
دوران نامزدي ميتواند در تمامي لحظههاي زندگي آينده ، پايههاي محكمي براي شما بسازد تا به وسيلهي آن پايهها، بتوانيد با مشكلات زندگي، دست و پنجه نرم كنيد..
كسب آگاهي در دوران نامزدي
دوران نامزدي، به عنوان شيرينترين و خاطرهانگيزترين دوران زندگي هر زوجي است. در اين دوران، دو طرف ميتوانند با روحيهها، خصوصيتها، اخلاقها، نگرشها، باورها و توقعهاي يكديگر تا حدودي آشنايي پيدا كنند و در مواردي نيز به توافق برسند. اين توافقها، در نتيجهي تبادلنظر و ارائهي نقطهنظرها در زمينهي مسائل مختلف حاصل ميشود. يكي از بهترين توصيهها براي زوجها در دوران نامزدي، اين است كه تا حد امكان، وقت خود ار با خانوادهي همسر آيندهشان بگذرانند. توجه به نوع برخورد پدر و مادر نامزدتان با يكديگر، همچنين برخورد آنان با فرزندانشان (بهخصوص همسر آيندهتان) اطلاعات زيادي به شما ميدهد. اگر پسر يا دختر در خانوادهاي پر از مهر و محبت و شاد و پويا رشد كرده باشد ، براي همسرش خوشبختي را به ارمغان ميآورد.
در دوران نامزدي دو طرف ميتوانند با روحيهها، خصوصيتها، اخلاقها، نگرشها، باورها و توقعهاي يكديگر تا حدودي آشنايي پيدا كنند و در مواردي نيز به توافق برسند.اين نظريه را كنار بگذاريد كه همسر آيندهي شما به طور كامل با آنچه اكنون در خانوادهاش مشاهده ميكنيد ، فرق خواهد كرد. افراد همان گونه كه تربيت شدهاند ، رفتار ميكنند. البته بايد متذكر شد كه افراد شخصيت ثابت و مطلقي ندارند اما اين تغييرها بيشتر در سالهاي آينده رخ خواهد داد. ميتوانيد بهطور كامل مطمئن باشيد كه نظريهها ، نگرشها، اخلاق و سبك زندگي كه همسر شما در آن رشد يافته ، بخشي از ارتباطي ميشود كه شما در سالهاي آينده، پيش رو خواهيد داشت. بنابراين شباهتها، تضادها و در كل، كسب هر گونه آگاهي، باعث استحكام و تداوم زندگي آينده ميشود.
ندانستن در دوران نامزدي، خوشبختي نميآورد!
بسياري از ما، قبل از شروع يك رابطه، حتي به اندازهي زماني كه ميخواهيم يك جفت كفش بخريم نيز سوال نميكنيم و با اين اشتباه، فرصت كشف بسياري از موردهاي اخلاقي شريكمان را از دست ميدهيم و اين مساله، اهميتي حياتي در سرنوشت ازدواج ما دارد.
در اين جا به برخي از دليلهاي اينكه چرا در شروع يك رابطه، سوالهاي كافي نميپرسيم، اشاره ميكنيم:
- عاشق شدن، يك تجربهي رمانتيك است اما سوال كردن و مصاحبه با همسر، چنين نيست.
- نميخواهيم جوابها را بدانيم چون ممكن است جوابهاي مناسبي نشنويم.
- ممكن است از اين كه نامزدمان سوالهايي بپرسد ، هراس داشته باشيم.
هر چه در مورد فردي اطلاعات بيشتري داشته باشيد ، بهتر ميتوانيد تصميم بگيريد كه آيا براي شما همسر خوبي خواهد بود يا نه.
جدا از سه دليل بالا، حقيقتي كه راجع به عشق و تمامي زندگي وجود دارد ، اين است كه:
هر چه در مورد فردي اطلاعات بيشتري داشته باشيد ، بهتر ميتوانيد تصميم بگيريد كه آيا براي شما همسر خوبي خواهد بود يا نه. هر چه اطلاعاتتان كمتر باشد ، احتمال عصبانيت، نااميدي و دلشكستگي شما، بيشتر خواهد بود.
تعدادي از موضوعهايي كه بايد در مورد آنها از نامزدتان (همسر آيندهي خود) سوالهايي بپرسيد ، عبارتنداز:
- وضعيت خانوادگي و كيفيت روابط خانوادگي او
- درسهاي آموخته شده از تجربههاي زندگي او
- اخلاقيات (اصول و نظام اخلاقي) و ارزشهاي او
- نگرش و طرز برخورد او در مواجهه با عشق، تعهد و برقراري ارتباط
- فلسفهي روحي و مذهبي او
- هدفهاي زندگي فردي و شغلي (حرفهاي) او
- در صورت داشتن رابطههاي قبلي، دليلهاي به هم خوردن آنها
- و پاره اي سوالهاي مفيد ديگر...
در دوران نامزدي، كنجكاويها و كسب اطلاعات پسر، بيشتر حول اين محور است كه آيا اين دختر، ميتواند قلب تپندهي خانهاش باشد و به كانون خانوادهاش، گرمي و صفا ببخشد يا خير؟! چرا كه ازدواج، همچون موجود زندهاي است كه وجود «مغزي متفكر» و «قلبي تپنده» براي ادامهي حيات آن ضروري است و در صورت عدم تعادل اين دو، ازدواج به ناكامي ميانجامد!
تعهد واقعي، يك حلقهي ازدواج ، عقدنامه يا سند ازدواج يا سالهايي نيست كه با يكديگر زندگي كردهايد بلكه رفتار شماست در تك تك روزهاي زندگيتان با فردي كه دوستش داريد.
تعهد به خود و همسر آيندهتان در دوران نامزدي
با طي شدن دوران نامزدي و آغاز زندگي مشترك، هر يك از زوجها بايد همواره اين جمله را در نظر داشته باشند كه: «من خود را براي زندگي، آماده و همسر خود را انتخاب نمودهام. از حالا به بعد ، تنها هدف من بايد شاد كردن همسري باشد كه انتخابش كردهام و او مرا دوست دارد...» بنابراين من قول ميدهم:
- او را هميشه آنگونه كه هست، دوست بدارم و هرگز از او نخواهم فردي باشد كه نيست.
- خودم را دوست بدارم زيرا هر چه خودم را بيشتر دوست داشته باشم، عشق بيشتري ميتوانم نثار او كنم.
- به احساسهاي او توجه كنم و بدون قضاوت كردن، به سخنانش گوش فرا دهم.
- به اين حقيقت كه فكرها و عقيدههاي او شايد با من تفاوت داشته باشد ، احترام بگذارم اما از حقيقت و ارزش او همانقدر دفاع كنم كه از مال خودم دفاع ميكنم.
- تحسين، احترام و قدرداني از او را بهعنوان انسان، بر زبان آورم و نشان دهم.
- به نياز روحي و جسمي او براي نزديكي بيشتر به او، توجه نشان دهم.
- به احساسات خودم توجه و به آنها افتخار كنم و آنها را با او سهيم شوم.
- با او همچون مهمترين فرد زندگيام رفتار كنم چون او مهمترين فرد زندگيام است.
اينكه فرد به هنگام ازدواج چگونه است، مهم است اما مهمتر از آن، توانايي و آمادگي او براي پيشرفت و تغيير يافتن ميباشد. زندگي زناشويي بدون مشكل نيست و همانند اين است كه زن و مرد بر روي طناب محكم بلندي راه بروند و هر كدام دستكم يك بار به پايين سقوط كرده باشند. بعضيها با اين سقوط، آسيب ميبينند اما زن و مردي كه به هم وفا دارند ، بر روي توري كه زير طناب، تعبيه شده (لطف خداوند)، ميافتند آنگاه دوباره به ياري هم برميخيزند و دوباره با يكديگر ادامه ميدهند...!