دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 41 نفر

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » » نامه خواندنى سلمان به عمربن خطاب (لعنه الله علیه)

No matches found for ""


فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی :

تعداد بازدید  : 4526
امتیاز : 101

مشخصات
 

نامه خواندنى سلمان به عمربن خطاب (لعنه الله علیه)


نامه خواندنى سلمان به عمربن خطاب (لعنه الله علیه) :


در زمان خلافت عمر بن خطاب ، سلمان استاندار مدائن گرديد. پس از مدتى عمر براى سلمان نامه اى نوشت و در آن نامه دستوراتى داد و در امورى او را سرزنش كرده بود. سلمان جواب نامه عمر را نوشت كه با مطالعه و دقت در جواب ، به شهامت و قاطعيت سلمان در راه دين ، آن هم دربرابر عمر پى می بريم كه جدّاً قابل توجه است كه فشرده نامه چنين است  :

 

بنام خداوند بخشنده مهربان

از سلمان آزاد كرده رسول خدا (ص) به عمر بن خطاب

نامه سرزنش آميز شما رسيد ، در مورد امورى مرا بازخواست كرده بودى ، اينك جواب آن  :

  • 1. نوشته بودى از كارهاى حاكم قبل ، حذيفة بن يمان تجسس و تحقيق كنم ، ولى خداوند ما را از اين كار نهى كرده و فرموده : « اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم » ، اى مؤمنان از بسيارى گمانها دورى كنيد ، چرا كه بعضى از گمانها ، گناه است و غيبت يكديگر ننمائيد .

 

  • 2. مرا در مورد حصيربافى و خوردن نان جوين سرزنش كرده بودى ، اين سرزنش بى مورد است ، سوگند به خدا خوردن نان جوين و حصير بافى و بى نيازى از افزون طلبى نزد خدا بهتر است و به تقوا نزديكتر مى باشد و از غضب حق مؤمن و ادعاى بيجا ، برتر است ، زيرا بارها ديدم كه پيامبر (ص) نان جو مى خورد و در اين مورد خوشحال بود.

 

  • 3. نوشته بودى كه چرا حقوقم را در راه زندگى خودم مصرف نمى نمايم ، سوگند به خداى عزيز ، آن چه را دندانهايم نرم كند و از گلويم پائين رود ، برايم يكسان است خواه نان گندم و مغز كله گوسفند باشد يا سبوس جو !

 

  • 4. اين كه گمان مى برى با اينگونه روش ، حكومت اسلامى را خوار ميكنم و خود را ضعيف نشان مى دهم و در نتيجه مردم از من نمى ترسند و بار خود را بر دوش من مى گذارند ، اين را بدان كه خوارى در اطاعت پروردگار برايم محبوبتر از نافرمانى او است . من پيامبر (ص) را مى ديدم كه با مقام نبوت و رسالت به مردم نزديك مى شد و با آنها انس مى گرفت تا جائى كه همچون يكى از افراد عادى مردم (در ظاهر) به حساب مى آمد ، غذاى خشن مى خورد و لباس زبر مى پوشيد و تمام مردم از سياه و سفيد و عرب و عجم و قريش و غير قريش ، در برابرش يكسان بودند مگر نشنيده اى كه رسول خدا (ص) فرمود: « هركس به هفت نفر مسلمان حكومت كند ولى رعايت عدالت ننمايد ، در حالى خداوند را ملاقات مى كند كه مشمول خشم خدا است .با اين كه مى گوئى خود را خوار ساخته ام ، كاش در اين حكومت برترى جوئى نكنم و سالم بمانم در حالیکه حكومت من محدود است ، پس حالِ كسي كه بر همه امت اسلامى حكومت مى كند چگونه خواهد بود؟ با توجه به اين كه خداوند در قرآن سوره مبارکه قصص آيه 83 مى فرمايد : « تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لافسادا و العاقبة للمتقين » ، اين سراى آخرت (بهشت) است كه آن را تنها براى كسانى قرار مى دهيم كه اراده برترى جوئى درزمين و فساد را ندارند و عاقبت نيك براى پرهيزكاران است .

 من اينجا نيامده ام كه مردم را زير فشار سياست قرار دهم ، بلكه آمده ام با ارشاد و راهنمائى آنها ، حدود الهى را برپا دارم ، اگر خداوند درباره اين امت اراده خير مى نمود بهترين افراد را بر ايشان مى گماشت . والسلام

منظور سلمان از اين فراز آخر اين است كه

امت ، بر اثر ناآگاهى و وظيفه نشناسى به راههاى ديگر رفتند

و خداوند نيز آنها را به رهبر ناشايست ، مكافات نمود .

 


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت