بعد از صدور جلد اول شناسنامه خر و چاپ و انتشار آن از سراسر جهان بانگهاي گوناگوني بلند شد و خران شماره يك و خران شماره دو و آدميها و آدمها خر شناسان و خر دوستان و خر سازان و خر فروشان و خر سواران و خر فريبان و خر شدگان و كره خران شماره دو هر كدام به نحوي اظهار نظر و قضاوت و داوري نمودند و نامه ها و تلفنها و پيامهاي خود،هر يك شناسنامه و نويسنده اش را از پشت عينك ويژه خود ديده و به همان گونه توصيف كردند.
گروهي از آدميهاي آدم نديده با نامه ها و پيامهاي اغراق آميز خود نويسنده را فيلسوف و متفكر و بزرگترين نويسنده قرن لقب دادند و بر عكس گروهي ديگر وي را مدير كل امار خران و وكيل مدافع الاغ ناميدند و شناسنامه و نويسنده اش را قاچاق و محكوم به اعدام فرمودند و در اين ميان نامه و قطعنامه سازمان جهاني خران جالب بود كه از نظر كابران گرامي ميگذرد.
اي نخستين نويسنده شناسنامه با اداي احترامات خرانه و عرص مراسم حيوانانه رونوشت قطعنامه كنگره فوق العاده سازمان جهاني خران را كه به منظور بررسي شناسنامه تشكيل يافته بود تقديم ميداريم و توضيحآ به عرض مي رسانيم:
1)جامعه خران خود را موظف ميداند كه احساسات داغ و عواطف گرم راس راس خران سراسر جهان را به شما ابلاغ و از خدمات ارزنده شما از ژرفاي جانشان سپاسگزاري نمايند.
2)چون شما نخستين كسي هستيد كه در تاريخ جهان دست به يك كار بي سابقه زده ايد و با كمال رشادت و شجاعت حاضر شده ايد نامتان را بعد از نام خران بنويسيد و بر خلاف بيشتر نويسندگان كه سود و مصلحت خويش را بر همه چيز مقدم ميدارند و با نوشتن مقاله يا رساله و كتابي در باره موضوعي جنجالي و هيچ و پوچ يا درباره موضوعي خيالي و افسانه اي بد آموز و ويرانگر يا درباره موضوعات شهوت انگيز و رمانهاي جنسي و جنايي يا درباره تعريف و تمجيد و توصيف چشم و ابرو و باسن وسكس فلان هنرپسشه هرزه بدنام يا توصيف يال و كوپال و موش و گربه فلان كله گنده،نامشان بر سر زبانها افتاده و نانشان توي روغن ميفتد و صاحب همه چيز ميشوند شما از همه چيز چشم پوشيده و از هيچ چيز نهراسيده و رشيدانه و بي باكانه از آبروي بر باد رفته خران دفاع كرده و بذر اميد در دل آنها پاشيده ايد و اگر كميته ي مبارزه با استعمار سازمان ملل و سازمانهاي حقوق ادميها وجدان و عقل و شعوري ميداشتند و راست ميگفتند و دوز و كلكي در كارشان نبود حقآ مي بايست گرابهاترين مدالها را به شما اختصاص داده و به جاي مرد سال شما را مرد قرن معرفي نمايند و اين حق كشي و چشم پوشي آدميها نيز يكي ديگر از پرونده هاي ننگين آنهاست و ما برعكس آنها وظيفه حتمي و دين اخلاقي خود ميدانيم كه صميميانه از شما تشكر كنيم و رونوشت قطعنامه سازمان جهاني خران را به پيوست تقديم كنيم تا در كوزه بگذار و از مزاياي آن بهره مند گرديد.
اثر سم رئيس دفتر سازمان جهاني خران.....
در كنگره عمومي خران كه به منظور حق شناسي و قدر داني از نويسنده كتاب(شناسنامه خر)تشكيل يافته بود مواد زير به رفراندوم همگاني گذاشته شد و به اتفاق آرا تصويب و به خران سراسر جهان بخشنامه ابلاغ گرديد و اجراي اين قطعنامه نخست بر عهده وجدان پاك و بي آلايش راس راس خران و سپس بر عهده خران ديزه و كله خران خر دوست ميباشد.
1)بزرگترين و گرانبهاترين مدال افتخار آميز خرانه(مدال خر شناسي)به ايشان واگذار ميشود.
2)هيچ خري و كره خري حق لگد زدن و گاز گرفتن ايشان را ندارد.
3)تمام خران موظفند در بخورد با ايشان هورا بكشند(عرعر كنند) و هر خري كه بدين وظيفه عمل نكند بي درنگ از جامعه خران رانده و مطرود و منفور خواهد شد و همه خران وظيفه شناس بايد بدانند كه چنين خراني حق سكوت گرفته اند و جاسوس و مزدور بيگانه گشته اند.
به دليل طولاني بودن موارد 4 و 5 از نوشتن آن صرف نظر شد.
6)سازمان جهاني خران به اتفاق آرا تصويب نمودند كه يك راس خر به نام (جنابعالي) به عنوان سخن گوي خران وسفير كبير تام الاختيار به حظورتان معرفي نمايند تا موضوعات حياتي ومشكلات ومطالب مربوط به خران را حضوري بررسي وگفتگو كنند وراه چاره اي براي آنها بينديشيد-
دوستدار شما سازمان جهاني خران-اثرسم ...مليارد خر-
ورود كله
بعد از ورود كله خر به حضور نويسنده ي شناسنامه خر و تقديم قطعنامه وهداياي سازمان جهاني خران مذاكرات رسمي در محيطي گرم ودوستانه ودر جلسات سري بدين گونه آغاز گرديد
جنابعالي:
آقاي نويسنده شما نيك مي دانيد كه ما جامعه ي خران از آغاز پيدايش تا كنون با چه مشكلات و موانع و گرفتاري هايي رو برو بوده ايم و از همه ي حيوانات و مخصوصا از خر مگس و از آدميها ي بهره كش چه رنجها كه نديده و چه ستم ها نكشيده ايم و تا كنون هم هيچ كس به فكر ما نبوده و به ياري ما بر نخواسته ايت
نويسنده:
آقاي كله خر اصولا چرا شما از اول خر شديد تا ديگران بر شما سوار شوند واز شما بهره كشي كنند،مي خواستيد شما هم آدم شويد تا بر مهم ي موجودات فرمانروايي كنيد و به جاي سواري دادن سواري بگيريد
جنابعالي:
اولا آدم شدن به اين آساني نيست واز ميان هر يك ميليون نفر آدمي اگر يك نفر بتواند آدم شود خيلي هنر كرده است تا چه برسد كه خران بتوانند آدم شود و ثانيا ما از اول اين قدر ها خر نبوديم بلكه ما هم مانند ساير حيوانات آزاد آفريده شده بوديم و زندگاني مستقل و شرافتمندانه اي داشتيم و به هيچ حيواني هم باج و خراج نمي داديم و اين آدميهاي نقشه كش و ستمگر بودند و ما را در طويله هاي تنگ و تاريك زنداني ساختند و نگذاشتند چشم و گوشمان باز شود و راه چاره اي پيدا كنيم وباز همين آدميهاي مرموز و بهره كش بودند كه پالان و افسارو زنگوله و منگوله و هزاران اعتياد هاي خطر ناك ديگر معتاد و آلوده ساختند و با همين سلاح هاي ويرانگر آخرين سنگر هاي دفاعي ما را درهم كوبيدند و عرق بريزند و بار كشند و در پايان ، كار كرد و دستمزدشان را دو دستي تقديم اربابان نمايند تا توبره كاهي يا زنگوله و منگوله اي دريافت دارند
نويسنده:
آقاي جنابعالي به نظر شما چون خران مدتي خر شده اند بايد تا پايان عمر هم خر باشند؟
جنابعالي:
متاسفانه آدميهاي ستمگرآنقدر خران را خر كده اند كه خودشان هم نميدانند خر شده اند و گمان مي كنند خردمندترين و خوشبخت ترين حيوان روي زمين هستند و روي همين اصل هيچگاه به فكر آزادي و رهايي از خريت نيستند اين خود بزرگترين و كشنده ترين درد بي درمان خران است
از اينجا به بعد پس از ورود كله خر مناظره بين نويسنده و جنابعالي شروع ميشود كه خواندنش خالي از لطف نيست.