بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » 3 داستان كوتاه

Untitled 2
شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

روشهای عاشقانه زیستن

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

از کورش تا پهلوی

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

روشهای تقویت حافظه

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار

پر طرفدارترين نرم افزار چند ماه اخير، تنها با خواندن متن برنامه آن را تايپ میکند

گردن بند

کلکسیون گردنبند و دستبند

مجموعه کاملی از انواع گردنبند های ورزشی ، مذهبی ، هنری به همراه دستبند های معروف و زیبا ، مجموعه ای متنوع با قیمت مناسب

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

آموزش افزایش قد

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

فرستنده : شاهرخ
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 307
امتیاز : 6

مشخصات
 

3 داستان كوتاه

3 داستان كوتاه

آيا قدر خود را مي دانيم

يه سخنران معرف در مجلسي كه دويست نفر در آن حصور داشتند . يك اسكناس صد دلاري را ازجيبش بيرون آورد

پرسيد چه كسي مايل است اين اسكناس را داشته باشد ؟

دست همه حاضران بالا رفت

سخنران گفت بسيار خوب من اين اسكناس را به يكي ار شما خواهم داد ولي قبلا از آن مي خواهم كاري بكنم

و سپس در برابر نگاه هاي متعجب حاضران اسكناس را مچاله كرد و باز پرسيد

چه كسي هنوز مايل است اين اسكناس را داشته باشد ؟

و باز دستهاي حاضرين بالا رفت

اين بار مرد اسكناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بار آن را لگد مال كرد و باكفش خود آن را روي رمين كشيد بعد

اسكناس را برداشت و پرسيد خوب حالا چه كسي حاضر است صاحب اين اسكناس شود ؟ باز دست همه بالا رفت

سخنران گفت دوستان با اين بلاهايي كه من سر اسكناس آوردم از ارزش اسكناس چيزي كم نشد و همه شما خواهان آن هستيد

و ادامه داد در زندگي واقعي هم همين طور است ما در بسياري موارد با تصميماتي كه ميگيريم يا با مشكلاتي كه رو به رو مي شويم

خم مي شويم مچاله مي شويم خاك آلود مي شيم و احساس ميكنيم كه ديگر پشيزي ارزش نداريم ولي اينگونه نيست و صرف نظر از اينكه چه بلايي

سر مان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمي دهيم و هنوز هم براي افرادي كه دوستمان دارند آدم پر ارزشي هستيم

 

وقت شناسي‌ !

در مراسم توديع پدر پابلو، كشيشي كه ۳۰ سال در كليساي شهر كوچكي خدمت كرده و بازنشسته شده بود، از يكي‌ از سياستمداران اهل محل براي سخنراني دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سياستمدار تاخير داشت و بنابرين كشيش تصميم گرفت كمي‌ براي مستمعين صحبت كند.
پشت ميكروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد اين شهر شدم.
انگار همين ديروز بود.
راستش را بخواهيد، اولين كسي‌ كه براي اعتراف وارد كليسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدي هايش، باج گيري، رشوه خواري، هوس راني‌، زنا با محارم و هر گناه ديگري كه تصور كنيد اعتراف كرد.
آن روز فكر كردم كه جناب اسقف اعظم مرا به بدترين نقطه زمين فرستاده است ولي‌ با گذشت زمان و آشنايي با بقيه اهل محل دريافتم كه در اشتباه بوده‌ام و اين شهر مردمي نيك دارد.

در اين لحظه سياستمدار وارد كليسا شده و از او خواستند كه پشت ميكروفن قرار گيرد.
در ابتدا از اينكه تاخير داشت عذر خواهي‌ كرد و سپس گفت كه به ياد دارد كه زمانيكه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولين كسي‌ بود كه براي اعتراف مراجعه كردم.

نتيجه اخلاقي‌: وقت شناس باشيد

خبر خوش

روزي روبرتو دوونسنزو تنيس باز قهرمان آرژانتين در حالي كه در يكي از بزرگترين رقابت هاي تنيس دنيا برنده شده بود در حالي كه چك قهرماني را دريافت كرده بود و لبخندي بر لب داشت وارد رختكن شد

پس از ساعتي ، او داخل پاركينگ تك وتنها به طرف ماشينش مي رفت كه زني به
وي نزديك مي شود. زن پيروزيش را تبريك مي گويد و سپس عاجزانه مي افزايد
كه پسرش به خاطر ابتلا به بيماري سخت مشرف به مرگ است و او قادر به
پرداخت حق ويزيت دكتر و هزينه بالاي بيمارستان نيست .

دو ونسنزو تحت تاثير حرفهاي زن قرار گرفت و چك مسابقه را امضا نمود و در
حالي كه آن را توي دست زن مي فشارد گفت : براي فرزندتان سلامتي و روزهاي
خوشي را آرزو مي كنم .

يك هفته پس از اين واقعه دوونسنزو در يك باشگاه روستايي مشغول صرف ناهار
بود كه يكي از مديران عاليرتبه انجمن گلف بازان به ميز او نزديك مي شود و
مي گويد : هفته گذشته چند نفر از بچه هاي مسئول پاركينگ به من اطلاع
دادند كه شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زني صحبت كرده ايد . مي
خواستم به اطلاعتان برسانم كه آن زن يك كلاهبردار است . او نه تنها بچه
مريض و مشرف به موت ندارد ، بلكه ازدواج هم نكرده . او شما را فريب داده
، دوست عزير

دو ونسزو مي پرسد : منظورتان اين است كه مريضي يا مرگ هيچ بچه اي در ميان
نبوده است .

بله كاملا همينطور  است .

دو ونسزو مي گويد : در اين هفته ، اين بهترين خبري است كه شنيدم .


Untitled 2
آموزش رفتارهاي زناشويي
آموزش شينيون حرفه اي
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 393 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری