بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان پروانه و پیله

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : شارلوت
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 1182
امتیاز : 15

مشخصات
 

داستان پروانه و پیله

پروانه و پیله:
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد.
شخصی نشست و ساعتها

 تقلای پروانه برای آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد.
ان گاه تقلای پروانه

متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده،و دیگر نمیتواند به تلاشش ادامه دهد.
آن شخص

 مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.پروانه به راحتی

از پیله خارج شد،اما جثه اش ضعیف و بال ها یش چروکیده بودند.
آن شخص به تماشای

پروانه ادامه داد.او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند.اما چنین نشد.
در واقع پروانه ناچار شد همه عمر خود را روی زمین بخزد و هرگر

 نتوانست با بال هایش پرواز کند.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا

را خدا برای پروانه قرار داده بود،تا به آن وسیله

 برای خارج شدن از سوراخ ریز

مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.
اگر خداوند مقرر میکرد بدون مشکلی زندگی کنیم

 ، فلج می شدیم،به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی

 توانستیم پرواز کنیم.

 من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد،تا قوی شوم.
من دانش خواستم و

خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد.
من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من

 قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم.
شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم

 قرار داد،تا انها را از میان بردارم.
من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من

نشان داد که نیازمند کمک بودند.
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به

 دیگران محبت کنم.
من به انچه خواستم نرسیدم...
اما انچه نیاز داشتم،به من
داده شد.
نترس .
با مشکلات مبارزه کن و بدان که میتوانی بر انها غلبه
کنی


Untitled 2
آموزش رفتارهاي زناشويي
آموزش شينيون حرفه اي
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 255 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری