سريال "آشپزباشي" به كارگرداني محمدرضا هنرمند سال گذشته مقابل دوربين رفت. هنرمند در اين سريال داستان يك زن و شوهر رستوراندار و موفق را روايت كرد كه به مرور با هم دچار اختلاف ميشوند. نقشهاي اصلي اين سريال را پرويز پرستويي و فاطمه معتمدآريا بازي ميكنند كه تابحال شاهد پخش چندين قسمت از اين سريال و هنرنمايي اين دو هنرمند محبوب و موفق در دوشنبه شبهاي هرهفته از شبكه يك سيما بوده ايد.
اين دو بازيگر تاكنون در فيلمهاي مرد عوضي، عزيزم من كوك نيستم و سريال زير تيغ با هنرمند همكاري كردهاند. سريال آشپزباشي در 30 قسمت 45 دقيقه اي به تهيهكنندگي جواد نوروزبيگي در گروه فيلم و سريال شبكه يك سيما توليد شده كه طبق برنامهريزي هاي انجام شده زمان پخش اين سريال تا اوايل تابستان سال آينده ادامه خواهد داشت. از ديگر بازيگراني كه در اين سريال بازي ميكنند ميتوان به مهراوه شريفينيا، مليكا شريفي نيا، فرهاد اصلاني، افسانه چهره آزاد، شبنم مقدمي، سيدمهرداد ضيايي، كاظم بلوچي، آشا محرابي، هوشنگ حريرچيان، محمدرضا غفاري، علي طباطبايي، بهروز مسروري، منوچهر آذري، فريدون محرابي، روح ا... كماني و نعمت جهانفر و … اشاره كرد.
سريال "آشپزباشي" به كارگرداني محمد رضا هنرمند توسط نويسندگاني چون اصغر عبدالهي، امير حسين جهدوست و امير عباس ترابي به نگارش در آمدهاست. داستان "آشپز باشي" در يك رستوران اتفاق ميافتد. اين رستوران را زوجي موفق اداره ميكنند كه كارشان را از يك زير پله شروع كردهاند و به مرور به موفقيتهاي زيادي دست پيدا ميكنند. سوء تفاهمي باعث دلخوري اين زوج از يكديگر ميشود و اين آغاز يك جنگ تمام عيار خانوادگي ميان آنهاست.
عوامل اصلي اين سريال عبارتند از: مدير تصويربرداري: مسعود كراني، مدير توليد: محمد رضا منصوري، برنامه ريز: نويد ميهن دوست، دستيار اول كارگردان: پرهام مشيري، صدابردار : مرتضي دهنوي، منشي صحنه: پريناز هاشمي، مدير تداركات: حميد رضا حاجي زاده، عكاس: آرزو اتحاد. موسيقي سريال آشپزباشي را امين هنرمند، پسر كارگردان ساخته است. پسر 28 ساله هنرمند كه اكنون با پدر همكاري ميكند، ليسانس موسيقي را از دانشگاه تهران گرفته و بعد از آن به كانادا رفته است تا درس موسيقي را در آنجا پيگيري كند. او هنوز هم در تورنتو نزد استادان بزرگ موسيقي در حال تحصيل است. طراحي گريم آشپزباشي را عبدالله اسكندري انجام داده و تصويربرداري و نورپردازي آن را مسعود كراني به عهده داشته است. امير رضا پور عباس هم آن را تدوين كرده و مشكين مهرگان هم مدير هنري آن بوده است.
پخش سريال آشپزباشي از چند هفته پيش آغاز شده و همانطور كه از اسمش پيداست، داستان سريال ارتباط نزديكي با غذا و مفاهيم مرتبط با آن مانند رستوران، آشپز و آشپزخانه دارد. هنوز خيلي زود است كه بخواهيم سريال آشپزباشي و داستان آن را تحليل كنيم، چون قسمت مهمي از اين مجموعه هنوز پخش نشده تا بتوان درباره كليت و محتواي آن اظهارنظر كرد، اما ميتوان به غذا و آشپزي به عنوان عنصر جذابيتساز اين سريال نگاهي انداخت و به بهانه پخش آشپزباشي، مروري داشت بر صحنههاي مشهور تاريخ سينماي ايران كه از عناصر خوراكي براي فضاسازي، انتقال مفاهيم كنايي يا پرداخت بافت بصري استفاده كردهاند. به عبارت ديگر ميخواهيم اين نكته را بررسي كنيم كه فيلمسازان معتبر و صاحبسبك سينماي ما چگونه از عنصر ساده و پيشپاافتادهاي مانند غذا به نفع محتوا و ساختار تصويري آثارشان بهره گرفتهاند.
بيترديد كارگردان آشپزباشي براي نشان دادن جذابيتهاي پنهان در تصوير خوراكيها برنامهريزي داشته و از غذا براي جذب مخاطب استفاده كرده است. كافي است قسمت اول سريال را به خاطر بياوريم، نماهاي اينسرت طولاني از ظروف پر از غذا به ابزاري براي فضاسازي تبديل شده و تصاوير خوشآب و رنگ از خوراكيهاي اشتهابرانگيز، بيننده را بهصورت غريزي مجذوب صفحه تلويزيون ميكرد. اين نوع استفاده از تصوير غذا را ميتوان نوعي تمايل غريزي انسان به غذا خوردن دانست كه غذاهاي خوش آب و رنگ، اشتهاي او را تحريك ميكند.
نمونههاي اين شيوه استفاده از تصوير غذا در سينماي جهان بسيار زياد است. همين اواخر انيميشن اسكاري راتاتويل (براد برد) با طراحي داستان در فضاي داخلي آشپزخانه يك رستوران و نمايش طيف گستردهاي از رنگ و نور در قالب غذاهاي اشتهابرانگيز، توانست تصوير غذا را به مولفه درونمايهاي براي ايجاد جذابيت تبديل كند. راتاتويل پر از سكانسهاي خلاقانهاي است كه ميوهها و غذاها را در كاملترين وجه به تصوير كشيده و ماجراهاي داستان را با خواص لوكيشن آشپزخانه عمومي مطابق كرده است. فيلم "ميز خالي نداريم" با بازي كاترين زتاجونز در نقش اصلي در لوكيشن مشابهي اتفاق ميافتد، اما در اينجا صحنههاي غذا، بستري را براي وقوع يك ماجراي عاشقانه فراهم ميكند و بيشتر تاثير حاشيهاي دارد.
شيوه غذا خوردن و ابزار صرف غذا همواره در فيلمهاي ايراني، نشانگر طبقه اجتماعي و ميزان رفاه خانوادهها بوده است. در فيلمهاي پيش از انقلاب خانوادههاي مرفه و اشرافي با ژستهاي متكلفانهاي پشت ميز مينشستند و از كارد و چنگال براي خوردن غذا استفاده ميكردند، در حالي كه خانوادههاي جنوب شهر با حالت خودمانيتري روي زمين سفره پهن ميكردند و با قاشق و حتي دست غذا ميخوردند. اشراف و طبقات مرفه از چلوكباب و غذاهاي فرنگي استفاده ميكردند و خانوادههاي فقير اما سرخوش پايين شهر اغلب مشغول خوردن آبگوشت و غذاهاي سنتي بودند. اين شيوه نمايش غذا و آداب غذا خوردن در فيلمهاي قديمي به قسمت مهمي از شخصيتپردازي آدمهاي داستان تبديل شده بود. طوري كه از نوع غذا و شيوه صرف آن ميشد خاستگاه طبقاتي و شأن اجتماعي افراد را حدس زد. اولين فيلمي كه كليشه غذا خوردن در سينماي ايران را بر هم زد "گزارش" (عباس كيارستمي) بود كه زوجي از طبقه متوسط را در حال خوردن غذا روي ميز نشان ميداد. در يكي از صحنههاي معروف از كرخه تا راين (ابراهيم حاتميكيا) شخصيت اصلي داستان از خواهرش كه ساكن آلمان و ميزبان اوست، ميخواهد كه غذا را به سبك فرنگي و روي ميز آماده كند. البته اين رفتار در لايهاي عميقتر بر تمايل شخصيت به سازگاري و آشتيجويي نسبت به فرهنگ ميزبان دلالت ميكند و نشاندهنده رفتار دوستانه ايرانيهاست.
غذا خوردن در رستوران، بخصوص در ملودرامهاي بعد از انقلاب به وسيلهاي براي ديالوگ گفتن شخصيتها تبديل شد. معمولا دو شخصيت در رستوران روبهروي هم مينشستند و در حين خوردن غذا گفتگو ميكردند. از دل همين گفتگوها ماجراهاي فيلم جلو ميرفت و در واقع از گفتگو به عنوان ابزاري براي روايت داستان استفاده ميشد. صحنه غذا خوردن در خانه علاوه بر نماي ظاهري آن كه يك رفتار فيزيكي و جزو رفتارهاي معمولي زندگي روزمره است، ميتواند ارتباط مفهومي با محتوا و مضمون فيلم داشته باشد. در فيلمهاي علي حاتمي به غذاي اصلي و مخلفات و ميانوعدهها توجه خاصي شده است. نماهاي طولاني از ظروف ميوه و شيريني، دوريهاي پلو و سيخهاي كباب در آثار حاتمي به نوعي نشانه بصري معنادار مبدل شدهاند كه نماد زيباييها و جذابيتهاي زندگي سنتي است و كاركرد زيباييشناختي دارد. حاتمي به ظرف غذا نيز در كنار غذا اهميت ميدهد و حتي گاهي ظرف نسبت به مظروف اهميت بيشتري مييابد.