بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » داستان کوتاه » داستان كوتاه ( شراکت )


فرستنده : سميرا -----
دسته بندی : داستان کوتاه

تعداد بازدید  : 2034
امتیاز : 46

مشخصات
 

داستان كوتاه ( شراکت )


پیرمرد یه همبرگر ، یه چیپس و یه نوشابه سفارش داد . همبرگر رو به آرومی از توی پلاستیک در آورد و اون رو با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد . یه نیمه ش رو برای خودش برداشت و نیمه ی دیگه رو جلوی زنش گذاشت . بعد از اون پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس ها رو دونه دونه شمرد و اونها رو دقیقا به دو قسمت تقسیم کرد و نصفی از اونها رو جلوی زنش گذاشت و نصف دیگه رو جلوی خودش ...
پیرمرد یه جرعه ا زنوشابه یی که سفارش داده بودن رو خورد . پیرزن هم همین کار رو کرد و فقط یه جرعه از نوشابه رو نوشید و بعدش اون رو دقیقا وسط میز قرار داد . پیرمرد چند گاز کوچک به نصفه ی همبرگر خودش زد . بقیه ی افرادی که توی رستوران بودن فقط داشتن اونها رو نگاه می کردن و به راحتی می شد پچ پچ هاشون رو در مورد پیرمرد و پیرزن شنید :
« این زوج پیر و فقیر رو نگاه کن طفلکی ها پول ندارن واسه خودشون دو تا همبرگر بخرن .»
پیرمرد شروع کرد به خوردن چیپس ها در همین حال بود که یه مرد جوان که دلش به رحم اومده بود سر میز اونها اومد و خیلی مودبانه پیشنهاد داد که یه همبرگر دیگه واسه اونا بخره .
 پیرمرد جواب داد : نه ممنون ما عادت داریم که همیشه همه چیز رو با هم شریک بشیم .
بعد از ده دقیقه افرادی که پشت میزهای کنارنشسته بودن متوجه شدن که پیرزن هنوز لب به غذا نزده . پیزن فقط نشسته بود و غذا خوردن شوهرش رو تماشا می کرد و فقط هر از گاهی جاش رو با شوهرش توی نوشابه خوردن عوض می کرد درهمین حال بود که دوباره مرد جوان سر میز اونا آمد و دوباره پیشنهاد داد که واسشون یه همبرگر دیگه بخره .
این بار پیرزن جواب داد : نه ممنون ما عادت داریم همه ی چیزها رو با هم شریک بشیم .
چند دقیقه بعد پیرمرد همبرگرش رو کامل خورده بود ومشغول تمیز کردن دست و دهنش با دستمال بود که دوباره مرد جوان سر میز اونا امد و به طرف پیرزن که هنوز لب به غذا نزده بود رفت و گفت : می تونم بپرسم منتظر چی هستید ؟
پیرزن به صورت مرد جوان خیره شد و گفت : دندان !

Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان آموزش آب كردن شكم در 90 روز
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 268 نفر

محصولات روز







طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری