بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه انگلیسی » داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_چیزهای کوچک(22)


فرستنده : yasna
دسته بندی : داستان کوتاه انگلیسی

تعداد بازدید  : 9489
امتیاز : 94

مشخصات
 

داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_چیزهای کوچک(22)


The ” L I T T L E ” things

 

After Sept. 11th ,  one company invited the remaining members of other companies who had been decimated by the attack on the TwinTowers to share ! their available office space.

بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد ، یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند.

At a morning meeting, the head of security told stories of why these people were alive… and all the stories were just:

در صبح روز ملاقات مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و همه این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود:

As you might know, the head of the company survived that day because his son started kindergarten.

مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود.و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت .

Another fellow was alive because it was his turn to bring donuts.

همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد.

One woman was late because her alarm clock didn”t go off in time.

یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد!

One of them missed his bus…

یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد.

One spilled food on her clothes and had to taketime to change.

یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباس تاخیر کرد.

One’’s car wouldn”t start..

اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود.

One went back to answ er the telephone .

یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد.

One had a child that dawdled and didn”t get ready as soon as he should have.

یکی دیگر بچه اش تاخیر کرده بود و نتوانسته بود سروقت حاضر شود .

One couldn”t get a taxi…

یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود .

T he one that struck me was the man who put on a new pair of shoes that morning, took the various means to get to work but before he ! got there, he developed a blister on his foot. He stopped at a drugstore to buy a Band-Aid. That is why he is alive today.

و یکی که مرا تحت تاثیر قرار داده بود کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و با وسایل مختلف سعی کرد به موقع سرکار حاضر شود. اما قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک دراگ استور ایستاد تا یک چسب زخم بخرد.و به همین خاطر زنده ماند!

Now when I am stuck in traffic , miss an elevator, turn back to answer a ringing telephone … all the little things that annoy me. I think to myself,

this is exactly where God wants me to be at this very moment..

به همین خاطر هر وقت;

در ترافیک گیر می افتم

آسانسوری را از دست می دهم

مجبور برگردم تا تلفنی را جواب دهم

و همه چیزهای کوچکی که آزارم می دهد

با خودم فکر می کنم

که خدا می خواهد در این لحظه من زنده بمانم..

Next time your morning seems to be going wrong , the children are slow getting dressed, you can”t seem to find the car keys, you hit every traffic light, don”t get mad or frustrated; God is at work watching over you!

دفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است

بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند

نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید

با چراغ قرمز روبرو می شوید

عصبانی یا افسرده نشوید

بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست


Untitled 2
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_شما مردها همه مثل همید! (15)
  داستان کوتاه اسب سرکش در سينه ليلي
  داستان کوتاه - بیمار روانی
  ترفند کاهش هزینه اس ام اس انگلیسی
  داستان کوتاه عقاب
  داستان کوتاه موجودی کوچک با عشقی بزرگ
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(34)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی _قورباغه سخنگو يا شاهزاده خانم زيبا(19)
  جملات کوتاه و پر معنا
  داستان کوتاه طنز...
  داستان کوتاه عشق واقعی
  جملات انگلیسی زیبا همراه با معنی فارسی
  داستان کوتاه بزرگترین حکمت
  متن آهنگ زيباي هتل كاليفرنيا با ترجمه ي فارسي(4)
  داستان کوتاه و غمناک عشقی ماندگار
  داستان کوتاه مهلت خدا برای زندگی
  داستان کوتاه جالب 3
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(30)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_سه اتاق در جهنم (13)
  وقتی ریاضی دان عاشق می شود
  داستان کوتاه - چشم
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_عقابها در طوفان(21)
  داستان کوتاه بهشت و جهنم
  داستان کوتاه و آموزنده (فاصله نیکی و بدی)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(40)
  عاشقانه‌ترین رمان انگلیسی مشخص شد + منتخب عبارات عاشقانه
  داستان کوتاه خولی و خر نامرد
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(10)
  داستان کوتاه عروسك پشت پرده
  داستان کوتاه تصميم مهم
  داستان کوتاه ایمان
  داستان کوتاه تزريق خون
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_عشق بدون مرز(18)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی-مغز الکترونیکی(32)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_پسر بازيگوش (1)
  شعر كوتاه انگليسي با ترجمه ي فارسي(41)
  داستان کوتاه ليلي، پروانه خدا
  شعری زیبا از دختر نوجوان مبتلا به سرطان! با ترجمه ي فارسي(42)
  داستان کوتاه راه بهشت
  داستان کوتاه - هر کسی یه جوری فکر می کنه
  داستان کوتاه - من یک سنت پیدا کردم
  داستان کوتاه ليلي، نام تمام دختران زمين است
  شناخت کوتاه از حضرت مهدی (عج)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی _نژاد انسان(21)
  داستانهای کوتاه و پند اموز
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی_دوست داشتن در مقابل استفاده كردن(20)
  داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی(3)
  برخی از ضرب المثل های ایرانی به همراه معادل انگلیسی آنها
  چگونه یک نامه رسمی به زبان انگلیسی بنویسیم؟
  داستان کوتاه جالب و آموزنده
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 130 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری