خود را بشناسید!
اگر خود را آن طور که هستیم و باید باشیم نشناسیم،کار و زندگی،آرمانها و هدفهایمان در اصطکاک و تضادی بیهوده سپری خواهد شد و در کوران حوادث دچار مشکلات بیشماری خواهیم گشت.*خود* درونیمان گم میشود و لاجرم به بیگانگی از خویشتن دچار می شویم. جریان کار وزندگی ارتباط مستقیم با خویشتن درونی ما دارد و اگر با *خویشتن خویش*آشنا و مانوس باشیم بسیاری از تصمیم گیریها و دشواریها بر ما آسان می شود و کار و زندگی،رنگ دیگری به خود میگیرد شاید از این رو باشد که در یک آیه قرآنی گفته اند:هر که خود را شناخت،خدای خود را شناخته است.
انسان اگر بتواند خود آگاهی خویش را افزایش دهد،دردها و درمانها خویش را خواهد شناخت.حضرت علی (ع) از نا اگاهی انسان نسبت به خویشتن شکایت می کند و نا توانی انسان را در درمان دردهای خویش ناشی از جهل وی نسبت به خویشتن می داند او می فرماید :
درد تو از توست،ولی تو بدان بصیرت نداری و درمان تو نیز در درون توست،لیکن تو بدان آگاهی نداری.
در دیدگاه علی(ع)انسان تمامی هستی را در درون خویش دارد ولی بدان آگاهی و شعور ندارد.انسان باقوه قادر است بر اسرار عالم امکان،آگاهی یافته و نسبت به آنها علم حضوری داشته باش.
بسیاری اندکند کسانی که میدانند کالبدشان در تسخیر چه گونه شخصیتی است و چه نوع عملکری را می توان از آن انتظار داشت.شاید آن عده کم نیز این شناخت را به بهای تجربیات یک عمر به دست آوردند و دیگر چندان فرصتی برای استفاده از این *خود شناسی*برایشان باقی مانده است.از این رو باید قبول کنیم که مهمترین و اولین وظیفه ما در ندگی کشف*وجود واقعی خود*و سپس شکوفا ساختن آن است *خودی* که تمام لحظه های عمر را با آن زیسته ایم و ما شاید هرگز موفق به شناختنش نگردیده ایم.خودی که هرگز،یا بسیار اندک ،به نیازها،خواسته ها،خصوصیات و تواناییهایش توجه داشته ایم و اغلب آگاهانه یا نا آگاهانه و با مقایسه های غیر منطقی او را به انتقاد و سرزنش گرفته ایم .امیر مومنان در جای دیگر می فرماید:
((هر اندازه که علم انسان بیشتر می گردد،توجه وی به نفس خویش بیشتر می شود و سعی و تلاش وی در جهت نیل به کمال و سعادت فزونی می یابد))
Untitled 2