
يك رابطه اي خوب و معنادار به زندگي شما رنگ ديگري مي بخشد و در تك تك سلول هاي شما حسي دلچسب ايجاد مي كند .
در مقابل ، يك رابطه پر تنشن ، استرس زا ، سلامتي شما را به خطر مي اندازد، سيستم ايمني شما به تدريج تحليل و احتمال وقوع سكته مغزي و قلبي، فشارخون بالا ، ديابت بسيار بالا مي رود.
در اين جا به پنج راهكار جهت تقويت و تثبيت بهينه رابطه خود اشاره مي كنيم :
1- به كارهاي خود برسيد!
براستي در طول روز چقدر به اينكه طرف مقابلتان چه كاري انجام مي دهد و يا درست و غلط بودن آن فكر مي كند ؟به خودتان مسلط شويد ، شما مي توانيد بروي كارهاي مربوط به امور روزمره خودتان كه بايد انجام دهيد يا حداقل در آن زمان مي توانيد انجام دهيد فكركنيد.
مي توانيد به يك دوست زنگ بزنيد ( البته در صورتي كه فقط احوال پرسي كنيد ، نه اينكه دوباره در مورد همسرتان شكايت كنيد! ) ، اگر نياز است به كارهاي عقب افتاده مالي تان برسيد ، به باشگاه ورزشي و يا پياده روي برويد و حداقل وزن اضافه خود را كم كنيد !
به هرصورت مي شود كاري مفيد تر از خود خوري و شكايت انجام دهيد . حقيقتا" اگر بطور مداوم نگران و آشفته باشيد نهايتا" خودتان صدمه مي بينيد ( مخصوصا" در مورد خانم ها كه با خشم و عصبانبت ، خود خوري مي كنند ، در معرض حمله هاي قلبي هستند !) پس به جاي اينكه تمام انرژي خود را صرف گله گذاري و شكايت از طرف مقابل خود بكنيد ، به كارهاي شخصي خود برسيد .
2- ياد بگيريد بي خيال و شادباشيد ، چه فرقي دارد او در حال حاضر چه مي كند،
اگر قرار باشد شما فقط به خاطر نفر مقابل سرحال باشيد ، خود را داغان كرده ايد . اگر دريك روز خوش ، ناگهان كسي وارد شود و تمام عصبانيت ، استرس و يا توهمات خود را بخواهد به شما تلقين كند ، به خودتان بياييد و اجازه ندهيد اين جو شما را نيز تحت تأثير قرار دهد.
فقط تصميم بگيريد كه خوشحال و شاد باشيد و به چيزهايي هر چند كوچك فكر كنيد كه هميشه براي شما لذت بخش بوده است .
3- به ضمير نا خود آگاه خود گوش دهيد
رنجش و عذابي كه در يك رابطه ايجاد و يا حبس مي شود، به شما بيشتر از نفر مقابل ضربه مي زند ، علائم مضرات ناشي از خود خوري ها و استرس را بشناسيد ، مانند ، سردرد ، دردهاي شكمي ، درد در ناحيه پشت و گردن.
با شروع اين دردها ، اين خود شما هستيد كه به خودتان مي توانيد كمك كنيد ، به خود و موقعيتان تسلط پيدا كنيد و فورا" كاري را انجام دهيد كه هميشه مورد علاقه تان بوده ( البته نه اينكه بخواهيد به ديگران بپريد و حالت خود را به ديگران نيز القاء كنيد )
بطور مثال : زماني كه با همسرتان بحث مي كنيد و با استرس و حالت آشفتگي ناگهاني روبرو مي شويد ، معمولا" با شروع سردرد است كه بايد سريعا" يك دوش آب گرم بگيريد ، يا براي رهايي از آن محيط به پياده روي برويد، بااين كار خود را يك مقدار متعادل تر مي كنيد و حالت اوليه آرامش شما تا حدي باز مي گردد.
4- نقاط ضعف خود را بشناسيد
معمولا" طرف مقابتان شما را مي شناسد و مي داند كه شما روي انجام چه كاري و در چه زماني حساس هستيد ، به آنهاخرده نگيريد ! اين شما هستيد كه با شناخت نقاط ضعفتان ، بايد در شروع ، نطفه را خفه كنيد ! مي توانيد كاري غير مرتبط با اوضاع انجام دهيد تا جلوي عكس العمل نا به هنگام و منفي شما را بگيرد ، به يك اتاق ديگر برويد يا سر شوخي را با همسرتان باز كنيد ، بي خيال باشيد...خوب ! كاري سخت است و لي با انجام و تكرار آن مي بينيد كه اين صحنه هاي نمايشي چقدر بهتر از درگيري است .
5- اعمال خوب را بپذيريد
نكات مثبت طرف مقابل خود را بدانيد و به خودتان دوباره و دوباره يادآوري كنيد ، حتي اگر 90% او باعث خشم و رنجش شما مي شود به بقيه ويژگي هاي وي فكر كنيد كه هميشه آنها را دوست داشتيد ! و همزمان به اشتباهات خود اعتراف كنيد ، در اين هنگام است كه معجزه اي در طرف مقابلتان رخ مي دهد و بطور باور نكردني موضع خود را تغيير و بهبود مي بخشد.
در آخر باز هم تأكيد مي كنيم ، با عصبانيت و تنش هاي موجود در يك رابطه و تمركز بر آنها ، تنها به جسم و روحتان صدمه مي زنيد .
" هر كسي كه قادر است اين طور شما را عصباني و آشفته كند بر شما تسلط مي يابد و به خود اجازه ميدهد هميشه از جانب او تحت فشار باشيد . "