بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان كوتاه - هديه پادشاه

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : شارلوت
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 1156
امتیاز : 10

مشخصات
 

داستان كوتاه - هديه پادشاه

پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند".

تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می‌تواند شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود".

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟"

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

 

 

پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!    

 لئو تولستوی 


Untitled 2
سفر به اعماق جهان
برترين كارتونهاي 2011
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  جملاتی كوتاه و تفكر برانگیز...!
  سه تا داستان كوتاه ولي قشنگ داريم بخونيد خوشتون مياد
  جملات كوتاه انگيزشي
  چند داستان كوتاه و طنز
  روانشناسي هديه دادن گلهای مختلف!
  داستان هاي كوتاه وجالب
  داستانهاي كوتاه ديني
  داستان كوتاه - هديه پادشاه
  جملات كوتاه عاشقانه و زيبا
  سخنان و حكايت كوتاه اخلاقي
  هارون الرشيد از امام كاظم عليه السلام پندى كوتاه خواست
  وقتی ریاضی دان عاشق می شود
  داستان های تاریخی - درس تیرداد پادشاه ایران
  داستان های تاریخی - کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید
  نكاتي براي افراد كوتاه قد
  داستان كوتاه (تاجر)
  مرگ عبدالله پادشاه عربستان نشانه بسیار نزدیک بودن ظهور
  متن كوتاه به زبان فارسي و انگليسي
  مدل موهاي كوتاه زنانه
  جملاتی كوتاه و تفكر برانگیز...!
  شعر كوتاه انگليسي با ترجمه ي فارسي(41)
  اولین پادشاه زن بعد از اسلام در ایران
  داستان كوتاه ( شراکت )
  داستان كوتاه - خيانت
  داستان های تاریخی - نخستین پادشاه ایران
  عاقبت فحش دان و مسخره کردن
  داستان كوتاه - دروغگو
  داستان كوتاه حميد
  منم كورش پادشاه جهان شاه شاهان
  داستان كوتاه
  بهترين مدلهاي موي كوتاه از ستارگان هاليوود
  جمله هاي كوتاه زيبا
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 176 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری