بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » » حکایت عارفانه جالبی از اخلاص علامه جعفری در عشق به امیر المومنین علیه السلام

Untitled 2
شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

روشهای عاشقانه زیستن

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

از کورش تا پهلوی

اسراری ناگفته از دوران پهلوی ،اهداف پنهان برگزاری جشنهای 2500 ساله چه بوده ؟ بازخوانی مصور از تاریخ پر رمز و راز ایران زمین

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

روشهای تقویت حافظه

آيا مي دانيد دليل جذابيت جهاني آقاي شرلوك هولمز چيست؟

شامل روشهای علمی برای حل مشکلات زناشویی بین زوجهای جوان

نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار

پر طرفدارترين نرم افزار چند ماه اخير، تنها با خواندن متن برنامه آن را تايپ میکند

گردن بند

کلکسیون گردنبند و دستبند

مجموعه کاملی از انواع گردنبند های ورزشی ، مذهبی ، هنری به همراه دستبند های معروف و زیبا ، مجموعه ای متنوع با قیمت مناسب

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

آموزش افزایش قد

روشهاي ويژه ي چگونگي افزايش واقعي قد از 5 تا 10 سانتيمتر در 10 هفته

فرستنده : mohamad ....
دسته بندی :

تعداد بازدید  : 1920
امتیاز : 13

مشخصات
 

حکایت عارفانه جالبی از اخلاص علامه جعفری در عشق به امیر المومنین علیه السلام

حکایت عارفانه جالبی از اخلاص علامه جعفری در عشق به امیر المومنین علیه السلام

از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر
چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :«ما در
نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام
سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ،
یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و
عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور
ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف
آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود
می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما
پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف
نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را
اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال
آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو
به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی
مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی
دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی
می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل
تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ،
گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ،
آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد.
مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا
شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ
روزنامه در آورد .

عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین
دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر
شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید
– از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع
نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا
اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می
کنید .

سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .
گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست
جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در
کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری
به مادرت بگوئی ها؟معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت!
همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا
شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت
داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می
افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است
که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی
بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را
ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال
مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟
گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض
کنم (باز هم خنده حضار ) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من.
دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک
لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت
دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه
به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر
عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه
دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه
ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک
جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این
آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان
جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید
مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و
آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار
کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.
خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت :
آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ
زندگی من است».


Untitled 2
سفر به اعماق جهان
برترين كارتونهاي 2011
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  ورود حضرت رضا عليه السلام به قم
  خیانت در عشق
  هديه على عليه السلام به مرد فقير
  تفاوت عشق و هوس در ارتباط دختر و پسر و ازدواج
  آداب و رسوم شیطان پرستان یزیدی « لعنه الله علیه »
  لیاقت عشق
  15. شناسنامه حضرت ذالکفل علیه السلام
  اميرمؤمنان على عليه السلام اوّلين و آخرين امام
  تبلیغات مبتکرانه علیه سیگار
  چرا امام حسين عليه السلام در زمان معاويه قيام نكرد؟
  26. شناسنامه حضرت یونس علیه السلام
  سودا زده ی عشق ( شعر )
  از عشق بند نسازيد
  زبان عشق همسرتان را كشف كنيد
  7. شناسنامه حضرت ابراهیم علیه السلام
  عشق چيست....طنز
  1. شناسنامه حضرت آدم علیه السلام
  20. شناسنامه حضرت یوشع علیه السلام
  من پذیرفتم که عشق افسانه است ...
  منظور از دابة الارض در قرآن على عليه السلام است
  چگونه عشق به مرور کمرنگ می شود یا از بین می‌رود؟
  باز یک غزل حکایت کسی که عاشق است...
  سیزده نکته مهم زندگی و عشق از گابریل گارسیا مارکز
  3. شناسنامه حضرت ادریس علیه السلام
  ياري حضرت سيّدالشّهدا عليه السلام از طريق زيارت ايشان
  سجده بر تربت امام حسين عليه السلام
  ویتامینی علیه عصبانیت
  نوشته شدن نام على عليه السلام بر گل درختى در چين
  تسبيح از مرقد مطهر امام حسين عليه السلام
  طلاق درمیان مرغ عشق ها بیشتر از انسان است!
  بی ریا ترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی
  چیز هایی جالبی که از والدینمان آموختیم !! ( طنز)
  نشانه هاي عشق ماندگار
  روش تشخیص نشانه های عشق حقیقی
  مي دونستيد 7 نوع عشق داريم ؟!
  قوانین مورفی *** قوانین عشق ***
  اندازه عشق در زندگيت چقدر است!
  درست كردن تسبيح با تربت امام حسین علیه السلام
  خبر دادن امام حسين عليه السلام از بازگشت خويش به دنيا
  فکر می کنید عشق در چند ثانیه اتفاق می‌افتد؟!
  8. شناسنامه حضرت اسماعیل علیه السلام
  سلمان علیه الرحمه جزو اهل بیت پیامبر (ص)
  گذری بر زندگی حضرت ادریس علیه السلام
  نجات دادن حضرت عباس عليه السلام زن عجوزه اى را از آب فرات
  12. شناسنامه حضرت یعقوب علیه السلام
  شرافت امام علی علیه السلام بر انبیاء (ع)
  خراش عشق مادر
  خدا را دوست دارم ، با تمام عشق خدائیم.
  28. شناسنامه حضرت یحیی علیه السلام
  ذكر با تربت امام حسين عليه السلام
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 160 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری