رهبر باید خودش را بشناسد.
بایستی قبول کرد که کار رهبر دشوار است الهام بخشیدن و بر انگیختن ترغیب و کنترل و هدایت افرادی که طبایع و انگیزه های گوناگون دارند.کار آسانی نیست.بنابراین،رهبر به حوصله بی پایان نیازمند است.نمیتوانید شتابزده عمل کند و سپس پشیمان شود!تسلط بر خویش برای او ضرورت اساسی دارد باید خویش را بشناسد و نقاط ضعف و قوت خود باشد.نخست باید خویش را منضبط کند و آنگاه توقع داشته باشد که دیگران نظم و انظباط را رعایت کنند!
نظریه سرشت؟
پیش از آنکه به تشریح شخصیت بپردازیم لازم است الگویی داشته باشیم تا به کمک آن بتوانیم شخصیت را نمایش دهیم و در ضمن به مفاهیمی نیاز داریم که قادر باشد جنبه های مختلف این الگو را تشریح نماید.یونانیان باستان و حکمای ایران قدیم،افراد را به چهار نوع طبع یا مزاج می شناختند که عبارت بوداز:مزاج خونی یا دموی(گرم و مرطوب)،مزاج سوداوی یا مالیخولایی(سرد و خشک) و مزاج صفراوی(گرم و خشک) در طب قدیم،مزاج به طور عام به حالت کیفی یک فرد هنگامی که تظاهرات زیستی یکی از دستگاه های حیاتی بر دستگاه های حیاتی غلبه داشت اطلاق می گشت.
این نظریه اصطلاحا به *نظریه سرشت* شهرت دارد.پژوهشهای امروزی نشان می دهد.مشاهداتی که بر اساس آن،این گروه ها تعریف شده اند،بسیار زیرکانه و اگاهانه صورت گرفته است.حتی امروزه نیز میتوانیم افرادی را که از این گروه ها قرار دارند تشخیص دهیم.ولی دانش امروز می گوید اشتباه گذشتگان در این بوده که فکر می کردند هر کسی الزاما در یکی از چهار گروه یاد شده قرار دارد حال آن که بسیارند کسانی که جنبه هایی از دو یا تعداد بیشتری از این چهار گروه را در اختیار دارند و در نتیجه در موقعیتی بین این جهار دسته واقع می شوند.فرضیه طبایع اریعه دارای تاریخچه دو هزار ساله است و تاریخچه دو هزار ساله است و تقریبا در اوایل قرن حاضر منسوخ گردیده است.
Untitled 2