1-مي پذيرم كه من اول براي كشف سرزمين او پا پيش بگذارم
لازم است كه حتما اول يكي پا پيش بگذارد. بنابراين بهتر است در اين راه، من كمي صبر و پشتكار به خرج بدهم. مطمئنا او روزي از اين بابت سپاسگزارم خواهد شد.
2-به تفاوت هايش احترام مي گذارم
هدف، نه برتري جويي است و نه تعيين اين كه كدام يكي "بهتر" است. فقط و فقط درك كردن اوست براي رسيدن به تفاهم پايدار.
3-مي پذيرم كه او قلمروهاي خاص خودش را دارد
درك ديگري براي برقراري ارتباط بهتر با او و دوست داشتن، به معني هجوم به تماميت ارضي اش نيست. بلكه برعكس، با رها كردن او براي ابراز وجود است كه مي توان به حقيقت وجودي اش دست يافت و دركش كرد.
4-قبول مي كنم كه هرگز او را به طور كامل نخواهم شناخت
ما حتي در شناخت خودمان هم مشكل داريم، چطور مي توان تصور كرد كه روزي بتوانيم همسرمان كه از جنس ما نيست را به طور كامل بشناسيم؟
5-از او مي خواهم در مورد رفتارهايي كه سر درنمي آورم، توضيح دهد
زنان به شدت محتاج تبادل كلامي با نزديكانشان هستند. وقتي مردي در اين راه پيشقدم مي شود، آنها به شدت تحت تاثير قرار مي گيرند و محبت خود را نثار همسرشان مي كنند.
6-گوش كردن را ياد مي گيرم
گوش كردن بزرگترين تفاوت اختلاف آفرين بين زنان و مردان است. مردها بيشتر روي رفتار و زنان روي گفتار و كلام تمركز مي كنند. خانم ها بيشتر دوست دارند يك گوش شنوا براي حرف هايشان داشته باشند تا اين كه صرفا راه حل به آنان پيشنهاد شود.
7-وقتي از من درخواست كند به او راه حل پيشنهاد مي كنم
اگر بپذيريم كه اول پاي درد دل زنان بنشينيم، همين ابراز علاقه ما به گوش كردن، آنها را آرام مي كند و كمك بزرگي است براي اين كه وارد مرحله بعدي يعني عمل، بشوند. احتمالا در اين وقت است كه مي توانند به توصيه ها و راه حل هاي پيشنهادي مردها گوش دهند.
8-با او همدردي مي كنم
زنان وقتي مشكلي دارند، پيش از هر چيز نيازمند همدردي هستند. آنان مايلند كه ديگران از ريز به ريز آن چه انجام داده اند مطلع شوند. بنابراين با دادن اين فرصت، با او همدردي مي كنم.
9-از گفتن جملاتي مثل: "مهم نيست!" جدا خودداري مي كنم
اين كار اشتباه محض است! به هيچ وجه نبايد مشكل آنان را كوچك و كم اهميت به حساب آورد. در عوض بهتر با گفتن: "من هم اگر جاي تو بود م، خسته مي شدم"، يا "من هم به نوبه خودم نمي توانم چنين رفتاري را تحمل كنم". اولين گام هاي همدلي با آنان را برداشت.
10-مي پذيرم كه با دوستانش روابط صميمانه اي داشته باشد
مردها معمولا از اين وجه اشتراك زنانه بيمناكند. تبادل كلامي زنان، آنان را مي ترساند. ولي جايي براي هراس نيست. برعكس، بعد از همين گفتگوهاي مفصل است كه زنان تسكيل يافته، با خيالي آسوده، بي دغدغه و حتي شكيباتر به خانه برمي گردند.
11-تشكر مي كنم
زنان به طور فطري مايلند براي اين كه مورد علاقه واقع شوند، عشق و محبت نثار كنند. هر چند كه معمولا هم در عوض چيزي دستشان را نمي گيرد. چنانچه متقابلا در پاسخ به ابراز محبت ها هيچ لطف و توجهي دريافت نكنند، خسته و درمانده مي شوند.
12-راحت درباره دغدغه ها و مشكلاتم صحبت مي كنم
مردها اغلب از گفتن مشكلات خودداري مي كنند. در نظر آنان اين نوعي شكست است. اين كار چنان زنان را دلسرد و درمانده مي كند كه احساس مي كنند هيچ راهي براي حمايت و پشتيباني مردشان ندارند. آنان را مشغول و دور از دسترس مي بينند. در نتيجه افتادن در دور باطل سوءتفاهم شروع مي شود.
13-هرازگاهي او را غافلگير مي كنم
همه زنان دوست دارند كه مردشان فرشته آرزوهايشان باشد. اين طرز تفكر در حالي كه در نظر مردها كودكانه است، ولي براي زنان خيلي هم جدي مي باشد. آنان دوست دارند يك نفر دستشان را گرفته و با خود به يك تعطيلات آخر هفته غيرمنتظره يا صرف شامي با چراغ خاموش و شمع روشن و ... ببرد.
14-برايش وقت مي گذارم
وقتي را كه مرد صرف زن مي كند، از تمام ماديات دنيا برايش ارزشمندتر است. چون اين توجه و لذت با تمام طلاهاي دنيا هم خريدني نيست!
15-در دلربايي كردن هايش با او همبازي مي شوم
چشمهايش را برايم خمار مي كند؟ بي هيچ دليل خاصي مثل يك ملكه خودش را آرايش مي كند؟ يا يك دفعه به لباس خدمتكار يا كولي درمي آيد؟ خب، بازي مي كند، و بايد از اين بازي با هم لذت ببريم.