بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » نسخه داروخانه

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : علی زمانی
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 979
امتیاز : 12

مشخصات
 

نسخه داروخانه

خانومی وارد داروخونه میشه و به دکتر دارو ساز میگه که به سیانور احتیاج داره !

دارو ساز میگه واسه چی سیانور می خوای ؟

خانومه توضیح می ده که لازمه شو هرش را مسموم کنه و بفرستدتش به دیار باقی.....

چشم های دارو ساز چهار تا می شه و می گه : خدا رحم کنه ، من نمی تونم به شما سیانور بدم که برید شوهرتون رو بکشید ! این بر خلاف قوانینه ! من  مجوز کارم رو از دست می دم ... هر دو تای ما زندانی می شیم ! و دیگه بد تر از این نمی شه ! نه خانوم ، نه ! شما حق ندارید سیانور داشته باشید حداقل من به شما سیانور نمی دم.

بعد از این حرف خانومه دستش رو میبره داخل کیفش و از اون یه عکس در  میاره بیرون ؛ عکسی که در اون شوهر خودش و زن داروساز توی یک رستوران داشتند شام می خوردند.

دارو ساز به عکسه یه نگاه می کنه می گه : خوب حالا ... چرا به من از اول نگفته بودی که نسخه داری؟


Untitled 2
سفر به اعماق جهان
برترين كارتونهاي 2011
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 174 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری