بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

محصولات روز







 اینجا هستید : بخش مطالب » مذهبی » » حکایت عارفانه جالبی از اخلاص علامه جعفری در عشق به امیر المومنین علیه السلام

Untitled 2
100 هزار کتاب

100 هزار جلد کتاب

داستان رمان شعر تاريخي آموزشي و مقالات تخصصي و عمومي

خودکار جادویی

خودکار جادویی

براي نوشتن پيام هاي محرمانه هر متني ميخواهيد بنويسيد... متن شما نامرئي مي شود

آموزش ایروبیک

آموزش ايروبيك (كارمن الكترا)

برترين وجديدترين آموزش ايروبيك با مشهورترين هنر پيشه هاليوود (كارمن الكترا)

عینک پلیس

عينك POLICE

پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني POLICE

گردن بند

30 مستند جنجالي ايران

جنجالي ترين مستندهاي دیدنی تاريخ ایران را يكجا در این بسته خواهید داشت

سریال های قدیمی

سريال هاي قديمي

با اين محصول در كنار خانواده تا مدت ها سرگرم خواهيد شد !

فرستنده : mohamad ....
دسته بندی :

تعداد بازدید  : 2223
امتیاز : 15

مشخصات
 

حکایت عارفانه جالبی از اخلاص علامه جعفری در عشق به امیر المومنین علیه السلام

حکایت عارفانه جالبی از اخلاص علامه جعفری در عشق به امیر المومنین علیه السلام

از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر
چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :«ما در
نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام
سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ،
یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و
عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور
ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف
آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود
می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما
پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف
نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را
اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال
آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو
به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی
مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی
دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی
می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل
تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ،
گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ،
آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد.
مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا
شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ
روزنامه در آورد .

عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین
دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر
شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید
– از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع
نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا
اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می
کنید .

سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .
گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست
جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در
کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری
به مادرت بگوئی ها؟معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت!
همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا
شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت
داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می
افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است
که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی
بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را
ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال
مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟
گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض
کنم (باز هم خنده حضار ) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من.
دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک
لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت
دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه
به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر
عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه
دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه
ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک
جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این
آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان
جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید
مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و
آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار
کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.
خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت :
آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ
زندگی من است».


Untitled 2
آموزش رفتارهاي زناشويي
آموزش شينيون حرفه اي
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  احترام امام زمان (عج) به تربت امام حسین علیه السلام
  17. شناسنامه حضرت موسی علیه السلام
  مناظره علامه حلی
  روش تشخیص نشانه های عشق حقیقی
  کجایی عشق ؟؟؟
  داستان کوتاه عشق واقعی
  هفت شهر عشق را عطار گشت
  بازديد امام رضا عليه السلام از آية اللّه مصطفی بهشتى
  عشق بورزيد تا به شما عشق بورزند
  19. شناسنامه حضرت هارون علیه السلام
  4. شناسنامه حضرت نوح علیه السلام
  تسبيح از مرقد مطهر امام حسين عليه السلام
  12. شناسنامه حضرت یعقوب علیه السلام
  بهای عشق از داکتر ش. پرتو
  30. شناسنامه حضرت عُزیر علیه السلام
  22. شناسنامه حضرت داوود علیه السلام
  باز عشق مرا...
  احوالات دو برادر كه زوّار امام رضا عليه السلام بودند
  دوست داشتن از عشق برتر است
  سیره ی امیر المومنین
  وکالت و عشق به لگو
  چنین شوهرانی عشق را می کشند!!
  قابل توجه آقايان !! عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید....
  15. شناسنامه حضرت ذالکفل علیه السلام
  سفارش علامه امينى به زيارت عاشورا
  درسی در عشق
  چگونه عشق به مرور کمرنگ می شود یا از بین می‌رود؟
  شكست در عشق كشنده نيست
  27. شناسنامه حضرت زکریا علیه السلام
  داستان عشق اول و اخر من
  صلوات بر سيّدالشهداء عليه السلام مساويست با...
  شركت حضرت زهرا عليها السلام در مجالس زيارت عاشورا
  - عشق بازى با نام دوست
  اندازه عشق در زندگيت چقدر است!
  1. شناسنامه حضرت آدم علیه السلام
  ويروس عشق آنتی ویروس داره ؟!!
  شهادت امام باقر علیه السلام
  ویتامینی علیه عصبانیت
  در هر کشوری عشق چگونه اتفاق می افتد؟
  امام عليه السلام غلامى به نام مصادف داشت هزار دينار به او داد
  7. شناسنامه حضرت ابراهیم علیه السلام
  جایگاه عشق در ازدواج
  میزان عشق و دوستی شما چقدر است؟؟؟؟
  آداب و رسوم شیطان پرستان یزیدی « لعنه الله علیه »
  بی ریا ترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی
  سیزده نکته مهم زندگی و عشق از گابریل گارسیا مارکز
  مفهوم عشق در هنر قرن 21 + عکس
  مكالمه بين امام رضا عليه السلام و شيران درنده مأمون ملعون
  حیات پرفروغ امام زین العابدین علیه السلام
  چگونه عشق را معنا کنیم؟؟؟؟
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 626 نفر

محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری