم ز ابتدا

خواندى به گوشم آن‏قدر آخر كه خر شدم!

من خانه‏اى مصادره‏اى داشتم، دريغ!

صاحب زمين بيامد و من دربدر شدم

گفتم: به قرض، تر نشود شصت پاى من

در منجلاب قرض، فرو تا كمر شدم!

شد با ظهور "نظم نوين" وضع من خراب

بد بود حال و روزم و از بد، بتر شدم!

دنيا به مثل دوره عصر حجر شده است،

يا بنده مثل آدم عصر حجر شدم؟!

بر من مگير اگر پس از اين شعر آبدار

چون استكان كنار سماور، دمر شدم!

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

كنون كه خسته و درمانده ام من درويش

چه سازم ار نگشايم به مدح جانان ، نيش:

تو حق به جانبي ار ناز مي كني اي دوست

كه نيست مثل تو در چين وگينه و اتريش

لبان سرخ تو شيرين وگفته ات دلچسب

درآن مكان كه تو باشي چه حاجتي به سريش

به راه عشق تو بسيار من بز آوردم

كه خود معاينه ديدم نه بره بود ونه ميش

بگو كه ميل دلت چيست ، كاندرين درگه

نه حاجتي به قر است و نه حاجتي به قميش

اگر وصال تو گردد ميسر اي محبوب

مرا به مشرق و مغرب ، گشاده گردد نيش !

ولي دريغ ، ندارم پشيزي اندر جيب

به گور فقر ببارد ز آسمان آتيش

در آسمان جهان يك ستاره كه … حتي

به بام خانه ندارم نه ماهواره نه ديش

به خنده گفت مرا مهربان من كه : بگير

 


Untitled 2
سفر به اعماق جهان
برترين كارتونهاي 2011
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط

No matches found for "شعرطنز"

 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 156 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری