گر نمی دیدم تو را ( شعر )
گر در این دنیا نمی دیدم تو را
گر نبودم با تو هرگز آشنا
گر در آن محفل نبودی همچو شمع
یا نمی دیدم تو را در بین جمع
گر ز هر بیگانه ای بیگانه تر
می گذشتم از کنارت بی خبر
گر به سوی من نمی کردی نگاه
با نگاهی گر نمی رفتم ز راه
عاشقی گر در سرشت من نبود
یا که عشقت سر نوشت من نبود
گر تو را بخت بد کوتاه من
سوی دیگر می کشید از راه من
این زمان جانم ز عشقت پر نبود
سینه ام منزلگه این درد نبود
گر چه عشقت غیر محنت بر نداشت
ساقیت جز درد در ساغر نداشت
گر چه دیدم در رهت دام بلا
وای بر من گر نمی دیدم تو را

Untitled 2