دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 170 نفر

آگهی



 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » مقالات مذهبی » مذهب دوره هخامنشيان

فرستنده : عباسعلی ایزدی مقدم
دسته بندی : مقالات مذهبی

تعداد بازدید  : 1220
امتیاز : 77

مشخصات
 

مذهب دوره هخامنشيان


الواح و آثار موجود عصر هخامنشيان حكايت از اين دارد كه مذهب غالب اين عصر آئين زرتشت يا تعاليم مشابه آن بوده است . در عين حال همين الواح و كتيبه ها نشان مى دهند كه مذهب مهرپرستى نيز رايج بوده است . در يكى از كتيبه ها اردشير دوم مى گويد: « من صورت مهر و ناهيد را مى سازم و در اين ساختمان قرار مى دهم » و اين خود با تعاليم زرتشت كه ساختن صورت خدا يا خدايان را حرام مى دانست ، منافات دارد.  بنابراين ، دين غالب آن روزگار ميترائيسم آريائى بوده است . برخى محققان معتقدند كه ايرانيان از ديرباز ناهيد را مى پرستيده اند، بنابراين مذهب عصر هخامنشى هر چه بوده با پرستش ناهيد تعارض ‍ نداشته است .

دليل ديگر بر مذهب مهرپرستى در عصر هخامنشى ، شيوه دفن اموات است كه با آئين زرتشت منافات داشته است . در آئين زرتشت مردگان را دفن نمى كردند، بلكه آنان را در قلعه خاموشان مى گذاردند تا پرندگان از جسد بهره برند . علت اينكه مردگان را دفن نمى کردند ، احترام و قداستى بود كه زمين نزد زرتشتيان داشته است . آلوده كردن زمين از گناهان كبيره بوده است . حال آنكه در عصر هخامنشى ، مردگان را دفن مى كرده اند و شاهان اين سلسله آرامگاه خانوادگى داشته اند.

از طرفى ديگر ايرانيان در آن عصر ، علاوه بر پرستش اهورا مزدا ، چهار عنصر ديگر را مى پرستيده اند :

1.     نور آفتاب و ماه ،

2.     آب ،

3.     خــاك ،

4.     بــــــاد.

بنابراين مى توان فهميد كه در عصر هخامنشى آزادى مذهبى وجود داشته و هر كس ‍ هر مذهبى را كه مى خواسته ، عامل بوده است . پادشاهان اين سلسله در امور مذهب با رعايا هماهنگى داشته اند.  كوروش ، رب النوع بزرگ بابل (مردوك) را مى پرستيد. داريوش در نوروز هر سال هيكل رب النوع مذكور را دست مى گرفت . وقتى داريوش به مصر تاخت ، به عقايد مذهبى مردم آن ديار احترام گذاشت و خود در مراسم عبادى آنان شركت كرد. روى سكه هاى عصر اردشير دوم ، آپلن ، رب النوع يونانى و نام رب النوع فنيقي ها (بعل) حك شده است .

  

روحانيون ايران باستان قبل از زرتشت :

در ايران باستان متوليان رسمى اديان و مذاهب قبل از زرتشت را مغ مى گفتند. مغ ‌ها عامل رواج جادوگرى در جامعه ايرانى بودند. آنان فن جادوگرى را از بابليها و كلدانيها آموختند. هرودت مى گويد : مغ ‌ها طايفه اى از طوايف ششگانه قوم ماد بوده اند. اين مغ ‌ها بودند كه مذهب را به خرافات و جادوگرى و... آلودند. پادشاهان ماد در اقتدار مغ ‌ها و سلطه آنان كوشيدند. نفوذ و پايگاه اجتماعى مغ ‌ها به حدى بود كه پس از انقراض ‍ سلسله مادها، باز هم اين صنف روحانى همچنان مقتدر بود. ميان مغ ‌هاى ايرانى و كلدانى فرق است ، مغهاى ايرانى به تعاليم زرتشت آشنائى كامل داشتند..

 


امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

طالع بینی خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت