شبى دزدى وارد خانه روضه خوانى شد،
شبى دزدى وارد خانه روضه خوانى شد،
وسائل قيمتى منزل را جمع كرد، و در يك چادر شب بزرگ پيچيد. هنگامى كه
خواست آنرا بلند كند تا بر پشتش بيندازد و فرار كند، بر حسب عادت گفت : يا على
روضه خوان از صداى ياعلى دزد از خواب پريد، و از جا بر خاست و مچ دزد را گرفت و گفت : كجا؟ من يك عمر يا حسين
گفته ام تا اين وسائل را تهيه نموده ام . حالا تو مى خواهى همه اينها را با گفتن يك يا على ببرى ؟!
از نظری که میدهید متشکرم
Untitled 2