مكافات عمل محمد نوه امام جعفر صادق (ع)
مكافات عمل محمد نوه امام جعفر صادق (ع) :
اسماعيل فرزند امام صادق (ع) از مردان بسيار نيك و وارسته بود به گونه اى كه مردم گمان مى كردند، امام بعد از امام صادق (ع) اسماعيل است و هم اكنون نيز فرقه اسماعيليه همين عقيده را دارند. بهر حال اسماعيل در زمان حضرت صادق (ع) از دنيا رفت ، او با آن همه پاكى پسرى داشت بنام محمد كه موجب شهادت عمويش امام موسى بن جعفر (ع) گرديد ، به اين ترتيب كه :
مى خواست از مدينه به سوى عراق برود ، از عمويش امام موسى كاظم (ع) اجازه سفر گرفت و هنگام حركت از عمويش تقاضاى وصيت و موعظه كرد. امام كاظم (ع) به او فرمود: « اوصيك ان تتقى الله فى دمى:» ، « به تو سفارش مى كنم كه در مورد حفظ خون من تقواى الهى را رعايت كنى » .محمد بن اسماعيل عرض كرد: خدا لعنت كند كسى كه در مورد خون تو سعايت كند و او را بر ريختن خون تو وادارد. باز عرض كرد : اى عمو! مرا توصيه و موعظه كن ، امام فرمود: « اوصيك ان تتقى الله فى دمى » ، به تو سفارش مى كنم كه مورد حفظ خون من ، تقواى الهى را پيشه كنى .
سپس امام (ع) كيسه اى كه در آن 150 دينار پول بود به او داد ، محمد آن را گرفت . بار ديگر امام كيسه ديگرى كه محتوى 150 دينار بود به او داد و او پذيرفت . براى بار سوم نيز اين مقدار به او داد ، سپس دستور داد هميانى كه 1500 درهم پول در آن بود به او دادند . روايت كننده گويد: به امام عرض كردم : بسيار به محمد بن اسماعيل ، پول دادى ؟ فرمود: تا اين بخشش ها تأكيدى باشد بر اتمام حجت من بر او كه من صله رحم مى كنم و او قطع رحم .
محمد بن اسماعيل به سوى عراق مسافرت كرد و در بغداد نزد هارون الرشيد (پنجمين خليفه عباسى) رسيد و در مورد عمويش امام كاظم (ع) سعايت كرد و گفت : عمويم ادعاى خلافت مى كند و براى او ماليات مى آورند و به اين ترتيب هارون را بر قتل امام كاظم (ع) تحريك نمود . هارون دستور داد صد هزار درهم به او دادند، اما او بر اثر اين نمك نشناسى و قطع رحم ، مهلت نيافت آن پولها را خرج زندگى كند و همان شبى كه چند ساعت قبلش از هارون پول گرفته بود، اجلش فرارسيد و مرد و اين گونه فرزند اسماعيل و نوه امام و برادرزاده امام گول دنيا را خورد و آن گونه شرافت خانوادگى خود را از دست داد و رسواى دو جهان شد . اين مرگ ذلت بار ، مكافات عمل او در دنيا بود و واى به حال او در آخرت .
به قول نظامى :
به چشم خود دیدم در گذرگاه
که زد بر جان موری مرغکی راه
هنوز از صید ، منقارش نپرداخت
که مرغ دیگر آمد ، کار او ساخت
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که واجب شد ، طبیعت را مکافات
Untitled 2