چقدر چشم های من به تو دچار می شود
گناه عشق
چقدر چشم های من ، به تو دچار می شود
اگر چه با نگاه تو ، همیشه خوار می شود
تمام روزهای من ، فدای انتظار تو
فدای قلب عاشقی ، که بی قرار می شود
به دست های سرد تو ، که اعتماد می کنم
برای سرسپردگی ، طناب دار می شود
بگو کدام روز عمر ، تو اتفاق می شوی ؟
همیشه از تو سهم من ، که انتظار می شود
تو مثل قفل بی کلید ، و من درون یک قفس
شبیه آن پرنده ام ، که در حصار می شود
دوباره چنگ می کشی ، به سیم نازک دلم
و زخم زخمه های تو ، صدای تار می شود
به بازیت مرا نگیر ، که با شکست قلب من
تمام حرمت دلم ، به تو قمار می شود
چه ساده فکر می کنم ، که فصل های سومم
به یک سلام گرم تو ، فقط بهار می شود
تو مثل سنگ کافری ، عبادتت که می کنم
خدا از اشتباه من ، گلایه دار می شود
دوباره روی ماندنت ، قسم نخور که بعد تو
تمام آبروی من ، بی اعتبار می شود
تو هر چه دور می شوی ، از این خطوط جاده ها
هوای خاطراتمان ، پر از غبار می شود
برای من چه مانده است ، به جز گناه عشق تو
و دامن ترانه ها ، که لکه دار می شود
شعر از: میترا جویا
Untitled 2