جهان دوم روحی
جهان دوم روحی
بعد از مرگ كليه ي كساني كه داراي نواقصي در سير تكاملي روحي خود هستند بنا به قانون حاكم ، وارد جهان دوم مي گردند و جهان دوم جهان ظلمت ناميده مي شود . منظور از جهان ظلمت يك محيط خاصي نيست بلكه محيطي هزاران مرتبه بالاتر از محيط مادي و گسترده تر از آن كه خود داراي طبقاتي مي باشد، است . هرچه به سطوح پايين آن برويم ظلمت و تاريكي حاكم است و در تاريك ترين نقاط آن ارواح شرور ، بنا به حكم قانون به ساير ارواح حاكميت دارند و آنان هميشه در آزار و اذيت يكديگر هستند و اين روند تا زماني ادامه دارد كه آنان به حدود خاصي از درك وارد گردند. سطوح بالاي جهان ظلمت نسبت به سطوح پاييني آن بسيار عالي است ولي در نوع خود ارواح ، محلي براي تطهير و رسيدن به درك لازم مي باشد و در آنجا ارواحي جهت ارشاد و پاك سازي روحي هميشه از جهان هاي قانون بالا براي انجام ماموريت وجود دارند و جهان دوم مستقيماً زير نظر قانون جهان سوم اداره مي گردد و آنجا بسيار بد جايگاهي است. از سطوح جهان ماده هر كسي توانايي ورود به جهان دوم و سوم و جهان هاي بالاتر را قبل از مرگ ندارد. هر كسي بخواهد به جهان هاي بالاتر وارد گردد به حكم قانون لايتغير امكان برگشت دوباره به ماده را ندارد ولي كساني كه در حالات روحي ، موفق به درك جهان دوم يا سوم يا جهان هاي بالا مي گردند در حقيقت به اين جهان ها وارد نمي گردند بلكه آنها سير خود را در ابرآگاهي نسبت به جهان هاي بالا توسط ارواحي كه شايد او را ببيند و يا نبيند انجام مي دهند و شخص خيال مي كند كه واقعاً به آن جهان ها وارد گرديده و يا مشابهي از شرايط جهان هاي بالا را به امر قانون در جهان مادي توسط ارواح راهنما براي شخص مذكور به وجود مي آورند.
قانون اينست كه تا كسي خود عملاً به جهان دوم يا سوم يا بالاتر وارد نگردد از اسرار آن با خبر نمي گردد و هيچگونه اطلاعاتي به جز آن مواردي كه از طرف قانون صلاح ديده شده و لازم است از آن جهان ها درز نمي كند و اگر كسي هم به نوعي در ابر آگاهي از آن اطلاع يابد ، مي بيند كه موقع بيداري قسمت اعظم رويا و سير و سفر وي به ذهن آگاهي عادي اش وارد نشده و چيزي به يادش نمي آيد .
كساني كه سلسله وار پشت سر هم يكي بعد از ديگري نماينده قانون خواهند بود حق استفاده از آن را دارند تا بتواند بعضي از افراد را بنا به صلاحديد در جهان هاي بالا البته با توجه به حدود و قدرت حاكميت وي كه از قانون تعيين ميگردد ، سير دهد . فقط نماينده قانون انرژي لازم جهت سير اشخاص در جهان هاي بالا به نسبت اجازه اي كه داده شده ، دارد و هر كس اين ادعا را ميكند كه توانسته در جهان هاي بالا سير كند كذب محض است و اگر بخت يار بوده حداكثر در ابرآگاهي ميتواند باشد.
كساني كه محدوده جهان ظلمت را سير نموده اند آن را بسيار بد جايگاهي مي دانند . البته این خود نيز از رحمت خداوندي است . همچنان كه در قرآن كريد مي فرمايد: «جهنم از ظاهر عذاب دوزخ است و از باطن در رحمت» و اينگونه اشخاص پس از سير خود از ديدن آنجا بسيار غمگين و فشار خاصي را متحمل مي گردند و به خود فرو ميروند و آنان حتي از نگاه كردن به جهان دوم كراهت از خود نشان ميدهند و موقع سير از روي آن تمايلي به ديدن آن ندارند و از ارواحي كه در آن هستند بسيار گريزانند و نمي خواهند اعمال آن ها گريبانگر اينان گردد. حتي نگاه كردن از دور به جهان دوم بسيار ناراحت كننده است . انسان هايي كه در آن محيط قرار دارند تمام اعمالشان را با خود حمل مي كنند و ديدن اين افكار و حالات روحي بسيار زننده و دلگير است . اما غافل از آن كه همه خود مي دانند ولي بدان عمل نمي كنند . انسانها با اعمالي كه انجام داده اند (با اينكه از آن گريزانند) بعد از مرگ به جهان دوم مي روند . نفس شيطان در جهان دوم حاكم است . پس هر كس می تواند نفس شيطان را از خود دور كند . تا زماني كه حتي ذره اي از آن باقي باشد حق ورود به جهان سوم را ندارند . البته راه براي آنان هميشه باز است ولي حيایي كه به جهان سوم حاكم است از شرم ، آنان را خرد خواهد كرد . آنهايي كه به اسفل السافلين يا قعر جهان دوم مي روند ، روح آنان مرده است وتحمل فشار حاكي از شرم و حيا را نخواهد داشت و به خود اجازه ورود به جهان سوم را نخواهند داد .هر كس بميرد به نسبت اعمالي كه انجام داده روحش داراي انرژي خاصي خواهد بود و اين انرژي كه محدود به اعمال اشخاص است آنان را از روي جهان دوم رد مي كند و هركجا كه سطح ارتعاش آنان با آن برابر باشد ، فرود مي آورد . هر كسي كه ميميرد سوار تاب الهي ميگردد (پل صراط) و تاب الهي او را با خود به بالا مي برد و تا آنجا كه انرژي دارد سوار آن است در جايي كه انرژي اش تمام شد از آن پياده مي شود. انرژيی که انسان را حداقل به جهان سوم ميرساند از نوع انرژي طلايي يا قانون است و كساني كه نتوانند به انرژي طلايي دسترسي پيدا كنند لاجرم لايق جهان دوم خواهند بود و بعد از طي مراحلي كه مربوط به تطهير روحي آنان است ميتوانند به آن انرژي دسترسي و به وسيله آن به جهان سوم وارد گردند. كساني كه به طور آزمايشي از طرف قانون به جهان سوم فقط براي يك لحظه وارد شده اند ، گفته اند اگر انرژي قانون از ما حمايت نمي كرد بر اثر شرك و حيايي كه داشتيم و خود را لايق آن جهان نمي ديديم ، خرد مي شديم و امكان تحمل چنان فشاري براي ما ميسر نيست و اگر كساني توسط يك انرژي برتر به جهان بالاتر از حدود خود بروند به محض اينكه حمايت آن انرژي از آنان قطع گردد فوراً به سطح جهاني كه لایق آن هستند برمي گردند.
Untitled 2