بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

 اینجا هستید : بخش مطالب » شعرو ادبیات » شعر » یه شعر قشنگ و خوندنی...


فرستنده : مرتضي
دسته بندی : شعر

تعداد بازدید  : 37069
امتیاز : 105

مشخصات
 

یه شعر قشنگ و خوندنی...


پيش از اينها

پيش از اينها فكر مي كردم خدا

خانه اي دارد ميان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتي از الماس و خشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج و بلور

بر سر تختي نشسته با غرور

ماه، برق كوچكي از تاج او

هر ستاره،پولكي از تاج او

اطلس پيراهن او، آسمان

نقشِ روي دامن او، كهكشان

رعد و برق شب، طنين خنده اش

سيل و طوفان، نعره ي توفنده اش

دكمه ي پيراهن او ، آفتاب

برق تيغ و خنجر او ، ماهتاب

هيچ كس از جاي او آگاه نيست

هيچ كس را در حضورش راه نيست

پيش از اينها خاطرم دلگير بود

از خـــــدا ، در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين

خانه اش در آسمان ، دور از زمين

بود ، اما در ميان ما  نبود

مهربان و ساده و زيبا نبود

در دل او دوستي جايي نداشت

مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم ، از خود ، از خدا

از زمين ، از آسمان ، از ابرها

زود مي گفتند:اين كار خداست

پرس و جو از كار او كاري خطاست

هر چه مي پرسي ،جوابش آتش است

آب اگر خوردي، عذابش آتش است

تا ببندي چشم كورت مي كند

تا شدي نزديك ، دورت مي كند

كج گشودي دست ، سنگت مي كند

كج نهادي پاي ، لنگت مي كند

تا خطا كردي ، عذابت مي كند

در ميان آتش ، آبت مي كند...

با همين قصه ، دلم مشغول بود

خواب هايم ، خواب ديو و غول بود

خوب مي ديدم كه غرق آتشم

در دهان شعله هاي سر كشم

در دهان اژدهايي خشمگين

بر سرم بارانِ گُرزِ آتشين

محو مي شد نعره هايم ، بي صدا

در طنين خنده ي خشمِ خدا...

نيّت من ، در نماز و در دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه مي كردم ، همه از ترس بود

مثل از بر كردن يك درس بود

مثل تمرين حساب و هندسه

مثل تنبيه مدير مدرســــــه

تلخ ،  مثل خنده اي بي حوصله

 سخت، مثل حلِّ صدها مسئله

مثل تكليف رياضي سخت بود

مثل صرفِ فعل ماضي سخت بود

تا كه يك شب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد يك سفر

در ميان راه ، در يك روستا

خانه اي ديدم ، خوب و آشنا

زود پرسيدم : پدر ، اينجا كجاست؟

گفت: اينجا خانه ي خوب خداست!

گفت اينجا مي شود يك لحظه ماند

گوشه اي خلوت، نمازي ساده خواند

با وضويي ، دست و رويي تازه كرد

 با دل خود، گفت و گويي تازه كرد

گفتمش: پس آن خداي خشمگين

خانه اش اين جاست؟ اين جا ، در زمين؟

 گفت : آري، خانه ي او بي رياست

فرش هايش از گليم و بورياست

مهربان و ساده و بي كينه است

مثل نوري در دل آيينه است

عادت او نيست خشم و دشمني

نام او نور و نشانش روشني

خشم، نامي از نشاني هاي اوست

حالتي از مهرباني هاي اوست

قهر او از آشتي، شيرين تر است

 مثل قهرِ مهربانِ مادر است

دوستي را دوست، معني مي دهد

قهر ما با دوست، معني مي دهد

هيچ كس با دشمن خود، قهر نيست

قهريِ او هم نشان دوستي است...

تازه فهميدم خدايم، اين خداست

اين خداي مهربان و آشناست

دوستي ، از من به من نزديك تر

از رگ گردن به من نزديك تر

آن خداي پيش از اين را باد برد

نام او را هم دلم از ياد برد

آ ن خدا  مثل خيال و خواب بود

چون حبابي، نقش روي آب بود

مي توانم بعد از اين، با اين خدا

دوست باشم، دوست، پاك و بي ريا

مي توان با اين خدا پرواز كرد

سفره ي دل را برايش باز كرد

مي توان درباره گل حرف زد

صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران راز گفت

با دو قطره ، صد هزاران راز گفت

مي توان با او صميمي حرف زد

مثل ياران قديمي حرف زد

مي توان تصنيفي از پرواز خواند

با الفباي سكوت آواز خواند

مي توان مثل علف ها حرف زد

با زباني بي الفبا حرف زد

مي توان درباره هر چيز گفت

مي توان شعري خيال انگيز گفت

مثل اين شعر روان و آشنا:

«پيش از اين ها فكر مي كردم خدا...»


Untitled 2
آموزش شنیون حرفه ای سفر به اعماق جهان آموزش رفتارهای زناشویی کثیف ترین شغل های جهان آموزش آب كردن شكم در 90 روز
امتیاز دهید نظرات    
شما هم مطالب جالب و خواندنی خود را با نام خود ارسال کنید

مطالب مرتبط
  نمی خواهم ( شعر )
  خيال نكن ( شعر )
  دارم میرم ( شعر )
  سخته ( شعر )
  بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست
  اهل دانشگاهم - شعر طنز
  اندیشه و فلسفه عرفان در شعر مولانا
  شیطان در شعر شاعران
  اس ام اس هاي قشنگ !!
  چند شعر كوتاه
  4 شعر از لئونارد کوهن، شاعر و و خواننده بزرگ کانادایی
  سه تا داستان كوتاه ولي قشنگ داريم بخونيد خوشتون مياد
  یه شعر از جامي
  اینم چند تا جمله قشنگ !!! ( ايليا)
  زاغکی قالب پنیری دید - شعر طنز
  باز کن پنجره را ( شعر )
  به خدا خسته شدم ( شعر )
  دلم گرفته آسمون ( شعر )
  دستهایم برایت شعر می نویسند...
  خدا حافظ گل لادن ( شعر )
  سه قطعه شعر زیبا ...
  سخت است درد خود را از ديگران شنيدن ( شعر )
  شیطان در شعر شاعران
  داستان قشنگ شیطان ونمازگذار
  عاشقم بر خط زیبا عاشقم بر شعر ناب
  پیر در شعر حافظ
  خداحافظ ای شعر شب های روشن
  یه شعر قشنگ و خوندنی...
  خیلی سخته ( شعر )
  گر نمی دیدم تو را ( شعر )
  وصيت ( شعر )
  حسنی نگو - شعر طنز
  یک شعر زیبا از سهراب سپهری
  حرفاي قشنگ قشنگ
  احساس هاي قشنگ خود را آشکار کنيد
  دو تا شعر اول رو اکثرا خوندن اما شعر سوم رو نه
  سودا زده ی عشق ( شعر )
  امشب دلم گرفته ( شعر )
  داستان قشنگ شيطان ونمازگزار
  تا هميشه سر حرفي كه زدي ميماني ؟( شعر )
 
دسته بندی مطالب


افراد آنلابن
کاربران آنلاین 116 نفر

آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
 
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری